Back To You •< Vkook >• [ Completed ]
جونگکوک معاون یک شرکت توی سئول که متوجه میشه رئیس بخشی که توش کار میکرد عوض شده و جایگزین اون کسیه که از شعبه ی دئگو انتقالی گرفته...
و حالا باید به کیم تهیونگ دوست پسر سابقش که دو سال پیش باهاش کات کرده بود بگه رئیس..
ᴡʀ: @vk_vita @Moonlike_Rmy 사이데 🌙
ɢᴇɴʀᴇ: ʀᴏᴍᴀɴᴄᴇ. sᴍᴜᴛ 🔥
Start: 20/03/2020
End: 01/04/2020
- فقط خواستم بهت ثابت کنم، من توی رابطمون عاشق ترم!
و تو ترسوتر
-----------------------------------
+ جونگکوووووک
صدای جیغ های آزاردهنده ی تهیونگ وقتی که روی سکوی وسط سالن، برای اجرای مراسمِ فرقه، بسته شده بود، به گوشمون چنگ مینداخت!
+کمکککککک
و جونگکوک، که صورتشو پشت نقاب مخفی کرده بود، تا کسی اشک هایی که برای اون پسر میریزه رو نبینه!
پشتِ صحنه ی دنیای پر زرق و برق کمپانی مدلینگی که تهیونگ، برای تست دادن به اونجا میره، تیره و تار تر از چیزیه که فکر میکنه!
تهیونگ پسر جوانی که به خاطر علاقه ی شدید و البته صورت زیباش، قدم هاشو سمت مدل شدن برمیداره اما با طنابِ پوسیده ی عشق، واردِ چاه فرقه ی خطرناکی به اسم حلقه میشه...
-----------------------------------
کاپل: کوکوی، سُپ
ژانر: درام، رومنس، معمایی
داستان درباره ی دنیاییه ک توش هایبرید ها(دو رگه ی حیوان و انسان) توش ب عنوان ی نژاد دسته پایین زندگی میکنن که ادم ها ازشون معمولا به عنوان خدمتکار و یه موجود بی ارزش استفاده میکنن
حالا چی میشه که تهیونگ داستان ما یه بانی کیوت پیدا کنه که قلب و احساساتشو کم کم زیر و رو کنه؟
ژانر:رومنس ؛زندگی روزانه؛اسمات؛گاهی کمدی؛تخیلی(بخاطر وجود هایبرید)
میدونم ک توضیح دادنم اصلا خوب نیس T-T
امیدوارم خوشتون بیاد💙💙💙
[کامل شده! ]
(تهیونگ پسریه که همه منتظرن یه امگای ضعیف بشه... اما سرنوشت داره به تک تکشون پوزخند میزنه)
_اینکه جز کدوم دسته قرار بگیرین به طور عمده بستگی به این داره که
پدرومادرتون جز کدوم بودن،یا اینکه اکثر اعضای خانواده متعلق به کدوم دستن.
واقعا یه چیز نسبیه...
⚠️#1in Vkook
⚠️#1in Taekook
⚠️#1in Omegaverse
⚠️#1in Rm
⚠️#1in Suga
⚠️#1in Btsfanfic
⚠️#1in BTS
فصل دوم 'Randy'
همه آدم ها توی زندگیشون به خوب بودن فکر میکنن.
اما فکر کردن هیچ وقت کافی نیست جئونی
هیچ وقت!
Made in pain!
________________
توجه ⚠️
این داستان قصد توهین به هیچ دین، شخص، مکان و... ندارد. تمامی مطالب ذکرشده تنها به این اثر تعلق داشته و وجود خارجی ندارند🚫
[کامل شده]
"رَندی" داستان آدم هایی که گذشته شون اونها رو ا فسار گسیخته کرده.
¬افسارگسیخته ¬
___________________
_مطمئن باش توی اون اداره کسی رو به اندازه من پیدا نمیکنی که بخواد کل خشابش رو توی دهنت خالی کنه.... مراقب حرفات جلوی من باش عوضی، درسته مدرک قانونی برای قتل هات وجود نداره ولی خوب میدونم چه کارهای ازت بر میاد!
+میدونستی ابراز خشونت هم یه نوع عشقبازیه... قبیله مایا تو آفریقا این کارو میکنن.
Vkook story!
⚠️#1in bts fanfic
⚠️#1in Persian
⚠️#1in Action
میگفتن عشق بچگانه نمی تونه پایدار باشه و هوس زودگذره
ولی این دیگه چه جور عشقی بود که جئون تهیونگ بیخیالش نمیشد.
جانگکوکی که بعد از سه سال همسرش رو پیدا میکنه و با چیزا غیر منتظره رو به رو میشه...
کیم تهیونگ،لیدر ترسناک گروه،در واقع یه اومگاست که پنهانش کرده!برای 3 سال اون هویتشو به عنوان یه آلفا به خاطر ابرو از طریق داروهای شیمیاییه خاص جعل کرد.وقتی که داروها دیگه اثری ندارن و هورمونا دارن بهش غلبه میکنن،آیا اون تسلیم غریزش میشه؟
تهیونگ با دقت به جون دادن گرگی نگاه کرد که همراه با ضربان قلبش ، نفس هاش هم قطع شدن.
سرش رو بالا گرفت و برای لحظه ای به ماه بالای سرش نگاه کرد .
اون هم نوع خودش رو کشته بود ، اما خودش رو گناهکار نمیدونست !
اون گرگ عاری از هر معصومیتی، سزاوار مرگ بود .
انگشتش رو به آرومی روی لبه ی تیز خنجرنقره ای که دستش بود کشید و وقتی دید چطور زخم انگشتش به سرعت ازبین رفت ، لبخند کمرنگی روی صورتش شکل گرفت .
فلز تنها چیزی بود که بهش آسیبی نمیرسوند .
تهیونگ در مقابل " فلز" آسیب ناپذیر بود .
تهیونگ در مقابل " نقره " آسیب ناپذیر بود .
-----
#Mine Wrriten By @softieparadise
Translated By #beth
-----
: متعــلق به من | نوشته شده توسط
@softieparadise
#Beth ترجمه از