نام فیک :my white wolf
کاپل : چانبک
ژانر : امگاورس ، ددی کینگ ، رمنس ، اسمات ، فلاف
خلاصه :بکهیون از اطاعت کردن خوشش نمیاد مخصوصا از زمانی که فهمید یه بتاعه سادس ، اما همه چیز با یک آرزو عوض میشه آرزویی که قرار بود در حد یه گلایه از کارما باشه ولی...
پارک چانیول آلفایی که ساعت های خودشو با کار کردن میگذرونه ، چی میشه اگه یه تار موی سفید اونو از دنیایی که یقین داشته میتونه تنهایی از پسش بربیاد بیرون بیاره؟
« من... من یه جفت می خوام ، یه امگای زیبا و مطیع ، دلم ... یه خانواده می خواد »
« بدن الفا به ارومی روش خزید و برای صدمین بار بی توجه به ناله های بتا توی بغلش زمزمه کرد .
"دوباره بگو..."
با صدای خش داری گفت و به پلک های خیس و گونه های سرخ بکهیون زل زد ...
بتا به سختی پاهاشو بالا نگه داشت و نفس لرزونشو با ناله ی کشیده ای بیرون داد .
"د...ددی!"
فاک ...فقط همون کلمه کافی بود تا الفا دوباره بخواد اون توله گرگ هورنیو خیسو به فاک بده ...
"فاک بیبی ... همینه ... همیشه اینطوری ددیو صدا کن ... "
به نرمی لاله ی گوش بتا رو لیسید و ضربه ی محکمی به پروستاتش زد .
"چطور خودمو نگه داشتم تا به فاکت ندم بیون ... "
"ددی...اههه"
.
کامل شده
"احساسات توی کلمه ها جاری میشن. من هیچ وقت گوینده ی خوبی نبودم ولی عشق رو فهمیدم و همین برام کافی بود. سال ۱۹۴۶، وقتی تمام مردم درگیر شلوغیا و به هم ریختگی کشور بودن. دیدمش! و توی قهوه ای خالص چشماش گم شدم. فرشته ی شیطون من"
یه عشق خالصانه...شیرین...ممنوعه!
☆☆☆☆
ژانر:رمنس، فلاف، اسمات، تاریخی
کاپل:چانبک
♧فیکشن: هرگز عاشق نشو
♤کاپل: چانبک ، سهبک ،کریسهو،هونهان
♧ژانر: رومنس، اسمات،برشی از زندگی
نویسنده: Rahaˢᴴᴵᴹᴹᴱᴿ
NC +18 🔞
خلاصه:
برای بیون بکهیون ، همه چیز داشت خوب پیش میرفت تا قبل اون روز. یعنی روز لعنت شده ای که توی وان حموم، دراز کشید و هوس سکس فون با دوست پسرش به سرش زد. اما چی میشه اگه فقط شماره آخر رو اشتباه بزنه و مخاطب آه و ناله هاش به جای دوست پسرش، رئیس کوفتی و سختگیر شرکتش باشه؟ زندگیش قرار بود به این مرد عجیب گره بخوره؟ اونم وقتی خودش یه دوست پسر داشت؟
☁️🤍☁️🤍☁️🤍
اینکه بتونی عاشق شی یک معجزه ی
نه عشقی که وابسته میشی و میگی عاشقتم
نه عشقی ک دوسش داری و بجای گفتن دوستت دارم میگی عاشقتم...
اینکه واقعا عاشق باشی و بگی عاشقتم...
پیدا شدن یک عشق واقعی معجزست اما نه وقتی که زندگیتو دستخوش طوفان🌩 کنه...
اگر بدموقع، توی یک زمان نامناسب خودش و بندازه وسط زندگیت جز درد و بدبختی چیزی همراه نداره💔
من ....
بیون بکهیون
فکر کنم تو زمان نامناسبی عاشق شدم....
"بکهیون، جوانترین راننده فرمول وان دنیا، یازده سال برای رسیدن به بزرگترین آرزوش تلاش کرد اما درنهایت، پیشنهاد قرارداد کمپانی رنو رو بخاطر بزرگ کردن پسرش جونگین رد کرد.
بکهیون تصمیم گرفت پنج سال دیگه هم صبر کنه و درست زمانی که میخواست برای همیشه به فرانسه برگرده، با پارک چانیولی که همراه پسرش سهون از خونه فرار کرده بود، روبهرو شد!"
- کرکترها: بکهیون، چانیول، جونگین و سهون
- ژانر: زندگی روزمره، فلاف، انگست
بکهیون پسری از جنس غم...چانیول پسری از جنس غرور...بکهیون پسر روزهای دردناک....چانیول پسر روزهای لذت....بکهیون پسر قمار باز پایین شهر ک برای دادن بدهیش حاضر شد کل زندگیشو بده....چانیول پسر معروف ترین خلافکار کره که توجه زیادی به خونوادش نداره....نظرتون چیه ک سرنوشت این دو پسر با دنیاهای کاملا متضاد با هم گره بخوره....من ک فک میکنم تهش ب جاهای خوب ختم شه....🤘🏻
کاپل:چانبک😈
ژانر:اسمات...روزمره
وضعیت:کامل شده
هپی اند🤤🤟🏿
چانیول 28 ساله گیمره فوقالعاده که هیچ تجربه ایی در نگه داشتن بچه نداره و تمام وقتش صرفه نگاه کردن فیلم و بازی کردنه مجبور میشه به مدت یک هفته به دلیل زایمان یکی از فامیلای عمه زاده ی شوهر خواهرش از دوتا خواهرزادش مراقبت کنه🍼
ولی خب از اونجایی که تو این کار صفره مجبور میشه همه کاراشو تعطیل کنه و برای اولین بار و آخرین بار توی زندگیش پاشو توی مرکز آموزشی نگه داری از بچه های خردسال بزاره🧁
اما خب این مشکل حالا حالاها ادامه داره تا زمانی که مجبور میشه یه پرستار ساده رو به مدت یک هفته استخدام کنه💓
اما از قضا اون پرستار....👼
~~~~
یه چند شاتی از کاپل چانبک🧁💜
کمدی🤣 /روزمره💕
وضعیت : پایان یافته✔️
[Completed]✅
اسم مینی فیک: لیتل
ژانر: زندگی روزمره، فلاف، رمنس، اسمات
کاپل: سکای، چانبک
نویسنده: TOM
کیم جونگین بعنوان رئیس شرکت KJI زندگی شغلی موفق و کاملی داشت. ولی خب، بعنوان دوست پسر سهون، هیچوقت موفق نبود، و مثل همیشه کارما آماده بود تا به مرد شکلاتی یاد بده باید به اندازه ای که برای شغلش ارزش قائل میشه سهون رو هم دوست داشته باشه!
بکهیون فکر میکرد اونقدری خوب نیست که بتونه برنامه ای که برای شرکت آماده کرده رو جلوی بقیه ارائه کنه و چانیول، معلم دبستان مهربون و کیوتی که به تازگی باهاش آشنا شده آماده بود تا به هر روشی بهش انگیزه بده.
#1 in "fantasy"
[Completed]
بکی: هی جونمیون کدوم گوری هستی من برای دو ساعته که وایسادم. گوشیتو جواب بده عوضی.
010-3628-8292: اوممم دفعه پیش که چک کردم اسم من جونمیون نبود ولی میتونی دکش کنی و بیایی با من بگردی ;)
وقتی که بکهیون آبروی خودشو با تکست دادن به یه غریبه میبره، و در همون زمان عاشق اون غریبه با اینکه تاحالا ندیدتش میشه.
پیج نویسنده:@blushyjisung
مترجم:@kimi-RP
🥀 فیکشن : دوستت دارم
🥀 کاپل : چانبک
🥀 ژانر : امپرگ ، روزمره ، اسمات ، رمنس ، خشن ، فلاف +18
🔆خلاصه : پارک چانیول رئـیس بزرگ ترین بانـد مواد مخدره، مردی که دوست پسـر و مـادرش رو به قـتل رسوندن و اخـتلال روانـی پیدا کرده!
چی میشه بکـهیون برای فرارکردن از کتـک های نامـادریش تویِ شـب بارونی به اشتباه توی گـی بار پا بزاره و به اسـارت پـارک چانیول در بیاد؟
بیون بکهیون میتونه از تـجـاوز و ازدواج اجـباری جون سـالم به در ببره؟