𝐀𝐭𝐞𝐞𝐳
11 stories
Amygdala ( Atz ver.) by tiny8m1t
tiny8m1t
  • WpView
    Reads 2,003
  • WpVote
    Votes 285
  • WpPart
    Parts 11
-• 𝐍𝐚𝐦𝐞: 𝘈𝘮𝘺𝘨𝘥𝘢𝘭𝘢 -• 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝘙𝘰𝘮𝘢𝘯𝘤𝘦, 𝘗𝘰𝘭𝘪𝘵𝘪𝘤𝘢𝘭, 𝘈𝘤𝘵𝘪𝘰𝘯, 𝘔𝘺𝘴𝘵𝘦𝘳𝘺, 𝘌𝘯𝘦𝘮𝘪𝘦𝘴 𝘵𝘰 𝘓𝘰𝘷𝘦𝘳𝘴, 𝘚𝘮𝘶𝘵 -• 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞𝐬: 𝘠𝘶𝘯𝘎𝘪, 𝘚𝘢𝘯𝘏𝘸𝘢 -• 𝐒𝐲𝐧𝐨𝐩𝐬𝐢𝐬: مینگی در سایه‌ها زندگی می‌کنه، هکر کلاه سیاهی که برای انتقام برادر دوقلوش، بازی خطرناکی رو آغاز کرده. بازی‌ای که یونهو، پسر سیاستمداری بلندپرواز، ناخواسته مهره‌ی اصلی اون می‌شه. اما هرچی بیشتر در تاریکی این نقشه فرو می‌ره، حقیقت‌هایی آشکار می‌شن که مرز بین دشمنی و چیزی عمیق‌تر رو محو می‌کنند. وقتی گذشته با رازی مدفون به حال هجوم میاره، چه کسی شکارچی هست و چه کسی شکار؟و مرگی که در این بین رقم می‌خوره، پرده از چه رازهایی برمی‌داره؟
505( Woosan, Yungi, Winrina) by tiny8m1t
tiny8m1t
  • WpView
    Reads 19,511
  • WpVote
    Votes 2,452
  • WpPart
    Parts 35
Name: 505 Genre: Romance , Sci-fi , drama, smut Couples: woosan, yungi, winrina خلاصه: در دنیایی که همه چیز بر اثر یک بیماری ناشناخته در خطرـه و حیات بشر دچار تهدید شده، چوی سان، فضانوردی که با فداکاری و پا گذاشتن به مأموریت تأیید نشده‌ای برای نجات بشریت، راهی میشه؛ غافل از اینکه با رو به رو شدن فضاپیما با کد خطای 505 ، سال‌های بسیاری بی‌خبر در کرهٔ زمین می‌گذره؛ در حالی که در اون طرف کهکشان ها، وویونگ، تنها کسی‌ـه که هنوز به زنده بودنش باور داره. چه اتفاقی میوفته وقتی که پس از بیست سال، برخلاف تصور همه، سان زنده به زمین برگرده؟!
Blue Umbrella | چتر آبی by Monilllaa
Monilllaa
  • WpView
    Reads 35,223
  • WpVote
    Votes 4,658
  • WpPart
    Parts 30
وویونگ در آستانه سالگرد جداییش از سان یه تصمیم احمقانه می‌گیره، اینکه به همه بگه با فلیکس تتو آرتیست معروف کره خوابیده. Couples: Woosan , Hyunlix , Minsung کمدی، روزمره، رومنس
My sponsor ๛𝕎𝕠𝕠𝕊𝕒𝕟༻ by _iamanita_
_iamanita_
  • WpView
    Reads 11,583
  • WpVote
    Votes 1,746
  • WpPart
    Parts 32
•اسپانسر من• خلاصه: درست وقتی که وویونگ فکر می‌کرد بالاخره داره به رویاهاش نزدیک می‌شه، چرخ سرنوشت نشونش داد وجهه‌ی دیگه‌ی آیدل بودن و صنعت سرگرمی می‌تونه چقدر سیاه و کثیف باشه... وقتی یه رسواییِ غیرقابل جبران داشت راهِ نفس کشیدن گروهِ روکیِ ایتیز رو می‌بست، یهو دست کمکی به طرفشون دراز شده بود از جنس شهوت و تصمیم برای بقای گروه یا خاکستر شدن تمام داشته‌هاشون فقط به تصمیم وویونگ بستگی داشت... ولی اصلا حق انتخابی در کار بود!؟ یا همه‌اشون فقط مهره‌های بازی یه نفر شده بودن...!؟ 🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺 * واسه هر پست این فیک زمان زیادی صرف شده تا حدالامکان با رعایت تمام جزئیات، موقع خوندن فیک بتونید بهتر باهاش ارتباط برقرار کنید؛ خواهشا کسی کپی نکنه!! * *رده‌ی سنی +۱۸ سال رو حتما رعایت کنید* ❤️‍🔥کاپل اصلی: ووسان | سان تاپ❤️‍🔥 (این فیکشن دوتا ورژن مختلف از دوتا کاپل و گروه مختلف داره)
call me kitten  𔘏 Woosan  𔘏 by mococo8343
mococo8343
  • WpView
    Reads 5,578
  • WpVote
    Votes 539
  • WpPart
    Parts 22
وویونگ یه کارمند گوشه گیر و منزویه تا اینکه یه روز شرکتشون یه کارمند جذاب برای کافه تریا استخدام میکنه و این اولین باریه که وویونگ راجع به یه نفر کنجکاو میشه
Phantom, Clues(S2) by offonox
offonox
  • WpView
    Reads 709
  • WpVote
    Votes 101
  • WpPart
    Parts 5
●کاپل: یونگی، ووسان -وهم آلود، قرارگاه گذشتگان(فصل دوم) ●بعد از کشته شدن مادر کنت یونهو جونگ، همه چیز برای هتل امرالد و اهالی‌ش از قبل هم پیچیده‌تر میشه. عشق جوشان درون کنت با تنفر و خشم جایگزین شده و به نظر نمیاد هیچ چیزی بتونه او رو به آدم خوش‌قلبِ ساده‌دلِ گذشته‌ها تبدیل کنه. -ولی من عاشقتم یونهو. -این به ظاهر عشق تو چیزی جز خون‌بازی برای من نداشته خائن دروغگو. ●ژانر: عاشقانه، تاریخی، فانتزی
Phantom, Turbulent World(S1) by offonox
offonox
  • WpView
    Reads 12,049
  • WpVote
    Votes 2,436
  • WpPart
    Parts 55
●کاپل: یونگی، ووسان، سونگجونگ -وهم آلود، دنیای پرآشوب(فصل اول) ●یونهو به عنوان وارث هتل اِمِرالد دچار دسیسه های اطرافیانش بر سر قدرت و پول میشه و تاجایی پیش میره که دیگر به خودش هم یارایی برای تکیه نداره. چه کسی در اوج نزاری او رو به زندگی برمی‌گردونه؟ -می‌دونی همیشه متنفر بودم از این کلمات زیبا و وهم آلود. من نمی تونم به کسی اعتماد کنم. +اعتمادت رو نمی‌خوام. فقط بذار ازت مراقبت کنم. ●ژانر: عاشقانه، تاریخی، معمایی، کمی فانتزی
𝐕𝐎𝐑𝐓𝐄𝐗🌪[𝐖𝐨𝐨𝐬𝐚𝐧] by Hera_ishere
Hera_ishere
  • WpView
    Reads 6,222
  • WpVote
    Votes 1,056
  • WpPart
    Parts 18
توی دنیایی که تنها یک درصد از مردم قدرت‌های ویژه داشتن، آلفایی ملقب به وُرتِکس، سال‌ها به‌عنوان قهرمانی بی‌رقیب توی میدون‌های نبرد درخشید اما بعد از حادثه‌ای مرموز، کنترلش رو از دست داد؛ از نماد افتخار به خطری مهیب برای جامعه تبدیل شد و داخل سلولی تاریک و سرد به زنجیر کشیده شد. مردم خواستار نابودیش شدن اما دولت حاضر نبود اون رو کنار بذاره. برای مطیع کردنش، نیاز به فردی بود که دیوونگی رو در آغوش بکشه. بنابراین وویونگ، اُمگای جوون و مبارز، داوطلب شد تا این کار رو انجام بده... اما مواجهه با این آلفای وحشی، چیزی فراتر از مهارت یا قدرت می‌طلبید و کنار اومدن با اون سخت‌تر از چیزی بود که فکرش رو می‌کرد. آیا وویونگ می‌تونست هیولای درون وُرتکس رو مهار کنه؟ یا این بازیِ خطرناک، اون رو به کُشتن می‌داد؟ 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐖𝐨𝐨𝐬𝐚𝐧 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐎𝐦𝐞𝐠𝐚𝐯𝐞𝐫𝐬𝐞, 𝐅𝐚𝐧𝐭𝐚𝐬𝐲, 𝐇𝐲𝐛𝐫𝐢𝐝, 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞, 𝐀𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧, 𝐓𝐡𝐫𝐢𝐥𝐥𝐞𝐫, 𝐒𝐦𝐮𝐭
52 Hertz ( seongjoong , jongsang ) by tiny8m1t
tiny8m1t
  • WpView
    Reads 25,464
  • WpVote
    Votes 2,884
  • WpPart
    Parts 45
کیم هونگ جونگ برگشته بود برای انتقام از قاتل دخترش و قاتلش کسی نبود جز پارک سونگهوا. ولی اون از دیوونه شدن اون پدر، از غم از دست دادن دخترش خبر نداشت. چوی جونگهو پسر رئیس باند مافیای ایتالیا، عاشق راک استار خیابونی (کانگ یوسانگ) میشه و اون رو به دام میندازه. +میدونستی درونت هیچ نقطه رنگی وجود نداره؟! پسر نیشخند تلخی زد، تلخ تر از تمام قهوه هایی که برای کمرنگ کردن گذشته مهمون گلوش میکرد: -شاید چون زندگی که داشتم انقدری به سازم نرقصیده دکتر، که بخوام امیدی رو توی قلبم نگه دارم که تبدیل به یه رنگ درونم بشه. هونگ جونگ قدمی جلو رفت، بوی عطر سونگهوا درست مثل چشم هاش سرد بود اما آدم رو مجذوب خودش میکرد، انگشت اشاره‌اش روی سینه‌اش، جایی که قلب از جنس سنگش میتپید گذاشت و زمزمه کرد: -درست میگی، درونت نقطه های رنگی امید مُرده، اما یادت نره سیاه و سفید هم یه رنگه، مثل کلاویه‌های پیانو، مثل برفی که لای موهات میشینه، مثل عکس های آلبوم های قدیمی و یا حتی مثل یه پروانه‌سیاه. مردمک های لرزون سونگهوا ، نگاه عجیب مرد مقابل رو شکار کرد: -پروانه‌ سیاه؟ دست هونگ جونگ بالا اومد و روی گونه سونگهوا نشست: -پروانه سیاه تویی سونگهوا، همون پروانه ای که زمانی رنگ امید بال هاشو آبی نگه داشت اما سرنوشت اونو تبدیل به یه سیاهی مطلق
Lie To Me by zeirella
zeirella
  • WpView
    Reads 15,063
  • WpVote
    Votes 2,429
  • WpPart
    Parts 77
خلاصه داستان : وویونگ کارمندی که از زندگی یکنواختی که برای خودش ساخته راضیه و همه ی تلاشش رو میکنه تا زندگیش رو به همین منوال ادامه بده و سان بارتندری که عاشق هیجان و شلوغی موجود توی زندگیشه،از کجا هم دیگه رو میشناسن و چجوری باهم آشنا ان؟چطور میتونن باهم کنار بیان؟آیا تنها تفاوتشون لایف استایلشونه؟یا چیز بزرگتری وجود داره که از هم متمایزشون میکنه؟