chikochi83's Reading List
8 stories
𝐒𝐰𝐞𝐞𝐭 𝐚𝐬 𝐇𝐨𝐧𝐞𝐲 ꞋꞌꞋ by nikokyl
nikokyl
  • WpView
    Reads 42,517
  • WpVote
    Votes 6,710
  • WpPart
    Parts 14
𝖥𝗂𝖼 𝗇𝖺𝗆𝖾: 𝖲𝗐𝖾𝖾𝗍 𝖺𝗌 𝖧𝗈𝗇𝖾𝗒 𝖢𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾: 𝖪𝗈𝗈𝗄𝗆𝗂𝗇 𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾: 𝖱𝗈𝗆𝖺𝗇𝖼𝖾 - 𝖥𝗅𝗎𝖿𝖿 - 𝖲𝗆𝗎𝗍 ·  ·  ─────── ·  · ⟨ 𝐂𝐨𝐦𝐩𝐥𝐞𝐭𝐞𝐝 ⟩ پارک جیمین،دانشجویِ خجالتیِ رشته عکاسی، بهترین مدلش رو توی کافی شاپ ملاقات میکنه. چی میشه اگر عاشق مدل جذابش، جئون جونگکوک بشه؟!
�𝒖𝒏𝒌𝒏𝒐𝒘𝒏 by im_roro_
im_roro_
  • WpView
    Reads 45,760
  • WpVote
    Votes 5,694
  • WpPart
    Parts 33
𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞=𝐤𝐨𝐨𝐤𝐦𝐢𝐧/𝐧𝐚𝐦𝐣𝐢𝐧 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞=𝐚𝐧𝐠𝐬𝐭/𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞/𝐬𝐦𝐮𝐭/𝐡𝐚𝐩𝐩𝐲𝐞𝐧𝐝 𝐍𝐚𝐦𝐞= 𝐮𝐧𝐤𝐧𝐨𝐰𝐧 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐭𝐞𝐧 𝐛𝐲=𝐫𝐨𝐫𝐨🧁 𝐒𝐮𝐦𝐦𝐚𝐫𝐲... "همش تقصیر من بود...من نباید مادرم و مجبور میکردم از اون خونه فرار کنیم...همش بخاطر وجود من بود...سعی کردم...سعی کردم اون خاطرات و فراموش کنم...تا مدت ها نه راجبش حرف میزدم و نه حتی بهش فکر میکردم چون... تحمل نداشتم، اگه به فکر کردن راجبش ادامه میدادم...مثل پدرم میشدم،من نمیخواستم کسی رو بکشم..‌‌. من میخواستم ادم خوبی باشم جونگکوک...میفهمی؟...تو منو میفهمی دیگه؟...مگه نه؟" سعی کرد اشک هاشو پس بزنه و نگاه مطمئنش و به چشم های جیمین بدوزه... "به من گوش بده جیمین...فقط من" مردک های لرزون جیمین هرجایی رو نگاه میکردن به جز چشم های عاشق و مطمئنی که بهش دوخته شده بود...اما جونگکوک محکم تر نگهش داشت تا جایی که بالاخره تسلیم شد و تو کهکشان چشم های جونگکوک غرق شد... "منو ببین...به حرفام گوش بده...باشه؟...تو هیج تقصیری نداشتی...هیچ وقت...تو همه چیز منی...تو زندگی منی...میفهمی؟...منو میبینی؟...هیچ وقت وجود خودتو نادیده نگیر‌...چون تو عزیز دل کسی هستی که...حاضر هر کاری برات بکنه..."
bondman_kookmin by fatemeh_berahman
fatemeh_berahman
  • WpView
    Reads 2,401
  • WpVote
    Votes 388
  • WpPart
    Parts 4
"کامل شده" در زمانه ای که سقف آرزوی برده ها، یک کف دست نان بیشتر است، جیمین رویای آزادی را در ذهن خود میپروراند. او در میان ذهن های قل و زنجیر گشته، فردی را ملاقات میکند که آرمان هایش را با پوست و استخوان درک میکند. کاپل: کوکمین ژانر: کلاسیک، عاشقانه، تاریخی، روانشناختی، تراژدی نوع: چندشاتی
𝑺𝒐 𝒇𝒂𝒓 𝒂𝒘𝒂𝒚 by arianazxx456
arianazxx456
  • WpView
    Reads 110,154
  • WpVote
    Votes 14,545
  • WpPart
    Parts 28
خلاصه: کوک همراه برادر بزرگ ترش جئون هوسوک زندگی میکرد همه چی خوب بود تا اینکه وقت دیدار کوک و پادشاه سرزمین یعنی جفت الهیش رسید Couple:vkook Genre: romance,mpreg,smut,drama متوقف شده !
𝐺𝑒𝑖𝑠𝒉𝑎 |✨| 𝒌𝒐𝒐𝒌𝒎𝒊𝒏 * by IMXNEUL
IMXNEUL
  • WpView
    Reads 178,082
  • WpVote
    Votes 27,896
  • WpPart
    Parts 43
༈ 𝐺𝑒𝑖𝑠𝒉𝑎 ༈ { هرزه } ~فصل یک کامل شده فصل دوم هم کامل شده~ 𝑘𝑜𝑜𝑘𝑚𝑖𝑛 ⌇ 𝑦𝑜𝑜𝑛𝑡𝑎𝑒 𝑟𝑜𝑚𝑎𝑛𝑠𝑒 , 𝑎𝑛𝑔𝑒𝑠𝑡 , 𝑆𝑚𝑢𝑡 -"عشق برات کافیه؟" -"عشق تنها چیزیه که کنترلم میکنه" .... -1 #𝑡𝑎𝑒𝑔𝑖 -1 #𝑆𝑚𝑢𝑡 -1 #𝑘𝑜𝑜𝑘𝑚𝑖𝑛 -1 #𝑝𝑎𝑟𝑘𝑗𝑖𝑚𝑖𝑛 -1 #𝑗𝑢𝑛𝑔𝑙𝑜𝑜𝑘 -1 #𝑗𝑖𝑘𝑜𝑜𝑘 -2 #𝑝𝑎𝑟𝑘𝑗𝑖𝑚𝑖𝑛 -2 #𝑗𝑖𝑘𝑜𝑜𝑘 -4 #𝑡𝑎𝑒𝑔𝑖 -5 #𝑗𝑖𝑘𝑜𝑜𝑘 -5 #𝑘𝑜𝑜𝑘𝑚𝑖𝑛 -6 #𝑝𝑎𝑟𝑘𝑗𝑖𝑚𝑖𝑛 -7 #𝑗𝑖𝑘𝑜𝑜𝑘 -7 #𝑘𝑜𝑜𝑘𝑚𝑖𝑛
Salvatore by Ministories13
Ministories13
  • WpView
    Reads 160,667
  • WpVote
    Votes 24,015
  • WpPart
    Parts 59
(فصل اول فول💜)salvatore . ناجی . . . چطور شد؟چطور یکی میشه پاییز و بهار و تک تک ذره های هواش...تنها ترین الهه ی روی زمین...شکسته ترین...وقتی نبض بزنه اون نگاهش تو دونه دونه ی سلول های عصبیش... و فوران کنه اون حس سرخ داخل رگایی که یخ زده بود... حالا که داشت قدم برمیداشت سمت اون بهشت بی انتها...قدماش میلرزید...سست میشد...تحلیل میرفت هر چی که داشت غرور...ابهت...مردونگی...قسم خورده بود...به صداش...به چشماش...به روحش جلوی اون الهه ی جنگجو زانو زد و دستی به ساق پای سفید و خوشتراشش کشید و لذت مثل دارویی جذب سلول های تشنه ی تنش شد...ساق پاشو بالا اورد و بوسه هاش بودن که شروع شدن...از مچ تا زانو....و انگشتایی که روی رون سفیدش کشیده شد و همون فاصله ی هیجان انگیز و طی میکرد و حوله کنار میرفت و دیدش روی بهشتش کامل تر میشد اره این جئون جونگکوک بود زانو زده جلوی الهه اش دستایی که کنترل از دست میدادن دلی که عنان از کف داد و لبایی که تن سفیدی و لمس میکردن...تن سفید الهه ی هرزه اش...آفرودیته لعنتی که شده بود پاییز و بهار و ذره های هوایی که نفس میکشید آفرودیتی که با چشمایی خمار بند حولشو باز کرد و با پاهایی باز شده و پوزخندی منتظر حرکت بعدی سالوا شد جونگکوک__ناب ترین حضور زندگیم • • • کاپل اصلی : کوکمین • کاپل فرعی: یونمین.تهگی • ژانر: اکشن•هار
با تو رنگی by jikooklover_iran
jikooklover_iran
  • WpView
    Reads 112,148
  • WpVote
    Votes 15,972
  • WpPart
    Parts 29
جیمین پسری که از زندگی بریده و جونگکوک خواننده ای که بی اعتمادی آدما رو ازش دور کرده و وقتی سرنوشت اونها رو تو یه مسیر میندازه همه چیز عوض میشه 💙کوکمین💛