دنیای کوچیک دوتا پدر و دختر نوجوونشون!
کامل شده
☆☆☆☆
بکهیون که از دور تماشا کردن خانواده شیرینش با تمام جذابیتش نتونسته بود به خستگیش غلبه کنه سمت دیگه شین آه نشست. نگاهشو داد به یولش. هردوشون خوب میدونستن با خبر عوض کردن خونه و البته مدرسه دختر کوچولوشونو که زن دگی اونقدرام بهش آسون نگرفته بود و حساس بارش آورده بود نگران کردن! و البته خوب هم میدونستن که اگه دلیل پشت جریان رو بفهمه قراره بدتر از این بی قراری کنه.
☆☆☆☆
روزمره، کمدی ، عاشقانه ، خانوادگی
کاپل هاشم:چانبک و یه کاپل کیوت یوری که خب شخصیتای خود داستانن!
🎈ژانر:فلاف ، زندگی روزمره ، رومنس
🎈نویسنده: رز🌹
🎈خلاصه:پارک چانیول بعد از مرگ خواهر دوست داشتنی اش ، پارک یورا، و مادرش دچار یک افسردگی شدید میشه.
اون دیگه چال های بامزه اش رو نشون کسی نمیده، دیگه شیطنت نمی کنه ، کسی دیگه صدای قهقهه های از ته دلش رو نمی شنوه.
بیون بکهیون ،دانشجوی معماری داخلی، کسی که به عقیده ی خودش به دنیا اومده تا همه رو شاد نگه داره و آتیش ببارونه، با پارک چانیول آشنا میشه.
✨🎈🎉✨🎈🎉✨🎈🎉✨🎈🎉
_هی.
+چته باز؟
_بیا. برای توعه.
+برای من؟...یه دوربین؟؟؟
_آره. دوستش داری؟
+چرا برام دوربین گرفتی؟
_چون از امروز به بعد پروژه ی شادی بیون بکهیون آغاز میشه!
✨🎈🎉✨🎈🎉✨🎈🎉✨🎈🎉
امیدوارم بتونم با این رمان لحظات هرچند کوتاه اما خوشحال کننده ای رو بهتون هدیه بدم☺️