وی، اون یک خدای طرد شده بود که برای رهایی از بند اسارتش با من پیمان بست و خدمتگزارم شد.
اون استاد سحر و اهریمن دانشگاه اسمرالدو و یک ققنوس با بال های آتشین بود که قلبی نداشت و به گفته اطرافیانم "هزاران سال بود که بدون هیچ احساسی به راحتی زندگی میکرد"؛
وی، اون موجود شیطانی در جسم یک پسر جذاب با چش مانی گیرا، کسی بود که من، ارباب ٢٠ ساله اش، عاشقش شدم...
📔آویور
**چاپ شده توسط نشر مانگا شاپ | تابستان 97 **
بخش اول از مجموعه ی چند جلدی های آموزشی من در مورد مسائلی که جای دیگه ای توضیح راحتی که به طور ساده بیان شده باشه در مورد شون پیدا نمی کنید...
چطور بنویسیم!
یا... چطور بهتر فن فیکشن بنویسیم!
•➻ #BlackMask°ᝰ
• روزی که از یتیمخونه بیرون میومد؛ به فکر یه شغل خوب بود تا شرافتمندانه زندگی کنه!
اما بعد چندسال، تبدیل به کثیفترین کارکتر یه بازیآنلاین شده بود
تا حالا داستانی رو از آخر به اول خوندید؟
داستان ما به ته خط رسیده بود.
تا اینکه "او" پیداش شد
همون "دختری" که سرنوشتم رو از سر نوشت...
همون "پسری" که از پایان خط زندگیم نجات داد.
همون "زنی" که ماسک سیاهم رو برداشت و بهم گفت میتونی خود واقعیت باشی!
کسی که که هیولای درونم رو آروم کرد
کسی که از شیطان درونم فرار نکرد و خودم رو به خودم برگردوند..
عشق بین من و او ممنوع بود اما ..
قوانین رو چقدر ساده شکستیم تا حقیقی ترین بازی سرنوشتمون رو بین تموم بازی های فیک دنیا بسازیم
لمس دکمه این بازی یک نشون داشت!
W.X
به آغوش 'مرگ' خوش آمدید!
دابل ایکس دزد آرزوهامون بود و ما با کمال میل بهش اجازه دادیم که آرزوهامون رو ازمون بدزده
اولین فیک با ژانر بازی جرعت رو از دست ندین🎯🎲🎬
〄 Kim taehyung 𖦞🕹
(Mahsa&Mahtab)