๛ ғᴀɴ ғɪᴄ 「 Bᴀʀᴄᴏᴅᴇ 」
• بارکد ~ Complete
• کاپلی° ویکوک - یونمین
• ژانر : عاشقانه | روزمره | نقد اجتماعی | انگست
❥•↿#Sevil 💜
#بارکد
-•ᴛᴇᴀѕᴇʀ~
یک نفر پشت میله های زندان/ پدری که مرده بود.
یک نفر زیر دود و سیگار / خواهری که رفته بود.
مرگ هم به سراغشان نمی آمد~
راهش را کج می کرد...
پشت چشمی می آمد و می رفت.
بارکد تیره ...
پشت گردنشان~
سرنوشت نحسشان را رقم می زد، پر رنگ تر از دیروز.
ایدی تلگرام: @kimsevil
اقتباس های کاپلی بنگتن از انیمه هایی که دوست دارم. لطفا درخواست انیمه ی بخصوصی رو نکنید چون لیست خودم به حد کافی پره! ولی اگر لیستم خالی شد حتما می پرسم
آیدی تلگرامم
@ StoryTeller_mia
نام:غیر منتظره
ژانر: رومنس، هیجان انگیز، کمدی
کاپل:، کوکوی، ویکوک...
خلاصه:تهیونگ یه پاپاراتزیه که هیچ چیز تو زندگیش براش مهم تر از از پول نیست. جونگ کوک یه افسر پلیسه که عاشق هیجانه و از زندگی یکنواخت متنفره.مسیر زندگی اون دوتا ناگهانی بهم گره می خوره و.....
+بزار بیبیت باشم
-پس صدام کن!
+د...ددی
-بیبی ددیو میخاد؟
+زیاد!!
|و چی میشد اگه هرگز نمی دیدمت|
𝔄𝔯𝔢 𝔶𝔬𝔲 𝔞 𝔴𝔞𝔱𝔠𝔥𝔢𝔯 𝔬𝔯 𝔞 𝔭𝔩𝔞𝔶𝔢𝔯?
.
Tip:this is a smut fanfic (+18)
Couples:vkook-hopmin-namjin-sope
Geners:smut-fun
پ.ن:(عمده این فیک به صورت فانه)همه چیز مشخصه پس لطفا سوال بی مورد مخصوصا درباره کاپلا یا تغییر کاپلا پرسیده نشه درباره اسماتم اخطار دادم اسمتا از قسمت دو یا سه شروع میشه پس اگر میتونید بخونید
امیدوارم لذت ببرید~
To express babis appreciation
[ کیم تهیونگ مزخرفه ] پایان یافته
ژانر : فان / درتی تاک / رمنس / تکست / اینستاگرام / امپرگ
کاپل : اصلی - ویکوک ؛ فرعی - سپمین ، نامجین
وقتی که جونگکوک بی حواس نظرش رو درمورد یوتیوبر معروف کیم تهیونگ جلوی میلیون ها از فن هاش توی لایو یونگی میگه!
Original story by @vvantae95
translated by @Nyctowx
پ.ن. کار خیلی قدیمیایه پس انتظار یک قلم بی نقص نداشته باشید.
《کاملشده》*در حال ادیت*
ساعت ۵ به سمت خونه حرکت کن!
ساعت ۶ دیگه هیچ کس بیرون نیست!
وقتی خورشید غروب کرد توی تونل باش!
وقتی آسمون به رنگ قرمز درومد درها قفل میشن.
وقتی غروب میشه شهر، به یه جای متروکه تبدیل میشه و فقط از شهر یه سری باریکه راه معلومه که به داخل تونل ها منتهی میشه.
موجودات شب توی سایه درختها منتظر نشستن و ماه خودشون رو صدا میکنن و از مردم چیزی نمیدونن و گرنه مردم کشته میشن!
از طلوع تا غروب خورشید، زندگی میکنن و وقتی کم کم خورشید جاشو به ماه میده موجوداتی که حکم رانیش میکنن هم با ماه طلوع میکنن!
در همین چرخه که برای هزارمین بار تکرار میشه...
اون بالاخره تصمیم خودشو گرفته بود تا همه چیز رو فراموش کنه و یه زندگی نرمال رو شروع کنه!
S 20190427
E 20190926
کاپل:
ویکوک +18 - سُپ
[ تکمیل شده ]
وقتی هفت تا پسر که زیاد همدیگه رو نمیشناسن، داخل یک سفینه ی بزرگ، در فضا به مدت دو ماهِ کامل گیر بیفتن، همه چی قراره خیلی پیچیده و بههم ریخته شه!!
این فنفیک اسمات داره. پس با ریسک خودتون بخونیدش
کشش (اشتیاق)
| Crave
مقدمه:
جیمین، جونگ کوک و جین سه تا برادرن که هر سه هم تصادفا لیتل هستن.
نامجون، هوسوک، تهیونگ و یونگی دوست های صمیمی و هم اتاقی اند که اتفاقا به خونه ی روبه روی همون اتاقی که این سه لیتل زندگی می کنن نقل مکان کردن و هیچ چیزی از دنیای DDLB نمی دونند.
اما امکان نداره که بتونی تمام راز ها رو تا ابد مخفی کنی؛ درسته؟ یعنی چه اتفاقی ممکنه بیوفته؟
کاپل ها:
• نامجین
• یونمین
• ویهوپکوک
هشدار- این فیکشن دارای:
• مطالب بزرگسالانه
• DDLB
• BDSM
• Triggering situation( موقعیت هایی که ممکنه برای بعضی افراد دارای مشکلات روحی مثل افسردگی خوب نباشه)
• خشونت
• امپرگ
•
سن شخصیت ها در داستان:
سوک جین=21
جیمین=18
جونگ کوک=17
یونگی=24
نامجون=23
هوسوک=23
تهیونگ=22
The Original Story Credit:
@ForEverMoonChild
All Chapters will be dedicated to her For her amazing work
๛ ғᴀɴ ғɪᴄ 「 Blind Guy 」
• پسر کور Complete
• کاپلی°
• ژانر : عاشقانه | روزمره
[-اگر یک روز بگم که من اون مردی که فکر میکنی نیستم...
اگر بگم یک هیولای زشتم...چیکار میکنی؟
پسر خنده ی قشنگش رو دوباره نشونم داد.
-ماسک لعنتیت رو از روی صورتت پایین میکشم و بهت ثابت میکنم: هیولاها وجود ندارن...]
💎°آیدی تلگرام و واتپد نویسنده: @kimsevil