RainyAnia
- Reads 5,259
- Votes 229
- Parts 2
اون هرزه رو بکش .
•تا قبل از اینکه با جنی آشنا بشه ، حتی نمیدونست همچین روستایی اطراف بوسان وجود داره. حتی فکرش رو هم نمیکرد که یه روز توی کوچه های سرد و تاریکش دنبال خونه جنی بگرده.
ولی الان ، با انگشت های یخ زده و کفش های خیس ، بدون اینکه ذره ای رنجش توی حالت صو رتش باشه ، داشت سعی میکرد از بین خونه های اطرافش ، خونه جنی رو حدس بزنه.