مهم
9 Geschichten
تو دیوانه ای von mina_parsa
mina_parsa
  • WpView
    GELESEN 589
  • WpVote
    Stimmen 96
  • WpPart
    Teile 1
شاید مگنس، اونقدری هم که به نظر میرسه دیوونه نباشه...
OUR HELL *~z.m~* von darkcastle66
darkcastle66
  • WpView
    GELESEN 35,546
  • WpVote
    Stimmen 4,463
  • WpPart
    Teile 55
زین: بهشت چیه ؟ هری : بهشت هِشت هِشت زین : فاک یو هزا بهشت واقعا یعنی چی ه : ببین چشاتو میبندی و دیگ نمیتونی به این دنیا برگردی دو تا در جلو خودت میبینی اون دری که قفله و نمیتونی بازش کنی بهشته ولی در دوم از قبل برامون بازه بهشت جای ما نیست این چیزیه که بقیه میگن زی- ز : ... ه : چرت ترین چیزی بود ک توعمرم گفتم اما اگر نظر منو بخوای که اصلا هیچ فاکی به نام بهشت وجود نداره. ز : ولی من به بهشت اعتقاد دارم هری بهشت من ... اونه :)
far from love [Z.M]°•°[L.S] von sunLAYower
sunLAYower
  • WpView
    GELESEN 113,459
  • WpVote
    Stimmen 17,111
  • WpPart
    Teile 75
- الان موقعیتش رو داری اونو بکش، اون قابل بخشش نیست + من نمیکشم چون کشتن بلد نیستم... ولی زجر دادن؟ این چیزیه که بیشتر از نفس کشیدن یادش گرفتم الانم میخوام صدای فریادتو موقع شکستن استخونات بشنوم... این همون موقعیتیه که از دستش نمیدم ------------- ♡ ژانر : عاشقانه، درام ♡ کاپل : زیام، لری ♡ روزهای آپ : یکشنبه ها
52 Reasons Why I Love You | Narry | Persian Translation von narresthetic
narresthetic
  • WpView
    GELESEN 1,535
  • WpVote
    Stimmen 208
  • WpPart
    Teile 5
۵۲ دلیل که چرا دوستت دارم! [ N A R R Y S T O R A N Fan-fiction ]
Lolipop🍭  Ziam mayn💛❤ von Yaldajooon
Yaldajooon
  • WpView
    GELESEN 25,202
  • WpVote
    Stimmen 968
  • WpPart
    Teile 5
زین یه روز مثل همیشه میره تا خیابون های لندنو با اسپری هاش رنگ کنه و اصلا خبر نداره قراره توسط مردی که همه احساساتش رو خاموش کرده خریده بشه....بنظر شما زین تا تهش قوی میمونه یا بالاخره تسلیم میشه؟شایدم تا آخر عمرش فقط یه برده بمونه (لطفا اگر روحیتون رنگین کمونیه نخونین چون صحنه های فوق خشن و تحقیر توش زیاده) ژانر:بی دی اس ام,عاشقانه,هیجانی شیپ ها:زیام💛❤️لری💚💙
About Chamomile Flowers |NamJin FanFic|Completed| von MinJee_JNFF
MinJee_JNFF
  • WpView
    GELESEN 27,609
  • WpVote
    Stimmen 4,590
  • WpPart
    Teile 23
-درباره گل‌های بابونه کاپل اصلی: نامجین کاپل فرعی: یونمین ژانر: عاشقانه، غمگین، تاریخی سئوک‌جین یه طبیب جوون ۱۹ ساله‌اس که با برادرش، توی کوهستانی نزدیک به پایتخت زندگی می‌کنه. اون از اتفاقات گذشته رنج میبره. اتفاقاتی که باعث شدن تا قلبش برای اولین بار عاشق بشه، تا دم مرگ بره ولی به خاطر اون عشق، زنده بمونه. و حالا تنها چیز باقی مونده از اون عشق، یه باغچه از گل‌های بابونه و دستمالی با طرح‌ اون گل‌هاست. تا زمانی که برای رسیدن به آرزوش، تصمیم میگیره وارد قصر بشه. +امیدوارم لذت ببرید و به دوستاتون معرفی کنید :) 1 in #نامجون 2 in #بی‌تی‌اس 2 in #seokjin 3 in #History
ஜ 𝑻𝒉𝒆 𝒍𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆 𝒔𝒂𝒗io𝒓𝒔 ʚϊɞ 𝑵𝒂𝒎𝒋𝒊𝒏 ஜ( Completed ) von setared
setared
  • WpView
    GELESEN 299,868
  • WpVote
    Stimmen 46,790
  • WpPart
    Teile 52
**کامل شده** تا حالا حس کردید کاش خیلی درگیر کسی یا چیزی که عاشقش هستید نمی شدید؟ کاش به دوست داشتنش از دور بسنده می کردید؟ تا حالا پیش اومده از تصمیمتون عمیقا پشیمون بشید؟ این ها دقیقا احساسات این روزهای جینه. جین از تصمیمی که سه سال پیش برای ازدواج گرفته، پشیمونه! خیلی پشیمون! ولی دقیقا زمانی که حس میکنه وقتشه که این گره ی پوسیده که سرنوشتشون رو به هم متصل کرده و زمانی با عشق، با نهایت اشتیاق و با دست های خودشون زدند رو برای همیشه باز کنه؛ سر و کله ی یه معجزه پیدا میشه! یه معجزه که از بین دست های پنج تا موجود کوچولو و دوست داشتنی قل میخوره وسط زندگیشون. معجزه ای که یه گره ی جدید به نام"پدر شدن" کنار گره پوسیده ی عشقشون میزنه و سرنوشتِ زوج ما رو باز هم به هم متصل نگه میداره! البته که با کمک دست های کوچولوی ناجی های کوچک. #1 in namjin #1 in jimin #1 in taehyung #1 in jin
Kpop OneShot BoyxBoy von maedeh1
maedeh1
  • WpView
    GELESEN 140,366
  • WpVote
    Stimmen 6,358
  • WpPart
    Teile 51
وانشات های کاپل های پسر کی‌پاپ وانشاتی که از کی پاپ نوشتم. مطالب مثبت 18 دارد.
Capricious boy von rayan9492
rayan9492
  • WpView
    GELESEN 34,126
  • WpVote
    Stimmen 4,813
  • WpPart
    Teile 6
تو یه حرکت سریع بلند شد و صورتش رو تو فاصله یه اینچی پسرک زیبا نگه داشت... چهرش بانمک بود توام با غرور و سرزندگی خاموشی که منتظر تلنگر بود... چشمای درشت و لبای قلوه ای... دقیقا استایل نامجون بود! سوالی که براش پیش اومده بود و مغزش رو مث خورده داشت میخورد... *چطور تا الان سالم مونده و مث یه الماس داره مقابلم میدرخشه؟!