🔥🐺
9 قصص
Our Omega Leadernim! بقلم katayoon_malik
katayoon_malik
  • WpView
    مقروء 1,796,692
  • WpVote
    صوت 238,700
  • WpPart
    فصول 213
کیم تهیونگ،لیدر ترسناک گروه،در واقع یه اومگاست که پنهانش کرده!برای 3 سال اون هویتشو به عنوان یه آلفا به خاطر ابرو از طریق داروهای شیمیاییه خاص جعل کرد.وقتی که داروها دیگه اثری ندارن و هورمونا دارن بهش غلبه میکنن،آیا اون تسلیم غریزش میشه؟
My crazy bunny بقلم mojdeh7_7
mojdeh7_7
  • WpView
    مقروء 474,486
  • WpVote
    صوت 42,154
  • WpPart
    فصول 35
جیمین: جانگکوک اون گیه.. -جانگکوک:*با عصبانیت در کمد کوبید برگشت چی گفتی؟ کیم تهیونگ گیه؟ Genre: Comedy/Romance/smut [Full] Author: mojdeh couple: vkook♡ -------------------------------------- های گایز من با فیکشن دوم برگشتم.. و بازم از ویکوک امیدوارم بخونید لذت ببرید~♡ این فیکشن از روی یه سریال بازنویسی شده ولی پارت های پایانی کاملا متفاوتی داره :) [اسم سریال تارن‌ تایپ ، اگه سریال ندیدین توصيه من اینکه اول فیکشن رو بخونید] _________________ 🚫من این بوک رو فقط و فقط در واتپد اپ کردم🚫 ______________ #vkook #taekook #BL #VK #BTS
+15 أكثر
Excuse Me, Misunderstood! بقلم ex_blackmoon
ex_blackmoon
  • WpView
    مقروء 135,730
  • WpVote
    صوت 18,325
  • WpPart
    فصول 43
ببخشید... سوتفاهم شده!
This is Kim Family بقلم iamnotshadi
iamnotshadi
  • WpView
    مقروء 182,865
  • WpVote
    صوت 20,496
  • WpPart
    فصول 20
ده سال از ازدواج کیم نامجون و کیم سئوکجین گذشته حالا اونا والدین پنج تا بچه قد و نیم قدن کیم یونگی هشت ساله به عنوان بزرگترین برادر به دنبالش کیم هوسئوک هفت ساله دومین هیونگ کیم جیمین و کیم تهیونگ چهار ساله دوقلوهای پر دردسر و در نهایت کیم جانگ کوک یک ساله این داستان روزمرگی ها و مشکلات خانواده پر جمعیت و دوستداشتنی کیمه _________________ توجه کنید داستان ترجمه نیست ژانر [فلاف-سوویت-فمیلی-امپرگ-اسمات] ~ با حضور افتخاری اکسو و بلک پینک~ A BTS fanfiction Written by VIO Highest ranking so far #1 in namjin 😭 #1 in fluff #1 in jhope #1 in suga #1 in jin #1 in rm #1 in jungkook #1 in mpreg #1 in jimin #2 in bangtan #3 in فارسی
+20 أكثر
کمیک BTS بقلم Fatimah-army
Fatimah-army
  • WpView
    مقروء 89,870
  • WpVote
    صوت 8,887
  • WpPart
    فصول 14
داستان های تصویری کوتاه از بی تی اس
+1 أكثر
Teammate [taekook] بقلم unbothered_army
unbothered_army
  • WpView
    مقروء 8,583
  • WpVote
    صوت 1,212
  • WpPart
    فصول 9
جئون جونگ کوک بعد از تصادف بدی که توی مسابقه داشته اخراج میشه پس چاره ای نداره جز اینکه هم تیمیه رقیب ِاصلیش یعنی کیم تهیونگ بشه... ---
+21 أكثر
💢I Married the Devil!💢 بقلم johnny_wife
johnny_wife
  • WpView
    مقروء 33,873
  • WpVote
    صوت 4,466
  • WpPart
    فصول 22
این اتفاق زمانی که ما هنوز خیلی جوان بودیم افتاد؛ تو سن 18 سالگی ازدواج کردیم. خانوادم کاملا مخالف این کار بودن و هیچوقت هم باهامون موافقت نکردن؛ اونها هیچوقت جکسون رو قبول نکردن، اگه بخوام صادق باشم همیشه میگفتن یه چیزی درباره اون درست نیست. مادرم انگار که ازش می‌ترسید، در واقع بشدت ازش وحشت داشت و پدرم به خاطر تمایل جنسیمون قبولمون نمیکرد، چون هر دو مرد بودیم ولی اون زمان من اونقدر تو عشق جک غرق بودم که اصلا به حرفهاشون اهمیتی نمیدادم ولی حالا می‌فهمیدم که باید به حرفشون گوش میدادم...!
🚫Noway Back🚫 بقلم johnny_wife
johnny_wife
  • WpView
    مقروء 14,141
  • WpVote
    صوت 1,897
  • WpPart
    فصول 33
من جکسون وانگ هستم، من به والد و سکسی بودن معروفم!! اما با تمام این اعتماد به نفس و قدرت هام تازگی ها حتی با دیدن کمر برهنه هم اتاقی و هم گروهیم مارک توان زانوهام شل میشه و احساس ضعف میکنم، در مقابلش کوچیک ترین اعتماد به نفسی تو خودم حس نمی کنم. البته تمام این حس ها یواشکی و مخفیانست.
+14 أكثر
Last Keeper + Season 3 updating 🔰 بقلم maedeh1
maedeh1
  • WpView
    مقروء 91,120
  • WpVote
    صوت 18,406
  • WpPart
    فصول 109
خونه رو ترک کردم. تمام چیزی که اون روز با خودم داشتم کوله پشتی و تخته اسکیتم بود، به علاوه ی مبلغ نسبتا قابل توجهی پول که پدر بزرگم برام به ارث گذاشته بود. خوشبختانه سن قانونی در مورد وراثت تو کشور من 16 سال بود و وقتی دو ماه پیش پدر بزرگ ما رو ترک کرد پول نسبتا زود به حساب من واریز شد. بنابراین دیگه دلیلی نداشت که اونجا بمونم. بهتر بود از اون ساختمون بی روح که تقریبا 17 سال بهش می گفتم خونه می رفتم اون دو نفری که با عنوان پدر و مادر این چند سال بین دعواهاشون تلاش می کردن زندگی من رو هم کنترل کنن تنها می ذاشتم. از اونجا دور شدم بدون اینکه بخوام دوباره در این باره فکر کنم. بیرون از اونجا من آزاد بودم که که ایده هام رو به واقعیت تبدیل کنم برنده ی جایزه فیکشن سال در سال 95 توسط امپایر فیک