خوندم 🌨🎑
99 stories
i want to be yours by hoshi810
hoshi810
  • WpView
    Reads 27,164
  • WpVote
    Votes 5,300
  • WpPart
    Parts 15
اوه بکهیون... آلفایی مغرورِ که مدیریت و هوشش بین همه زبونزده! یه کسی که همه به عنوان یه معتاد به کار می‌بیننش که تنها کسی که خنده رو لباش میاره برادرشه... اما دراصل پشت این نقاب سرد و غیرقابل نفوذ یه جسم تاریک و خسته است که به یک عشق ممنوعه مبتلا شده... عشقی که نزدیک به اندازه رگ گردن و دور به اندازه ستاره هاست... عشقی از جنس پارک چانیولی که از هیچی اندازه همسر آلفاش اوه بکهیون متنفر نیست... ~~~~ کاپل: چانبک ژانر: رومنس، امگاورس، انگست، زندگی روزمره وضعیت: کامل شده
Salad Seasoning ᶜᵒᵐᵖˡᵉᵗᵉᵈ by HannaTheEllA
HannaTheEllA
  • WpView
    Reads 20,538
  • WpVote
    Votes 3,923
  • WpPart
    Parts 30
"چاشنی سالاد" بکهیون لوسه؟ ابدا! اون فقط از طوری که والدینش همیشه حاضرن بخاطرش هرکاری کنن و حتی از موضع خودشون هم کوتاه بیان لذت میبره. اما آقای بیون برای اولین بار تصمیم میگیره توی زندگیش علی رغم میل پسرش درباره موضوع ممنوعه حرف بزنه و بکهیون بخاطر یه لجبازی ساده حالا خودش رو رسما بدبخت کرده!! 🥗Couple : Chanbaek 🥗Parts : 29 🥗Genre : Romance . Smut . HappyEnd 🥗Update : Once a Week 🥗Completed
Before The Sunset | Complete  by mellodymew
mellodymew
  • WpView
    Reads 5,861
  • WpVote
    Votes 611
  • WpPart
    Parts 6
هشدار: مولتی‌شات حاوی اسمات سنگین و امگاورسه، ممکنه محتوا باب میل همه نباشه پس لطفا با میل و اختیار خودتون شروع به خوندن کنید. " هرچقدر می‌خوای تلاش کن لونا، اما اون امگا مال منه و مال من هم می‌مونه. دیر یا زود مارکش می‌کنم و نه تو و نه حتی الهه‌ی ماه نمی‌تونه ازم بگیرتش. " کاپل: سکای‌. ژانر: فانتزی، امگاورس، فول اسمات. روز آپ: کامل شده. ⭐️ #1 Sekai
Rude by marionteasl
marionteasl
  • WpView
    Reads 26,796
  • WpVote
    Votes 4,549
  • WpPart
    Parts 53
Ant Ant by golabaton
golabaton
  • WpView
    Reads 20,763
  • WpVote
    Votes 4,976
  • WpPart
    Parts 20
🐜 داستان کوتاهی از دلدادگی دو هایبرد مورچه...یه شیرینی کوچولو که خوب میشه با چای عصرونه‌تون میل کنید... 🍭کاپل: چانبک 🥯وضعیت: کامل شده
𝕭𝖑𝖔𝖔𝖉𝕿𝖍𝖎𝖗𝖘𝖙𝖞 by Ninammfr
Ninammfr
  • WpView
    Reads 1,153
  • WpVote
    Votes 219
  • WpPart
    Parts 13
#𝔅𝔬𝔬𝔨 1 یه زخم بزرگ روی صورتش بود.. با چشمای سفید.. تن لرزون سهون تکونی خورد و به سختی زمزمه کرد" تو..تو کی ه‍..هستی؟.." حرارت از حاله های سیاه اطرافش ساطع میشد.. روی دو پاش ایستاد و گردن کشیده اش رو بالا آورد و نیشخند زد " هوووم..کی فکرشو میکرد یه بزدل انجامش بده..الان بهت مدیونم؟" *** سهون اشتباه کرد.. فقط باید روی اعتماد به نفسش کار میکرد تا اینکه ناخواسته به چیزی جون بده که تشنه به خونه.. *** "خونت توی رگهامه سهون..به اندازه ی لجن مضخرفه اما عاشقشم..می تونم تمام احساساتت رو از توش بفهمم.. جفتمون رو جذب یه نفر میکنه.. جالب نیست؟.." Warning:🔞🔞 #Minfic #از مجموعه کتاب آبسشن ترسناک~مرموز
☁No Need To Talk🌈 by theWHITEstoryteller
theWHITEstoryteller
  • WpView
    Reads 48,061
  • WpVote
    Votes 9,683
  • WpPart
    Parts 15
[کامل شده] FICTION : نیازی به حرف زدن نیست! COUPLE : چانبک ، سولی GENRE : رمنس، فلاف، کمدی، مدرسه ای AUTHOR : #صفید NC+18‼️ 🌸 STORY IS ABOUT : بکهیون پسریه که تمام زندگیشو ، تمام زوایای صورتشو ، تمام احساسات الکیشو با فالوراش در میون میذاره ، پسر محبوب مدرسه که معتقده یه عوضیه مهربونه و یه روز صبح از خواب بیدار میشه و میبینه تمام بدنش خال خالیه ! و خبر نداره این اول شوخی ایه که خدا باهاش شروع کرده .
ᥫ᭡Savages by itscruelladevil
itscruelladevil
  • WpView
    Reads 3,950
  • WpVote
    Votes 671
  • WpPart
    Parts 5
[تمام شده] روایت زندگی یه مشت آدم بی‌تمدن که توی آشغالی دنیا دور هم جمع شدن و نمیتونن بدون فحش و کتک حرفاشون و حالی هم کنن. ᴍᴜʟᴛɪꜱʜᴏᴛ ➻ᴡʀɪᴛᴇʀ | ᴄʀᴜᴇʟʟᴀ ➻ɢᴇɴʀᴇ| ʀᴏᴍᴀɴᴄᴇ, ʜᴀʀꜱʜ, ꜱᴍᴜᴛ ➻ᴄᴏᴜᴘʟᴇ | ᴄʜᴀɴʙᴀᴇᴋ
ABOYAMI by csyncc
csyncc
  • WpView
    Reads 129,482
  • WpVote
    Votes 18,878
  • WpPart
    Parts 37
𝐴𝑏𝑜𝑦𝑎𝑚𝑖⋆آبویامی ⋆ 𝑐ℎ𝑎𝑛𝑏𝑎𝑒𝑘 𝑟𝑜𝑚𝑎𝑛𝑐𝑒, 𝑠𝑙𝑖𝑐𝑒 𝑜𝑓 𝑙𝑖𝑓𝑒, 𝑠𝑚𝑢𝑡 𝑤𝑟𝑖𝑡𝑒𝑟: 𝑐𝑐 ⋆ به خوشبختی ای که بعد از یک موقعیت سخت به وجود می آد می‌گن؛ آبویامی. آبویامی یه داستان از غم هاییه که در حال رفتنن... خلبان پارک چانیول یه مرد تنها و دقیقه که زندگیش روی توی کار خلاصه کرده تا خودش رو از بند مشکلاتی که دنبالش میکنن رها کنه... بیون بکهیون، معمار موفقی که هنوز هم گاهی رد غم های قدیمی رو احساس میکنه... یه دیدار اتفاقی و بعد دو آدم که دیگه نمیخواستن کس دیگه ای رو از دست بدن تا جزوی از خوشبختی هم باشن.
𝐋𝐎𝐋𝐈𝐓𝐀. by oherwin
oherwin
  • WpView
    Reads 4,666
  • WpVote
    Votes 1,203
  • WpPart
    Parts 9
Couple: Kaihun Genre: Angst, sadness, daddykink, dram Update on: Thursday Written by: Erwin خلاصه: سهون هیجده ساله به تازگی وارد دانشکده ی ادبیات انگلیسی شده و فقط با مادرش زندگی میکنه. جونگین مرد سی و هشت ساله ای که بعد از تحصیل و تدریس رشته ی مشابه با سهون از خارج برمیگرده به کشورش و چون عادت نداره به سختی با محیط جدیدش خو میگیره. یکی از خونه های ویلایی تو شهر اولسان رو اجاره میکنه و یه روز به اجبار مادر سهون داخل خونشون میره. محوطه ی بزرگی رو طی میکنه و همونطور که تو حیاط چرخ میزنه پسری رو میبینه که با تیشرت و شلوارک سفید رو چمنا دراز کشیده و مشغول نگاه کردن مجله ی مُده. جونگین نزدیک تر میره و توجه سهون به قدمایی که نزدیکش میان جلب میشه، سرش رو بالا میگیره و با دیدن کای لبخند پررنگی میزنه. کای چهره ی بانمک پسر رو آنالیز میکنه، لب های صورتی، دندون های ارتودنسی شده، پوست سفید، موهای پر کلاغی، گونه های برجسته و البته چشم های گربه ای شکلش! زمزمه وار میگه: قشنگه. و جونگین از این طریق وارد زندگی سهون میشه تا... "این فیکشن بازگردانی رمان لولیتاست و صرفا برای اصلاح بهتره فضای داستان تغییراتی بوجود اومده تا ناهنجاری ها تا حد زیادی از بین بره. ممنون که لولیتارو برای خوندن انتخاب کردین، امیدوارم لذت ببرین."