[Completed]
لویی به تازگی به همراه دوست پسرش یه خونه ی پنج خوابه خریده. ولی دوست پسرش بهش خیانت می کنه پس لویی اون رو از خونه پرت می کنه بیرون... با این حال خونه رو خیلی دوست داره و یه آگهی در اینترنت می ذاره تا بتونه این خونه رو با چند نفر شریک بشه...
که این همخونه ای ها شامل نایل، یک برنامه نویس الکلی، زین، یه معلم جذاب پیش دبستانی، لیام، یه استریپر مهربون و هری،یه روانشناس جنسی عجیب میشه!
و لویی درباره ی همه ی این ها اصلا مطمئن نبود...
Written by: @Crypticfangirl
Translated by: @Vampire_sh17
میدونم ک ه قول دادم اجازه ندم چیزی بینمون فاصله بندازه ولی میدونی که... رقیب من سرسخت تر از این حرفا بود... .
( Larry Stylinson AU )
Written by: Fatemeh
[Fatemeh, stylinson_ff, 2016]
(completed)
هری نادیده گرفت
چشماش رو بست
فقط برای اینکه لوییش رو نگه داره
لویی دروغ گفت
پنهان کاری کرد
فقط برای اینکه هریش رو خوشبخت کنه
.
.
.
.
ولی همیشه اونطوری نمیشه که ما پیش بینی میکنیم
Larry
Ziam