"چرا همیشه بهم زل میزنی؟!"
"چو_چون تو خو_خوشگلی."
ویولت یه دختر خجالتی بود که هری عاشق کشیدنش بود.
هری پسری با لکنت زبانه که ویولت عاشقش شده..
Copyright All Rights Reserved @londonstars
[ Persian Translation ]
(Harry Styles AU)
Translated by: @fanfictionnwriter
کالج،جایی که هری حقوق و روانشناسی میخونه.
لویی یه پسر از خود راضی که به فیلوفوبیا ( ترس از عاشق شدن ) دچاره. توی رشته بازیگریه،فوتبال بازی میکنه و به تدریس تو روانشناسی نیاز داره.
البته که اونا از همدیگه بدشون میاد ولی این مانع از داشتن مقداری تنش جنسی مضحک نمیشه.
لویی پسر از خود راضی هست با مشکل نوشیدن بیش از حد.
کسی که نمیدونه میخواد با زندگیش چیکار کنه و هری دانشجوی روانشناسی کسی که که همیشه از اون مراقبت میکنه.
ممکنه دقیقا همون چیزی نباشه که لویی میخواد،ولی واقعا بهش نیاز داره.
[Completed]
لویی به تازگی به همراه دوست پسرش یه خونه ی پنج خوابه خریده. ولی دوست پسرش بهش خیانت می کنه پس لویی اون رو از خونه پرت می کنه بیرون... با این حال خونه رو خیلی دوست داره و یه آگهی در اینترنت می ذاره تا بتونه این خونه رو با چند نفر شریک بشه...
که این همخونه ای ها شامل نایل، یک برنامه نویس الکلی، زین، یه معلم جذاب پیش دبستانی، لیام، یه استریپر مهربون و هری،یه روانشناس جنسی عجیب میشه!
و لویی درباره ی همه ی این ها اصلا مطمئن نبود...
Written by: @Crypticfangirl
Translated by: @Vampire_sh17
[Complete]
"خب ببین اینجا چی داریم .. لویی تاملینسون مغرور که ادعا میکنه بهترین دانشجوی داروسازی دانشکدست در حالی که نمیتونه یه قرص ساده برای خودش تجویز کنه"
"سرد درد های من دیگه با قرص خوب نمیشن هری!"
"پس با چی خوب میشن؟"
"با تـو"