با تمام توانش ميدويد. هواي سرد رو با صدا داخل شش هاش پمپ ميكردو باعث ميشد گلوش به شدت بسوزه. سكوت شب باعث شده بود
صداي جز صداي پاها و نفس هاش نشنوه.
نميدونست چه مدته دويده، پاهاش ديگه جوني نداشت و بدنش در حال پاشيدن بود. صداي قلبش رو تو سرش به وضوح ميشنيد، هر لحظه ممكن بود قلب ترسيدش سينه شو بشكافه و
بيرون بپره.
تو تاريكي پاش به چيزي گير كرد و بدن كوچيكش رو زمين پخش شد. دستش رو زانوي دردناكش گذاشت تاشايد يكم قابل تحمل بشه.
صداي نفسهاش تنهاي صداي پيچيده تو زوزه باد سردي بود كه ميوزيد
dear fellows
لانگ تایم نو سی ، هااا ؟
امیدوارم حالتون باشه ، با ایده ی یه داستان متفاوت میخوام ذهن همه تون رو به بازی بگیرم .
جایی دور از فانتزی های عاشقانه
دور از روابط های رنگی
و دور از " انتظار "
به تک تک تون قول میدم بخاطر هیجان بالای این کتاب ، هیچوقت نتونین ادامهی پارت های این داستان رو حدس بزنین.
کتاب حدودا 73 چپتر داره ، و بخاطر ارزشی که برای وقت تون قائلم ، حتما داستان رو تا اخرش پست میکنم .
بوک شیپ های متفاوتی داره اما برای اسپویل نکردن فقط میگم که منتظر Larry stylinson باشید .
شرط آپ لایک یا کامنت نیست ، اما دلیل نمیشه بهم انگیزه نده
تاریخ آپ اولین چپتر ، 98.5.17
sincerely yours ;
Əhsan
(completed)
هری نادیده گرفت
چشماش رو بست
فقط برای اینکه لوییش رو نگه داره
لویی دروغ گفت
پنهان کاری کرد
فقط برای اینکه هریش رو خوشبخت کنه
.
.
.
.
ولی همیشه اونطوری نمیشه که ما پیش بینی میکنیم
Larry
Ziam
خيليا تا وقتي فن فيك كامل نشه نميخوننش
نميدونم اين چقدر به دردتون ميخوره
اينجا پيج و اسم فن فيك های لری كه پابليش شدن رو ميگيم
🌟⚠️🌟:
خب اینجا خیلی از فن فیکشن هارو گذاشتم که برای سه چهار سال پیش ان! طبیعیه خیلی ازینا پاک شده باشن یا آیدی هاشون رو عوض کرده باشن. به هرحال پیداشون نمیکنید ؛ پیشنهادم اینه که از آخرین قسمت که گذاشتم شروع کنید که فف ها جدیدترن و امکان اینکه پیداشون نکنید خیلی کمه
@nmsh_larry
ممنون برای زحمتِ آپ کردن این بوک💚💙
ممنون برای کاور صــــــــــبو 💚🍏🍭🍬
@iwontbetheone
[COMPELTED]
چه دور بود پیش از این زمین ما
به این کبود غرفه های آسمان
کنون به گوش من دوباره میرسد
صدای تو
صدای بال برفی فرشتگان
نگاه کن که من کجا رسیدهام
به کهکشان،
به بیکران،
به "جاودان"
داستانی درباره 'لری استایلینسون'