پینات باتر، لقب تهیونگِ آلفایی بود که همیشهی خدا توسط یه عده گرگ خوشمزه، اینطور صدا زده میشد و به محض شنیدن این لقب، دندونهاش برای پاره کردن خرخرهی موجودات نمکریز دورش تیز میشد. هیچکس نمیدونست چی میتونست باعث بشه که آلفا با شنیدن لقب به اون بامزگی اینطور خشمگین بشه، به جز خودش که میدونست جفت حقیقیش، جئون جونگکوکِ آلفا، پسری که تهیونگ بارها توی دانشگاه سعی کرده بود بهش نزدیک بشه اما پسر کوچیکتر به محض حس کردن بوی بادومزمینی خام و تازه با یه نگاه به اطراف برای پیدا کردن منبع بو بدنش رو خارونده و محل رو ترک کرده بود، بیشتر از هرگرگ دیگهای روی کرهی زمین به بادومزمینی حساسیت داره. 🥜
ژانر: امگاورس، رمنس، طنز، اسمات
زمان آپ: روزهای زوج
- این فیکشن فقط اینجا و توی همین اکانت واتپد آپ شده و هیچ فایلی نداره. اگر جایی فایلی دیدید، سریعا ریپورت کنید چون بدون اجازهی من فایل شده.
[کامل شده]
- عشق چیزی جز پذیرفتن تفاوت ها نیست،
عشق چیزی جز درهم پیچیدن شباهت ها نیست.
عشق یعنی تاریکی های وجودت را دیدن،
عشق یعنی چشم بر روی روشنی هایت نبستن.
عشق سقوط آزادایست بر فراز کوه های اعتمادی که از هم آغوشی قلب تپنده م و چشم های تب دارت بوجود آمده اند.
آنهایی که قد علم کرده اند تا مانعی شوند قدرتمند و مستحکم بر روی شک و تردید هایی که چون سیل هایی خروشان به قصد لرزاندن قلب هایمان سرازیر شده اند.
عشق تو روشنایی من است
عشق من تاریکی تو،
عشق تو سوی چشم من است
عشق من تیرگی مردمک های ت.
عشق من یین است
چشم های تو یانگ.
عشق محاکمه ی قلب من است در برابر چشم های تو،
محاکمه ی یین است در برابر یانگ.
و من ، یینی محکوم به تکامل یانگ.
-تران
#Yin
چانیول رییس یک کمپانی بزرگ به اختلال شدید OCD (وسواس) مبتلاست و به علت همین بیماری با وجود تمایل شدیدش تا به حال نتونسته با کسی رابطه ی جنسی داشته باشه .
از اونجایی که گرایش جنسی اون به جنس موافقه ، با راهنمایی های دکترش به این نتیجه میرسه که بهتره سکس رو از یک پسر باکره شروع کنه . پسری که مطمئنه سالمه و بیماری خاصی نداره . تا کم کم بتونه به ترسش غلبه کنه .
چانیول به دنبال یک پسر باکره میگرده اما پیدا کردنش آسون نیست . چون چانیول به دنبال عشق نیست و میخواد در ازای پرداخت پول مدت کوتاهی رو با اون پسر باشه . پیدا کردن یک هرزه ی باکره از اون چیزی که فکر میکنه سختتره خیلی سختتر .
تا اینکه یک شب در صفحات پورنی که تقریبا هر روز با اونها خودارضایی میکنه یک آگهی میبینه .
پسری که حاضر به فروش باکرگیش به مبلغ خیلی گزافیه .
توضیح : خلاصه ی داستان ممکنه خیلی سکسی و بالای هجده به نظر برسه اما در حقیقت شبیه به بقیه ی فیکهای منه و از حد معمول قرار نیست خارج بشه .
والدین جونگ کوک امگای کیوت ۱۶ سالشون رو دست آلفای هورونی بزرگتر از خودش میسپارند اما اونا نمیدونن که قرار چه بلایی توی این یک ماه سر بچه اشون بیاد....!!!!
حتما به لیستتون اضافه اش کنید🙏
دنیای کوچیک دوتا پدر و دختر نوجوونشون!
کامل شده
☆☆☆☆
بکهیون که از دور تماشا کردن خانواده شیرینش با تمام جذابیتش نتونسته بود به خستگیش غلبه کنه سمت دیگه شین آه نشست. نگاهشو داد به یولش. هردوشون خوب میدونستن با خبر عوض کردن خونه و البته مدرسه دختر کوچولوشونو که زندگی اونقدرام بهش آسون نگرفته بود و حساس بارش آورده بود نگران کردن! و البته خوب هم میدونستن که اگه دلیل پشت جریان رو بفهمه قراره بدتر از این بی قراری کنه.
☆☆☆☆
روزمره، کمدی ، عاشقانه ، خانوادگی
کاپل هاشم:چانبک و یه کاپل کیوت یوری که خب شخصیتای خود داستانن!
🍀 فیک : منِ پیش از تو
🍀 کاپل : هونهان
🍀 ژانر : رمنس ، امپرگ ، اسمات ، فلاف ، تاریخی ، +18
🔆 خلاصه : داستان در سرزمین چوسان اتفاق می افته.
سرزمین بعد از مرگ امپراطور به دست ولیعهد سهون می افته و اون برای گرایش خودش و قدرتمند شدن کشورش قانون جدیدی میزاره..
در واقع دلیل اصلی شکل گیری این قانون به خاطر این موضوعه که خودش و دوست هاش همجنسگرا هستن.
ولیعهد در این راه با مخالفت های زیادی از سمت دربار و مردم رو به رو میشه اما با قدرت به کار خودش ادامه میده...
به هرحال کی میتونه به ولیعهد خشن و قدرتمند سرزمین چوسان نه بگه ؟!
اکثر مردم توی مراسم انتخاب زوجین که توسط ولیعهد برپا شده شرکت نکردن و این سبب خشمگین شدن ولیعهد جوان شده .
چی میشه که سهون به خاطر دستگیری مردمی که باهاش مخالفت کردن به شهر ها و دهکده های اطراف پایتخت بره و چشمش به اهو کوچولویی بخوره که مثل بقیه ی مردم با این قانون مخالفه ؟!
صورت جونگکوک رو بین دست های لرزونش گرفت.
-بگو دوسم داری
-دوست دارم
- قول بده جونگکوک... بهم بگو تا تهش مال منی
-تا تهش مال توام کیم تهیونگ. هیچکس و هیچ چیز نمیتونه بین مون جدایی بندازه.
نفس داغ تهیونگ حواس جونگکوکو پرت میکرد.
-حتی اگه یه پسر جوون و جذاب تر از من ببینی؟
-چرا نمیفهمی ددی؟ چشم های من جز تو کسیو نمیبینه.
***
=من شما رو میشناسم؟
جین نمیتونست باور کنه چه کلماتی از دهنش بیرون اومده.
+نامجون.. من. معذرت میخوام اگه بهت سر نزدم تو گوشیتو جواب ندادی.
=منظورم اینه.. میشه خودتونو معرفی کنید؟ آخه.. بعد تصادف فراموشی گرفتم....
جین شوکه شده به کلماتی که از دهنش خارج شده بود فکر کرد.
+تو.. منو یادت نمیاد؟
=متاسفم..
+من..جینم..دوس...
نامجون که از چیزی خبر نداشت... چرا فرصتو از دست میداد؟
چشم هاش رو بست و سریع گفت :
+دوست پسرت
Name :
Soft Spot
Season 1:
I'm not your toy!
Genre:
Smut / Daddy kink / Romance / little space / Fluff
Start:
1399/11/28
° پارت ها کوتاهن
•¬کاپل: چانبک | ویکوک
•¬ژانر: امگاورس | فلاف | اسمات | عاشقانه
•¬خلاصه:
فارغ از تمام پیچیدگیها و سختیهای زندگی، اون بیون بکهیون بود؛ امگای زیبایی که مدتهای طولانی در روزمرگیهای پر از آشفتگیاش، به دنبال آلفایی میگشت که با تمام وجود بهش عشق بورزه و بپذیرتش و از مخمصههایی که دچارشه نجاتش بده. بکهیون آرزو داشت تا آلفای جذاب و پولداری نصیبش بشه و اون رو از قرض و بدبختیهایی که تمامی نداشتن، نجات بده...
و روزِ بعدی، اون پارک بکهیونی بود که برهنه، در بازوان همسر سکسیاش حبس شده و برقِ حلقهای که چشم هر بینندهای رو خیره میکرد، سندِ واقعی بودن این ازدواج بود؛ در حالی که بکهیون هیچ چیزی از چانیول به یاد نمیاورد و تنها خاطرهای که به یاد داشت، خوابیدنِ شب قبل و آرزوش بود!
-من باید باور کنم که تو همسرمی پارک چانیول؟! باورم شه که ازدواج کردیم؟
═ ∘♡༉∘ ═
#Asteria
.・。.・゜✭・سوییت لایک بلاد.・✫・゜・。.
«کاپل»: ویکوک، نامجین، یونمین
«وضعیت»: completed
«ژانر»: رمنس، ومپایر، اسمات
«رده سنی»: +18
«تاریخ شروع»: 13 دسامبر 2020
«خلاصه»:
پسرک خاص و برگزیدهی منطقهی جنوبی، همون جئون جونگکو ک خونآشامی که با عقاید اشتباه مردم سرزمین و شاید از همه مهمتر پدرش، خیلی از آزادیهای یه خونآشام ازش سلب شده بود اما، با ورود یه غریبه به نام کیم تهیونگ به زندگیش خیلی چیزا دستخوش تغییر میشه و شاید اون غریبه نقشی مهمتر از پسر رئیس منطقهی دشمنش تو زندگی جونگکوک داشته باشه...