pinkybunny8812's Reading List
8 stories
loving you (persian translation)  by kookv982
kookv982
  • WpView
    Reads 147,812
  • WpVote
    Votes 18,822
  • WpPart
    Parts 20
تهیونگ و جونگکوک دو پسر دبیرستانی که از هم بدشون میاد و هر روز با هم دعوا دارن چی میشه که دعواهاشون رو کنار میذارن ؟ کاپل اصلی : کوکوی کاپل فرعی : سپ ، نامجین ، جیمین و دختر (دختر پسری ) تعداد پارت : ۱۸ پارت با @sonrisa711 1>>>> #teakook 1>>>> #kooktae 1>>>> #kookv 1>>>> #school
Mine | Persian Translation  (Vkook/Taekook - Werewolf) by Best_Of_Beth
Best_Of_Beth
  • WpView
    Reads 244,412
  • WpVote
    Votes 32,824
  • WpPart
    Parts 32
تهیونگ با دقت به جون دادن گرگی نگاه کرد که همراه با ضربان قلبش ، نفس هاش هم قطع شدن. سرش رو بالا گرفت و برای لحظه ای به ماه بالای سرش نگاه کرد . اون هم نوع خودش رو کشته بود ، اما خودش رو گناهکار نمیدونست ! اون گرگ عاری از هر معصومیتی، سزاوار مرگ بود . انگشتش رو به آرومی روی لبه ی تیز خنجرنقره ای که دستش بود کشید و وقتی دید چطور زخم انگشتش به سرعت ازبین رفت ، لبخند کمرنگی روی صورتش شکل گرفت . فلز تنها چیزی بود که بهش آسیبی نمیرسوند . تهیونگ در مقابل " فلز" آسیب ناپذیر بود . تهیونگ در مقابل " نقره " آسیب ناپذیر بود . ----- #Mine Wrriten By @softieparadise Translated By #beth ----- : متعــلق به من | نوشته شده توسط @softieparadise #Beth ترجمه از
Amada, KookV by paniso
paniso
  • WpView
    Reads 42,786
  • WpVote
    Votes 4,088
  • WpPart
    Parts 18
"آمـادا" 《_خب خب، پس این‌جا یک رمال قلابی داریم درسته؟و این رمال کوچولو‌ی قلابی قراره جی‌کی رو لو بده. هوم... جالبه. با چهره‌ای متفکر گفت و دستش رو زیر چونه‌اش زد. توی همون پوزیشن دور صندلی می‌چرخید و با پوزخند خیره به وضعیت پسر مقابلش بود. تهیونگ با همون نگاه تخس توی چشم‌هاش زل زد و با پوزخندی تقریباً شبیه به خود مرد گفت: _آدم باهوشی هستی... و اگه واقعا باهوش باشی من رو بی دردسر ول می‌کنی که برم، مگرنه معلوم نیست هروقت رها شدم قراره چندسال آب خنک بخوری جی‌کی! _که این‌طور... جونگکوک متفکر گفت و با آرامش روبه‌روی صندلی پسر ایستاد، درحالی که سرش رو کمی به سمت راست کج کرده بود با نگاه موذیش تو چشم‌های تهیونگ خیره شد و گفت: _واست برنامه‌ها دارم رمالِ کوچک! تهیونگ که دیگه داشت عصبی می‌شد چشم‌هاش رو محکم بست و با لحن حرصی گفت: _این دست و پاهای فاکی رو باز کن تا برنامه رو نشونت بدم هرکول، بالاخره که از این جهنم می‌رم بیرون. جونگکوک با همون پوزخند که از نظر تهیونگ عضو جدانشدنی از صورتش بود، به پسر کوچک‌تر خیره شد و درحالی که به سمت در بزرگ آهنی می‌رفت گفت: _هیچ‌جا نمی‌ری، این‌جا می‌مونی!》 کاپل: کوکوی، یونمین و... ___ ژانر: جنایی، رمنس، انگست، اسمات
PRINCE // KOOKV ✔️ by teakookvreal
teakookvreal
  • WpView
    Reads 127,043
  • WpVote
    Votes 11,361
  • WpPart
    Parts 34
[پرنس || prince]🍻 |COMPLETE| کیم تهیونگ، انترن جوانی که به طرز عجیبی برادرش چند وقتیه ناپدید شده و اون طبق گذشته‌ای که از برادرش میدونه هر روز به کازینوها و کلاب‌های سئول سر میزنه تا بتونه ردی ازش پیدا کنه اما یه روز توسط افراد مافیایی دزدیده میشه... برشی از داستان: فصل1📍 _میخوای منو بکشی درسته؟اصلا تو دلیلی برای اون رفتار های مسخره‌ای که توی دفترت نوشتی داری؟یا فقط یه سادیسمی هستی که از کشتن آدما لذت میبره؟ جونگ‌کوک سری تکون داد و صورت خیس از اشک پسر رو با دست هاش قاب گرفت. پیشونیش رو به پیشونی پسر چسبوند و گفت: _تو...تو تمامِ منی تهیونگ؛چطور تونستی همچین فکری بکنی؟من عاشقت نیستم بلکه تو رو میپرستم پرنسس.و تو با خودت فکر کردی که من میتونم بکشمت؟ فصل2 📍 _فودوشین! تهیونگ گفت و مرد با نگاهی پرسشگر به پسر خیره شد. _فودوشین یک کلمه ژاپنیه که به معنای خنثی شدن احساسات آدمه. یعنی قلب آدم جوری میشه که دیگه نه خوشحالی رو حس میکنه و نه درد و غم رو.جونگ‌کوک؛ تو،پدرم،مادرم و هر کس دیگه ای که توی زندگیم بود چنین بلایی رو سرم آوردین! کاپل: کوکوی ژانر:انگست،اسمات،مافیا،رمنس نویسنده: #Emma دوستان این فیک متعلق به این نویسنده ی مهربونمونه که اجازه دادن داستان جذابشون داخل اکانتم بمونه😍💋 آیدی تلگرام : @M1n8ung واتپد: Emmary_kim22
𝗪𝗂𝗇𝗀𝗅𝖾𝗌𝗌 𝗔𝗇𝗀𝖾𝗅 by Lanrva
Lanrva
  • WpView
    Reads 36,530
  • WpVote
    Votes 4,997
  • WpPart
    Parts 21
☽︎فرشته‌ی بی‌بال☾︎ گرگ سفید بعد از سالها دوباره درون بدن امگای مردی تناسخ پیدا کرد، و اون کسی نبود به جز کیم تهیونگِ ملقب به رز سفید! کیم تهیونگی که زندگی پر رمز و رازی داشت و به دنبال انتقام بود. انتقام زخم های روحش، انتقام زخم های قلبش... اما هر چقدر که می‌گذشت به مرگ دردناکش نزدیک تر میشد. و تنها راه نجاتش مارک شدن توسط جفت حقیقیش «رز سیاه» بود تهیونگ باید بین موندن کنار عشقش جیمین و ذره ذره نابود شدن جسمش و گرگش و موندن کنار جفتش جانگکوک و شکستن قلب جیمین، یکی رو انتخاب میکرد! آیا رز سفید می‌تونه راز های مهمی که تو ذهنش خاک خوردند رو فاش کنه؟ و مهم تر از همه!‌ آیا اون می‌تونه شب و روزش رو پس بگیره و دوباره تو اوج آسمانها نفس بکشه؟ متوقف شده! کاپل اصلی: کوکوی|مینوی. کاپل فرعی: سپ|نامجین. ژانر: درام|فانتزی|رومنس|امگاروس|اسمات|تاریخی|خون‌آشامی.
𝐆𝐨𝐢𝐧𝐠 𝐔𝐧𝐝𝐞𝐫~ 𝘒𝘰𝘰𝘬𝘷 by AfraBehfar
AfraBehfar
  • WpView
    Reads 255,362
  • WpVote
    Votes 45,794
  • WpPart
    Parts 41
- میشه یه ویولن بهم بدین؟ - چی میگی؟ داری میمیری و ویولن میخوای؟ - چون دارم میمیرم ویولن میخوام. ****** - بهت گفتم اوپا صداش نکن - من گی ام. نگران خودت باش جناب جئون! ****** - انگار خیلی دلت برام تنگ شده بود. - میدونی از این زبون خوشم نمیاد برای همین استفادش میکنی؟ - درست مثل تو منم عاشق چیزایی ام که تو ازشون بدت میاد. **** ژانر: عاشقانه🍬، مافیا🚬، کمی روزمره🍓، مقداری انگست، طنز کوچولو🧁 اسمات نداره❤ کاپل: کوکوی
Blue Side [KookV] by Dkooktae
Dkooktae
  • WpView
    Reads 208,719
  • WpVote
    Votes 31,431
  • WpPart
    Parts 29
"آلفا در رو برام باز کن، خیلی درد دارم. چرا لباس‌هام رو درآوردی؟" "چون توی تمام سوراخ‌های لباست مواد پنهان کرده بودی، حسابی هم حرفه‌ای شده بودی نه؟" جونگ‌کوک با طعنه گفت و تهیونگ با بغض لب زد:"من و مسخره نکن." "به‌خاطر خریتت نازت رو بکشم؟ بگم عزیزم عیبی نداره که اول گند زدی به زندگی خودت و بعد تمام احساسات لعنتی من و زیر پاهای خوشگلت که حتی الان هم دوست دارم روی شونه‌هام باشه له کردی؟" Couple: KOOKV Genere: Omegaverse, Smut, Romance, Dark writer: Donya
dear(عزیزکرده) by im-not-arshyabro
im-not-arshyabro
  • WpView
    Reads 56,163
  • WpVote
    Votes 5,437
  • WpPart
    Parts 23
اسم:dear(عزیزکرده) تمام شده✓ ژانر:امگاورس:تاریخی:امپرگ،اسمات و علمی تخیلی.... کاپل اصلی:کوکوی کاپل فرعی:یونمین خلاصه: خاندان کیم معتقدن که امگا ها سفیدیه دنیا هستن همه ی مردم چوسان باور داشتن که هر امگایی که خون کیم ها رو داشته باشه پاک ترین و زیبا ترین امگاست تا اینکه یه فرد چینی که که سفیر پادشاهیه چین بود توی بازار چشمش به امگایی زیبا روی و با ظرافت میخوره سفیر چینی اون امگای بی گناه رو با زور با خودش تا گیشا خونه میکشه و اونجا بهش تجاوز میکنه اون امگا که از خاندن کیم بود روز بعدش خودش رو با تیکه ای پارچه از سقف اتاق گیشا خونه آویزون میکنه و خودکشی میکنه و بعد از اون تا چند صد سال بعد خاندان کیم امگایی از خون خودش نداشتند و فکر میکردن که از طرف الهه ی ماه نفرین شدن و با ورود تهیونگ کوچولوی ما این نفرین شکسته شد روز های اپ:تموم شده این بوک خیلی گوگولی مگولیه و دردسر های بزرگی نداره خیلی ساده و شیک میرن سر خونه زندگیشون فقط اون وسط یکم،یکمممم مشکل پیش میاد و این حرفا🎀 🎀ورژن ویکوک تو ی همین اکانت با همین اسم🎀