ItsHumoon's Reading List
14 story
1202 بقلم Prisoner_007
Prisoner_007
  • WpView
    مقروء 90
  • WpVote
    صوت 21
  • WpPart
    أجزاء 4
این قراره یه صندوق باشه. یه صندوقی که توش چند تا پاکت نامه‌اس. نامه‌ هم، یه سری واژه‌اس که پشت سر هم ردیف شدن و یه تعداد جمله رو تشکیل دادن که اون جمله‌ها هم باز چند تا پاراگراف رو به وجود آوردن! پ.ن: فیکشن نیست.
Hypoxia بقلم Veritas_98
Veritas_98
  • WpView
    مقروء 35,862
  • WpVote
    صوت 5,980
  • WpPart
    أجزاء 29
🌊هیپوکسی : کمبود اکسیژن در بافت های بدن بر اثر خفگی. وضعیت: اتمام یافته کاپل: کوکوی ژانر: روزمره، رمنس، اسمات #HYPOXIA
La France بقلم greensunflowerlalala
greensunflowerlalala
  • WpView
    مقروء 958
  • WpVote
    صوت 141
  • WpPart
    أجزاء 5
"To know Paris is to know a great deal." - Henry Miller Well we as well may start knowing that great deal.
Parent, Adult, Child بقلم Prisoner_007
Prisoner_007
  • WpView
    مقروء 1,249
  • WpVote
    صوت 213
  • WpPart
    أجزاء 2
وانشات : والد، بالغ، کودک بزارید یه حقیقتی رو بهتون بگم ، هر ادمی که تا به حال دیدید ،حتی اونی که غیر قابل انعطاف ترین شخصیت رو داشته ، دارای سه حالت شخصیتی هستش . سه حالت به اسم : والد ، بالغ ، کودک ... ژانر : روانشناسی ، درام ، نیمه تراژدی پ.ن : همراه با پایانی غافلگیر کننده ⁦:-P⁩
U Can Call Me Your Anpan بقلم howl_jk
howl_jk
  • WpView
    مقروء 20,466
  • WpVote
    صوت 5,246
  • WpPart
    أجزاء 20
{کامل شده} یه یونگی عطار، با شش‌تا آدم مختلف توی زندگیش، البته دوتای اونها اولش آدم کوچولو بودن، جیمینی با موهای هلویی، و گلی که باهاش دوست بوده یعنی هوسوک، همه چیز از روزی شروع شد که جیمینی نگران گلش بود، جانگ‌کوک غذا می‌خواست، و نامجینته زیاد از حد فضولی کردن... ژانر: فانتزی و فلاف با حضور هفت تن بنگتن:))) #1 in magic
+15 أكثر
God is Dead? | Vkook Completed  بقلم Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    مقروء 43,709
  • WpVote
    صوت 5,316
  • WpPart
    أجزاء 6
_ فقط برای این نیست، به خاطر تو اومدم. _ من بیست و هفت سالمه، دیگه اون بچه ی بیست و سه ساله نیستم که با تحریک کردن احساساتم خامم میکردی. چشمهای آرومش دوباره سرد شد، با نگاه خشکی توی چشمهاش خیره شد و گفت: _ توی این پنج سال بیکار نبودم، با دخترا و پسرای زیادی رابطه داشتم. شنیدن این حرفها هنوز براش سخت بود، این پسر هرچقدر که روح شیطانی ای داشت، برای تهیونگ هنوز نقطه ضعف بود: _ پس هرزگی هات و ادامه دادی. با قدم های بلند و آروم به سمت در رفت و با صدای لطیف و ملیح همیشگیش گفت: _ خب نه راستش، با آدمای زیادی حال کردم، ولی زیر کسی نبودم، درواقع بهم ثابت شد که فقط حاضرم زیر تو باشم. جلوی در ایستاد، به سمتش برگشت و با نگاهی پر از شهوت چشمهاش رو سرتاپای تهیونگ چرخوند: _ اون بدن...الان باید خیلی هات تر شده باشه، من هنوز طعمت و فراموش نکردم... پیج نویسنده: @sylvie_fic Couple: Vkook writen by Sylvie🌱 genre :Dram, Smut, Musical, Fluff
+20 أكثر
Hey stupid, i love you! بقلم esamsam
esamsam
  • WpView
    مقروء 381,913
  • WpVote
    صوت 61,976
  • WpPart
    أجزاء 47
+ دوستت دارم! _ بخاطر سیب ترش‌هام؟ + اونم هست...ولی حتی اگه اون‌ها هم نباشن، بازم دوستت دارم. 🍏 کاپل: کوکوی 🍏 ژانر: امگاورس، رمنس، فلاف 🍏 وضعیت: تکمیل شده.
Paper Boy 💟 Yoonmin بقلم maedeh1
maedeh1
  • WpView
    مقروء 16,233
  • WpVote
    صوت 3,462
  • WpPart
    أجزاء 18
کاپل : یونمین ژانر: ماجرایی، درام، رمنس رده بندی: PG جیمین یه پسر خیلی خاصه که همه ازش خوششون میاد و با یونگی تو بچگی دوست بودن،الان جیمین با هوسوک قرار میذاره ولی یونگی هنوز هم دوستش داره. همه چیز همینطور کسل کننده اس تا روزی که جیمین ناگهان ناپدید میشه و یونگی تصمیم میگیره بر اثر سرنخ هایی که هست بره دنبالش بگرده. بر اساس اقتباس آزادی از داستان " شهر های کاغذی" نوشته جان گرین.
𝘾𝙖𝙡𝙡 𝙄𝙩 𝙈𝙖𝙜𝙞𝙘 // 𝙏𝘼𝙀𝙆𝙊𝙊𝙆 بقلم howl_jk
howl_jk
  • WpView
    مقروء 43,263
  • WpVote
    صوت 7,325
  • WpPart
    أجزاء 13
{کامل‌شده} اولین باری که تهیونگ عطسه می‌کنه، موهاش به رنگ بنفش درمیاد. «شت.» . . . . . . . #1 in جونگ‌کوک ژانر: فانتزی و فلاف این فنفیکشن صرفا توسط من ترجمه شده، حال و هوای‌ قصه‌های پریان رو داره، بسی کیوته و می‌تونه شما رو بخندونه، امیدوارم مثل من بتونید ازش لذت ببرید.
Our Omega Leadernim! بقلم katayoon_malik
katayoon_malik
  • WpView
    مقروء 1,791,903
  • WpVote
    صوت 238,583
  • WpPart
    أجزاء 213
کیم تهیونگ،لیدر ترسناک گروه،در واقع یه اومگاست که پنهانش کرده!برای 3 سال اون هویتشو به عنوان یه آلفا به خاطر ابرو از طریق داروهای شیمیاییه خاص جعل کرد.وقتی که داروها دیگه اثری ندارن و هورمونا دارن بهش غلبه میکنن،آیا اون تسلیم غریزش میشه؟
+20 أكثر