liayrtdshahsyny1234's Reading List
135 stories
Behind the scene by nanaly80
nanaly80
  • WpView
    Reads 11,681
  • WpVote
    Votes 940
  • WpPart
    Parts 3
ژانر : وان شات ، عاشقانه ، طنز ، درام، برشی از زندگی ، کمی ورزشی همه ی ما تنها اون چیزی رو می بینیم که روی صحنه اتفاق میفته. به ندرت پیش میاد کسی از پشت صحنه خبر داشته باشه. جئون جونگ کوک برای همه یه افسانه است ، در حالی که برای اون دختر... "وضعیت : تکمیل شده "
Marrying The Playboy | KTH(translation ver) by la_linnie
la_linnie
  • WpView
    Reads 29,333
  • WpVote
    Votes 3,455
  • WpPart
    Parts 26
وقتى كه با يه پلى بوى عوضى ازدواج كرده بودم... چه اتفاقى میوفته اگه من و كيم تهيونگ رو زير يه سقف رها كنى؟ يه آشوب كامل ميشه! بقیه‌ اش رو توی Marrying a playboy پيدا كنيد. All Rights Reserved by Armyra ⒸArmyra
Don't Far Away | Complete  by MKookie3
MKookie3
  • WpView
    Reads 18,654
  • WpVote
    Votes 1,160
  • WpPart
    Parts 29
گاهی تو زندگی مجبوری تصميمایی بگیری که به نفع همه باشه.. من عاشقت بودم اما نمیتونستم نابود شدنت رو ببینمو بی تفاوت بگذرم! 🎖 1.#GirlXBoy 🎖 1. #JK 🎖 2. #Hate
Home || VKook by Nyctowx
Nyctowx
  • WpView
    Reads 639,397
  • WpVote
    Votes 100,509
  • WpPart
    Parts 50
[ خونه ] پایان یافته ژانر : فان / روزمره / تکست / اینستاگرام / رمنس / اسمات کاپل : اصلی ؛ تهکوک - فرعی ؛ یونمین ، نامجین به نظرتون یک آدم عاقل میره به یک آدم ناشناس پیام بده و بگه که چجوری با دوست پسرش بهم بزنه؟ نه! تهیونگ هم عاقل نیست. پ.ن. کار خیلی قدیمی‌ایه پس انتظار یک قلم بی نقص نداشته باشید.
Are You Kidding Me? (TaeKook) by sunflowervk
sunflowervk
  • WpView
    Reads 10,757
  • WpVote
    Votes 1,980
  • WpPart
    Parts 15
دو آلفا هیچ وقت نمیتونن کنار هم بایستن، همونطوری که دو شمشیر هیچ وقت نمیتونن همدیگه رو ببرن، اما تقابلِ بی حاصلشون میتونه روی اونها خش بندازه! و اونقدر به همدیگه آسیب میزنن تا بالاخره یکی شون تسلیم بشه و کنار بکشه... اما برایِ تهیونگ و جونگوکِ مغروری که هیچ کدوم آدمِ کنار کشیدن نبودن آتش بسی هم وجود نداشت؛ تا اینکه سرنوشت براشون یه تصویر تازه نقاشی کرد... یه نیلوفر آبی! فیک: ?Are You Kidding Me ژانر: امگاورس، رومنس، انگست، اکشن، تخیلی، اسمات کاپل: Taekook رایتر: Ka!sa وضعیت آپ: سه شنبه ها
NEWTON'S LAW📎 by taenes_
taenes_
  • WpView
    Reads 46,553
  • WpVote
    Votes 3,949
  • WpPart
    Parts 16
چی میشه اگه یه روز سر و کله یه دخترِ شَر تو مدرسه ای که پسرا توش حکمرانی میکنن پیدا بشه؟ دختری که بخاطر تنفرش از جنس مخالف هیچ وقت از شعاع ۴ متری هیچ پسری عبور نکرده و حالا مجبوره تو کلاسی بشینه که ۷۰ درصد دانش آموزهاش پسرهای قلدر و زورگو ان! 📖قانون نیوتن
God of Devil • Mini Fic ✔ by Maxlueslia
Maxlueslia
  • WpView
    Reads 12,340
  • WpVote
    Votes 1,290
  • WpPart
    Parts 10
[Completed] تهیونگ، خدای اهریمن، وظیفش تبدیل قربانی هاش به جن بود. جن هارو میکشت و روحشونو به شیطان تحویل میداد. کیم جنی، قربانی بعدیش بود...! Mini Fic - Maxlueslia
HE SHOULD DIE࿐ by FK_Spoiler
FK_Spoiler
  • WpView
    Reads 30,676
  • WpVote
    Votes 4,234
  • WpPart
    Parts 39
جنی درست همون قسمتی که گفت لمس نکنه رو با سر انگشت هاش لمس کرد. به ثانیه نکشید نفس کشیدنش تغییر کرد، قفسه سینه‌اش بالا و پایین می‌شد و تند تند نفس می‌کشید... چشم‌هاش رو روی هم گذاشت و لب تر کرد: -چرا اینکار رو می‌کنی؟ به قدری محکم لبه های وان رو نگه داشته بود که رگ های دستش برجسته شدن و سر انگشت هاش به سفید تغییر رنگ دادن... جنی با نگرانی، ازش فاصله گرفت و صورتش رو بین دست هاش گرفت: -حالت خوبه!؟ وقتی جنی خواست از جاش بلند بشه، رون پا هاش رو تو چنگش گرفت و محکم نگه داشت: -می‌خوای بدونی با لمس جایی که نباید چی کار کردی؟ جنی با ترس به چشم‌هاش خیره شد. بعد کمی مکث بخاطر حس قدرتی که از ترسی که تو وجود دختر شکل گرفته بود به وجود اومد، ادامه داد: -بیا تا نشونت بدم! ░G░e░n░e░r░☟ M̳y̳s̳t̳e̳r̳y̳ ̳ ̳M̳a̳f̳i̳a̳ ̳S̳m̳u̳t̳ ̳D̳r̳a̳m̳ #full ✷ #𝐹 ✷
ɢᴜᴇꜱꜱ ᴡʜᴏ ɪ ᴀᴍ by FK_Spoiler
FK_Spoiler
  • WpView
    Reads 95,475
  • WpVote
    Votes 9,644
  • WpPart
    Parts 50
به آرومی پلک هاش رو از هم فاصله داد. با باز شدن چشم هاش سردرد بدی به سراغش اومد جوری که حس می‌کرد شخصی درحال تیر زدن به سرشه! احتمال می‌داد این سر درد بخاطر اثرات بیهوشی بوده باشه. چند بار پلک زد و سعی کرد اطراف رو ببینه اما به جز تاریکی مطلق چیز دیگه‌ای نبود. با باز شدن در روشنایی کمی به چشم های غرق تاریکی‌اش برخورد کرد و بالاخره موفق شد چیزی به جز تاریکی ببینه. مردی خودش رو وارد تاریکی که اطرافش بود کرد اما همچنان چهره‌اش واضح نبود. ناگهان چراغ های تو اتاق روشن شدن و بخاطر یهویی بودنش، پلک هاش رو روی هم فشرد. کمی بعد دوباره پلک هاش رو از هم باز کرد و بعد از چند بار پلک زدن موفق به دیدن چهره‌ی مرد شد. مردمک های لرزونش روی چهره‌اش ثابت موندن. نمی‌تونست چهره‌ای که مقابلش قراره داره رو درک کنه. احتمال هر چیزی رو می‌داد به جز اینکه اون، شخصی باشه که گیرش انداخته! زیر لب زمزمه‌وار گفت: -تو!؟ همه‌ی این ها زیر سر تو بود؟ من تمام این مدت دنبال تو بودم؟ 𝒃𝒐𝒚×𝒈𝒊𝒓𝒍 ↜ 𝒎𝒂𝒇𝒊𝒂 ⊹ 𝑺𝒎𝒖𝒕 ⋆ 𝑴𝒚𝒔𝒕𝒆𝒓𝒚⭒ #𝒄𝒐𝒎𝒑𝒍𝒆𝒕𝒆𝒅 / #𝑭𝒖𝒍𝒍 #🄺 𝟏𝟓/𝟏𝟐/𝟐𝟎𝟐𝟎