SoniMalbtz's Reading List
4 stories
White Room | اتاق سفید ○[Namjin]○ completed by sara_ac_purple
sara_ac_purple
  • WpView
    Reads 14,698
  • WpVote
    Votes 2,186
  • WpPart
    Parts 13
اتاقی به پاکی رنگ سفید که گاهی با چکیدن اشک های اون مرد به سرخی خون آلوده میشه و رنگ گناه می گیره. "لبخندی که روی لب های شکنجه گرم هست، قطعا زشت ترین تصویر برای منه" نام: white room / اتاق سفید ژانر : ترسناک، انگست، درام، رمنس، اسمات کاپل: نامجین #multishot چند شاتی ⚠️اخطار: این نوشته حاوی صحنه های خشن آزار و شکنجه است❗اگر حساس هستید یا حس می کنید آسیب روحی بهتون میرسونه نخونید❗ -خواهشا جدی بگیرید-
Silver Edge : The Cruor  by BTSIR7_FF
BTSIR7_FF
  • WpView
    Reads 15,053
  • WpVote
    Votes 2,321
  • WpPart
    Parts 16
• Name: [Silver Edge : The Cruor]🩸 • Couple: Namgi - Namjin - Vhope • Writer: ELA & Sara ac • NC: -17 • Summary: با مرگ مشکوک یکی از محبوب ترین اساتید دانشگاه سئول، بوی خون توی فضای همیشه آروم دانشکده ی علوم انسانی می پیچه. زنگ خطری که به همه هشدار میده مرگ درکمین نشسته. مرگ هولناکی که کم کم ترس رو به دل دانشجو ها و اساتید می اندازه. در این فضای خفقان آور، هیچ کس متوجه نمیشه چشم های خیره ی پسرکی دانشجو لحظه ای از استاد جذاب روانشناسیش، کیم نامجون کنده نمیشه. کیم سوکجین، بی اغراق شیفته ی مردی بالغ تر از خودش شده که راز بزرگی رو پشت قاب شیشه ای عینکش پنهان میکنه.
Inappropriate; NamJin | Per Translation by StoryTeller_Mia
StoryTeller_Mia
  • WpView
    Reads 79,473
  • WpVote
    Votes 10,251
  • WpPart
    Parts 44
Inappropriate | نا مناسب (نا درست) خلاصه: کیم سئوک جین یه پدر تنهاست که تلاش میکنه دو پسر نوجوونش، جیمین و یونگی رو بزرگ کنه. جین به سختی کار می کنه تا یه زندگی خوب واسه اونها فراهم کنه. تو تمام این سالها به تنهایی عادت کرده وقتی تنها چیزی که میخواد، ارتباط برقرار کردن دوباره با پسراشه چون توی این سال ها، زمان های زیادی رو صرف کار کرده و برای نزدیک شدن به پسر هاش زمان کافی پیدا نکرده بود. با این حال بزودی وقتی پسر بزرگش، یونگی با کیم نامجوون روبه رو میشه و زندگیش از این رو به اون رو میشه نامجون معروف به جـون روز به روز بیشتر خونه ی اون ها میمونه. البته سئوک جین نتونسته متوجه توجه فزاینده نامجون به خودش بشه و یونگی هم روز به روز بیشتر به اون پسر می چسبه و اون رو تمام مدت پیش خودش تو خونه نگه می داره. چه اتفاقی میافته وقتی جون نتونه این میل شدید و مخفیانه ش رو نسبت به این مرد زیبا پیش خودش نگه داره و به سمتش قدمی برداره؟ یونگی به شدت عاشق جون میشه... درحالی که جون به شدت میل به بودن با پدرِ دوست پسرش رو داره... هیچ اتفاق بدی نمیتونه بیوفته، درسته؟ هشدار: این کتاب دارای مطالب حساسیه و حتی ممکنه بنظر بعضی (مثل اسم کتاب) نا مناسب یا زشت و خجالت آور بیاد. اگه مطالب زیر باعث میشه معذب بشید داستان رو نخونید حتی اگه تعریفش
Stupids by atalebymystery
atalebymystery
  • WpView
    Reads 117,543
  • WpVote
    Votes 16,764
  • WpPart
    Parts 49
«احمق‌ها» من معمار نیستم ولی می‌دونم پیش از این که قصر بسازی باید آلونکت رو خراب کنی. نمی‌تونی روی همون زمینی که آلونک داری قصر رو هم بخوای. قبل از این که برجت ده‌ها متر بالا بره... اول باید چند ده متری رو پِی بکنی و پایین بری. من معمار نیستم ولی زیاد تو حرفه‌ی این و اون سرک می‌کشم : ) A Zayn Malik Fanfiction