Wanna read soon☕
71 story
mirror border " side story" на hoshi810
hoshi810
  • WpView
    Прочтений 1,014
  • WpVote
    Голосов 240
  • WpPart
    Частей 4
این کتاب فقط ساید استوری، داستان اصلیه *_*
Mirror border на hoshi810
hoshi810
  • WpView
    Прочтений 82,890
  • WpVote
    Голосов 21,571
  • WpPart
    Частей 73
همه ی گرگ ها می دونن که پیوند بین یک آلفا و امگا یک سرنوشت ابدیه، سرنوشتی که تا ازل اون هارو بهم گره میزنه... یک بخش رمانتیک از زندگی گرگ ها که همه رو شیفته خودش میکنه... اما این اصلا برای بکهیون رمانتیک نیست... به عنوان یک بتا که عاشق یک آلفا شده... این تراژدی ترین داستان ممکنه! ♡♡♡ کاپل: چانبک، هونهو، کایسو، ویکوک ژانر: رومنس، تخیلی، امگاورس، اکشن وضعیت: پایان فصل اول
... на bleachedfish
bleachedfish
  • WpView
    Прочтений 59,221
  • WpVote
    Голосов 1,529
  • WpPart
    Частей 21
MY LITTLE MAN на LITHINKS
LITHINKS
  • WpView
    Прочтений 57,819
  • WpVote
    Голосов 12,598
  • WpPart
    Частей 36
"مـرد کوچـک من" سهـون، پسری که با قدرت خاصی از کمای پونزده ساله‌اش بیـدار می‌شه و معشوقـی رو که در بُعـد قبلیِ زندگیـش به طرز دردناکی از دست داده، ملاقات می‌کنه. فکر می‌کنید سهـون می‌تونه از معشوقش در این بُعـد از زمان محافظت کنه یا باید این بُعـد رو هم رها و برای محـافظت از معشوقش به بُعـدهای دیگه‌ای از زندگیش سـفر کنه؟ . MAIN COUPLE: SEKAI. . SIDE COUPLE: CHANBAEK. . GENRE: ROMANCE. FANTASY. ANGST. . RATE: +18 . COMPLETED FAN FICTION . SINCE: 5 JUL 2020 . TO: 6 FEB 2022
𝐘𝐨𝐮 𝐌𝐚𝐤𝐞 𝐌𝐞 𝐃𝐚𝐧𝐜𝐞 на AyterZone
AyterZone
  • WpView
    Прочтений 876
  • WpVote
    Голосов 272
  • WpPart
    Частей 10
𝐍𝐚𝐦𝐞 : [𝐘𝐨𝐮 𝐌𝐚𝐤𝐞 𝐌𝐞 𝐃𝐚𝐧𝐜𝐞]🩰 فیکشن: تو باعث میشی برقصم 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞 : 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞 & 𝐃𝐫𝐚𝐦𝐚 & 𝐒𝐦𝐮𝐭 & 𝐀𝐧𝐠𝐬𝐭 ژانر: عاشقانه، اسمات، انگست 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞 : 𝐇𝐮𝐧𝐋𝐚𝐲 کاپل: هونلی 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫 : 𝐀𝐲𝐭𝐞𝐫𝐋𝐚𝐧𝐝 (𝐑𝐨𝐬𝐡𝐚𝐧𝐚) نویسنده: روشنا
CatFish на CLuz_614
CLuz_614
  • WpView
    Прочтений 20,402
  • WpVote
    Голосов 5,337
  • WpPart
    Частей 17
🐟 " گربه ماهی " 🐠 🎥 کاپل: چانبک، سکای 🎥 ژانر‌: ددی‌کینک، رمنس، درام، فلاف، اسمات (+18) 📺 در حال انتشار ~ معرفی داستان: وقتی آقای‌ پارک بخاطر بکهیون شق میکرد و مجبور میشد قبل از خواب خودارضایی کنه تا به بیبی ضعیفش آسیب نزنه‌‌؛ فکرشم نمیکرد روزی برسه که اون پسر کوچولو نه تنها ارشدش رو ددی صدا بزنه بلکه جلوی پاش هم زانو بزنه و ازش برای ساک زدن دیکش اجازه بخواد. ~ برش هایی از داستان: * "باید بکنیش..! این هرزه ها توی تخت همه چیزو لو میدن." جونگین دستهاش رو مشت کرد: "شما تا الان به ازای تمام مقاله‌های پر سود این مجله با زنا خوابیدین رئیس؟!" سهون پشت میزش برگشت و روی صندلی نشست:"هرکدومشون که ارزش یه شب رو داشت.. چرا که نه؟" با یادآوری حقیقت چشمهاشو چرخوند: " اها، یادم نبود تو‌ گی هستی! اگر نمیتونی هرزه‌ها رو بکنی، پس خودت میتونی هرزه بقیه بشی چون بدن خوبی داری!" * * "آقای پارک، حالتون خوبه؟... میخواین براتـون آب بیارم؟" چانیول چند بار پلک زد تا چهرش رو بهتر ببینه. نمیتونست باور کنه اون عروسک شیرین، اینطور نگران بهش خیره شده. با صدای خش دار و گرفته ش لب زد: "این چیزا بهترم نمیکنه... میتونی لباتو بهم بدی؟" *
What the Hell are you? на B_Moo0on
B_Moo0on
  • WpView
    Прочтений 55,129
  • WpVote
    Голосов 11,913
  • WpPart
    Частей 60
کاپل اصلی:چانبک، بکسو، بکهان، ویکوک/کوکوی کاپل فرعی: سکرت(5 تا کاپل) ژانر فصل : اکشن، معمایی، جنایی،مافیایی، رمنس، فلاف، علمی_تخیلی، اسمات ... خلاصه: (فصل 1) دکتر بیون بکهیون، نابغه ی علم ژنتیک و مخترع بزرگ، برای اولین بار دستگاهی رو اختراع می کنه که می تونه از روی هر موجود زنده ای کپی کنه. اولین نمونه ی انسانی این آزمایش هم خودشه. حالا چی می شه وقتی که به جای بیون بکهیون، دو کپی دیگه به اسم های؛ بیون بک و بیون هیون هم وجود داشته باشن؟ سه بکهیون با شکل و ظاهری یکسان اما اخلاق هایی کاملا متفاوت!!!! (فصل2) : دکتر بیون بکهیون اون کسی نیست که همه فکر می کنن. تهیونگ این موضوع رو زمانی می فهمه که یه جعبه ی مشکوک به دست دکتر می رسه. حقایقی از گذشته بر ملا می شه و حال و آینده رو تحت تاثیر خودش قرار می ده. سرانجام دکتر بیون با دو قل دیگرش یکی بک و هیون به کجا قراره برسه؟
Castaway|مطرود на HellborEl
HellborEl
  • WpView
    Прочтений 102,413
  • WpVote
    Голосов 20,490
  • WpPart
    Частей 57
COMPLETED ✾ژانر: BDSM.Angst.Dram.Smut ✾کاپل: کایهون ✯ چانبک ✾خلاصه: سهونی که از روی تفریح کیف کیم جونگین معاون مدیر عامل رو می دزده حتی یک درصد هم احتمال نمیده که به اون مرد گره بخوره... بکهیون از جانب خانواده ش طرد میشه و به دشمن خانواده ش پناه میبره...چی میشه اگه زندگی ی داستان هیجان انگیزتر براشون در نظر بگیره؟ "این عشقیه که درد داره..." ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ "من هیچ وقت آدم خوبی نبودم...هیچ وقتم نمیخوام خوب باشم...چون خوب بودن باعث میشه آدم اون بخش تاریک وجودشو نادیده بگیره... در همه ی آدما از دو قسمت خوب و بد شخصیتشون ساخته شدن...ولی درمورد تو...اشتباهم این بود ک نیمه تاریک وجودتو ندیدم...در واقع نخواستم که ببینم...تو منو بالا بردی...و خودت از همون بالا منو پرت کردی پائین..." ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~