هری...هرررری...خواهش میکنم نجاتم بده...نذار من رو ببرن...هرررری...
قطرات اشک گونه های پسر چشم سبز رو تر میکنن...صدا توی ذهنش تکرار میشه....حتی جرات نکن به التماس هاش گوش بدی استایلز...حتی جرات نکن برگردی سمتش...
صدای فریادهای وحشت زده ی لویی تنش رو میلرزونن...روحش رو از هم میدرن...قلبش رو از کار میندازن اما این اجبار بود.هری این قسم نانوشته رو امضا کرده بود.
صدای لویی پشت سرش خاموش میشه.زمزمه ی خفه ی هری توی باد گم میشه.
هری:متاسفم لویی.متاسفم...
[ خونه ] پایان یافته
ژانر : فان / روزمره / تکست / اینستاگرام / رمنس / اسمات
کاپل : اصلی ؛ تهکوک - فرعی ؛ یونمین ، نامجین
به نظرتون یک آدم عاقل میره به یک آدم ناشناس پیام بده و بگه که چجوری با دوست پسرش بهم بزنه؟ نه! تهیونگ هم عاقل نیست.
پ.ن. کار خیلی قدیمیایه پس انتظار یک قلم بی نقص نداشته باشید.
🔞راهنمای در بغلی🔞
یونگی قبول میکنه که مدتی با جیمین، دوست صمیمیِ برادر کوچک ترش، هم خونه بشه تا زمانی که پسر کوچکتر بتونه یه آپارتمان اجاره کنه.
اما چی میشه اگه جیمین در واقع یه اکانت پورن داشته باشه و یونگی هم فالوش کرده باشه؟!
⚠️هشدار: این فیک دارای تصاویر نامناسبه. اگه خوشتون نمیاد نخونید!!!
~~~~
• ژانر: اسمات، توئیتری
• کاپل اصلی: یونمین
• کاپل های فرعی: ویکوک، نامجین
• تاریخ شروع: 6 آپریل 2020
• وضعیت: در حال آپ
• کاور: @sarina_2p
نویسنده:ماری
کاپل ها:یونمین،ویکوک،نامجین
ژانر:فانتزی،کیوت،اسمات
خلاصه:
کی میدونست که مفقود شدن پارک جیمین و پیدا شدن یه سبد توت فرنگی زندگی ۷ تا پسرو تغییر میده؟!
[C O M P L E T E]
🔮نام فیک: خاطرات تو
🔮نویسنده: ماری
🔮کاپل ها: یونمین(اصلی)، ویکوک، کمی نامجین
🔮خلاصه:
جیمین پسری دبیرستانیه که چیز زیادی از گذشته ی مرموزش به یاد ندارع
اما چی میشه وقتی که شخصیت اصلی خاطراتش رو ملاقات میکنه؟
Cover: kallamari
تهیونگ با دقت به جون دادن گرگی نگاه کرد که همراه با ضربان قلبش ، نفس هاش هم قطع شدن.
سرش رو بالا گرفت و برای لحظه ای به ماه بالای سرش نگاه کرد .
اون هم نوع خودش رو کشته بود ، اما خودش رو گناهکار نمیدونست !
اون گرگ عاری از هر معصومیتی، سزاوار مرگ بود .
انگشتش رو به آرومی روی لبه ی تیز خنجرنقره ای که دستش بود کشید و وقتی دید چطور زخم انگشتش به سرعت ازبین رفت ، لبخند کمرنگی روی صورتش شکل گرفت .
فلز تنها چیزی بود که بهش آسیبی نمیرسوند .
تهیونگ در مقابل " فلز" آسیب ناپذیر بود .
تهیونگ در مقابل " نقره " آسیب ناپذیر بود .
-----
#Mine Wrriten By @softieparadise
Translated By #beth
-----
: متعــلق به من | نوشته شده توسط
@softieparadise
#Beth ترجمه از
[C O M P L E T E]
نویسنده:ماری
کاپل ها: یونمین ویکوک نامجین
ژانر: هیبرید،کمدی، فانتزی، فلاف، کیوت،اسمات،امپرگ
این مجموعه تشکیل شده از ۴ فصل:
فصل اول: my mochi kitty
تمکیل شده_ یونمین
خلاصه:
یونگی هیچ وقت فکرشو نمیکرد اوردن یه بچه گربه ی کیوت اون رو به کجا ها بکشونه.....
فصل دوم: my kookie bunny
تکمیل شده_ ویکوک
خلاصه:
تهیونگ بعد از گرفتن یه خرگوش گوگولی از نامجون انتظار هر چیزی رو داشت به غیر از یه پسر برهنه با یه دم و گوش خرگوش
فصل سوم: oH MaN HoLlY ShIt
تکمیل شده_امپرگ
فصل چهارم: wait.....WTF?
تکمیل شده
عشق ممنوعه و تاوان گزافش هميشه وجود داشته.
تاوان گزاف اين ممنوعيت شيرين براى يك خدا و يك شيطان چيست؟
ظاهر حقيقت وجود موجودات نيست؛ گاهى برخى بد ها، خوب ى هاى عظيم و پنهانى در خود دارند كه ما از آن بى خبريم...
#2 in Fantasy