viiiiida's Reading List
44 stories
secret love(sope)🔞(completed) by sahamorady
sahamorady
  • WpView
    Reads 144,574
  • WpVote
    Votes 15,975
  • WpPart
    Parts 37
چی میشه اگر یونگی معشوقه ی کسی باشه که ازش متنفره ... چی میشه اگر یونگی مجبور شه دنیایی بدون عشق هوسوک رو تجربه کنه... چی میشه اگر عشق یونگی و هوسوک گره ای به بزرگی عشق کسه دیگ ای داشته باشه ... ...‌‌ اصلی :سپ نامجین ویکوک وضعیت:پایان یافته #دزدی#اسمات#تجاوز#عشق
prison- زندان by storylinekm
storylinekm
  • WpView
    Reads 15,631
  • WpVote
    Votes 2,729
  • WpPart
    Parts 15
Prison کاپل: کوکوی یونمین- نامجین ژانر: جنایی & رمانتیک & روزمره & اسمات & ماجرایی & رمزالود & درام خلاصه: تهیونگ پسر جوانی که به خاطر مسائلی به زندان مرکزی سئول فرستاده میشه و اونجا با فرد مرموزی به اسم جِی کِی اشنا میشه کسی که پروندش توی زندان به صورت محرمانه نگهداری میشه و تنها چیزی که همه راجبش میدونن اینه که برای ۷۰ سال بهش حبس خورده.. راز ها و قوانین زندان شرایط زندگی رو برای تهیونگ سخت میکنن اما باید دید که عشق نوپایی که بین چهار دیواری زندانه میتونه روح های اون هارو ازاد کنه یا نه...
interdite by MinBlume
MinBlume
  • WpView
    Reads 30,244
  • WpVote
    Votes 3,589
  • WpPart
    Parts 24
❗️کاپل: ویکوک/کوکوی (ورس) ❗️ژانر: درام، اسمات، جنایی، رمنس چی میشه اگه پسر تخس رئیس جمهور کشوری که همجنسگرایی توش رسما ممنوعه، عاشق بادیگاردش بشه؟ ورژن اول این فیکشن با اسم Vietato و کاپل کوکمین توسط @minblume نوشته شده
DDF document by Lucymay94
Lucymay94
  • WpView
    Reads 154,460
  • WpVote
    Votes 24,600
  • WpPart
    Parts 47
-میشه از بغلت بیام بیرون؟ -نه همینجا جات خوبه -باش ژانر:جنایی،پلیسی،اسمات کاپل:ویکوک،یونمین وضعیت:کامل شده #1 vkook
Engaged to my heartbreaker ||VKOOKver|| (translated) by hedi_teddi
hedi_teddi
  • WpView
    Reads 44,078
  • WpVote
    Votes 6,626
  • WpPart
    Parts 28
فیک ترجمه شده!(translated) جئون جانگکوک،پسر صاحب شرکت جئون،با پسر بد پولدار سابق مدرسه بنام کیم تهیونگ نامزد میشه!پسر صاحب شرکت کیم و شکننده ی قلب جانگکوک:) بالاخره نزدیک مبل که رسید،بغضش ترکید! اشکاش با نهایت سرعت روی صورتش میریختن. برای دومین بار تو اون شب! اون چطور می‌تونست انقد ساده و بدبخت باشه؟ باید میدونست اونا باهمن! باید میدونست!!!! کاپل اصلی:ویکوک هشدار👀:خشونت،اسمات روز های آپ: هروقت خدا بخواد:/ #1 in hopekook #1 in violence Writer: goldenjtae 💞
𝐒𝐮𝐩𝐩𝐨𝐫𝐭 by kookie_vkok4ever
kookie_vkok4ever
  • WpView
    Reads 8,023
  • WpVote
    Votes 1,520
  • WpPart
    Parts 23
«بهم بگو ببینم... تو تا حالا کسی رو کشتی؟» «نه.» «تا حالا دیدی که کسی تو میدون جنگ بمیره؟» «نه.» «من کشتم، من شنیدم که دارن می‏میرن و مرگشون رو هم دیدم. هیچ افتخاری هم نداره و اصلاً هم شاعرانه نیست. تو میگی حاضری برای عشق بمیری، امّا تو نه چیزی راجع به مردن می‏دونی نه چیزی راجع به عشق.» ☘︎نام: تکیه‌گاه ☘︎ژانر: درام، انگست، رومنس ☘︎کاپل: ویکوک
INCREDIBLE ; Vkook AU(+18) by fuckedmaster
fuckedmaster
  • WpView
    Reads 117,511
  • WpVote
    Votes 9,156
  • WpPart
    Parts 24
+بزار بیبیت باشم -پس صدام کن! +د...ددی -بیبی ددیو میخاد؟ +زیاد!! |و چی میشد اگه هرگز نمی دیدمت| 𝔄𝔯𝔢 𝔶𝔬𝔲 𝔞 𝔴𝔞𝔱𝔠𝔥𝔢𝔯 𝔬𝔯 𝔞 𝔭𝔩𝔞𝔶𝔢𝔯? . Tip:this is a smut fanfic (+18) Couples:vkook-hopmin-namjin-sope Geners:smut-fun پ.ن:(عمده این فیک به صورت فانه)همه چیز مشخصه پس لطفا سوال بی مورد مخصوصا درباره کاپلا یا تغییر کاپلا پرسیده نشه درباره اسماتم اخطار دادم اسمتا از قسمت دو یا سه شروع میشه پس اگر میتونید بخونید امیدوارم لذت ببرید~ To express babis appreciation
I Killed Him | SOPE by itsnasyi
itsnasyi
  • WpView
    Reads 26,778
  • WpVote
    Votes 4,708
  • WpPart
    Parts 24
چطور میتونم به عقب برگردم؟ چطور میتونم همه چیز رو از اول بسازم؟ "گذر از محدوده قدرت" چیزیه که زیاد بهش فکر میکنم. شاید بتونم زمان بیشتری از همیشه به گذشته برگردم. شاید بتونم تغییرش بدم. شاید بتونم از کشته شدن اون کسی که عاملش بودم جلوگیری کنم. Started: 2020, 19 Jan. Finished: 2020, 30 Jun.
"FORGOTTEN 1" by Lee_ki_ki
Lee_ki_ki
  • WpView
    Reads 13,622
  • WpVote
    Votes 2,686
  • WpPart
    Parts 25
Couple: sope | yoong-top Genre: Slice of life, Smut, Romance "اصلا به جهنم هر چی دوست داری باش!" *Completed S1*
Just Stay | sope by ItsTarane
ItsTarane
  • WpView
    Reads 76,101
  • WpVote
    Votes 10,424
  • WpPart
    Parts 27
ژانر: انگست کاپل: سپ کاپل فرعی:کوکمین لبخند میزد ، لحظه ای که عطر شکوفه های رز کل خونه رو پر کرده بود . سعی میکرد مثل همیشه دردش رو پنهون کنه ، اما چشماش همه چیو فریاد میزد . چشماش همیشه باهام حرف میزدن ، این بار یه چیز متفاوت رو بهم میگفتن . اون عاشقم بود؟