سرنوشت جوری پیش رفته بود که در یک زمان با مردی ازدواج کرده و عاشق مرد دیگری شده بود.
داستان زندگی یک دختر ایرانی که به مادری ناخواسته ، عشق و خیانت می انجامد...
من سقوط كرده بودم،ته چاهِ نااميدي
نعره ي عريون مرگو تو تو اون دره شنيدي
تنِ من به جاي دره توي اغوشِ تو افتاد
اشكِ حسرتت چكيدو پلك بسته مو تكون داد
من ميخوام مال تو باشم،توي خواب تو بمونم
چي تو چشماي تو ديدم؟نميدونم..نميدونم
من از بالاترين قله به خاطر تو افتادم
برام دوريت خطرناكه،به آزارِ تو معتادم
نگو قبل از تو كي بودم،بگو بعد از تو كي ميشم؟
نيار اسم جدايي رو قشنگ نيست حتي شوخي شم