گاهی برای ملکه بودن باید لشکر کشی کرد،باید جنگید،باید فتح کرد...
و گاهی برای ملکه شدن کافیست؛قلب یک مرد را از آن خود کنی..آنوقت تو ملکه خواهی بود ملکه قلب او.
گاهی تصاحب قلب یک مرد انقدر سخت است که حکم جنگ دارد وباید مرزها را برای فتحش در نوردید.
دوشیزه مری اینبار باید بجنگه..بجنگه تا فتح کنه..شاید قلب یک مرد رو وشاید یک کشور رو و یا شاید هر دو.
Season 2 of Choose Love💕
"مادربزرگم همیشه میگفت یه زن دوتا خدا داره..یکی خدای عیسی مسیح و یکی مرد زندگیش...تو...خدای زمینی منی هز...حتی اگه این یه خدای اشتباهی باشه.."
آدم و حوا؟ رومئو و جولیت؟ جک و رز؟ نوا و الی؟ حتما داری باهام شوخی میکنی!!
نماد عشق پاک فقط و فقط الیزا و هری..!
In 2020...
دست هاش دور گردنم نشسته بود و هر چقدر تقلا می کردم تا خودم رو بالا بکشم، اون من رو بیشتر درون وان پر از آب می فشرد. سرم رو زیر آب فرو می کرد و ناخن های بلندم هر چقدر چنگش می زدند، فایده ای نداشت. باز هم شکست می خوردم.
آب در بینی و دهانم فرو می رفت و رسیدن اکسیژن به من داشت کمتر و کمتر می شد، و داشت به صفر می رسید.
داشت خفه ام می کرد. داشت توی آب وان غرقم می کرد.
برای ثانیه ای، فقط ثانیه ای، تونستم سرم رو از آب بیرون بکشم، و با قاتلم چشم در چشم شدم.
یک جفت چشم مشکی پر از نفرت درون چشم هام خیره شده بودند.
قصد جانم رو کرده بود.
🚫 رده ی (16+) برای کلمات رکیک، صحنه های باز کلامی و موقعیت های خشونت بار. 🚫
شروع تا پایان: ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۳.
چهارتا نوجوون که وارد یه دنیای دیگه میشن و هر کدوم هویت های جدیدی پیدا می کنند.
اونا باید دنیا رو از دست یه شیطان نجات بدن، اما چطور و چرا؟
در این بین باید با موجودات مختلف دست و پنجه نرم کنند.
مطئمنم خوشت میاد پس زود باش شروعش کن!
❦︎♡︎❦︎♡︎❦︎♡︎❦︎♡︎❦︎♡︎❦︎♡︎❦︎♡︎❦︎♡︎❦︎♡︎❦︎♡︎❦︎♡︎❦︎♡︎
محکم به دیوار کوبیدم. صدای قلب ترسیدم که دیوانه وار می تپید توی گوشام اکو میشد. دستشو محکم روی دیوار کنار سرم کوبید و به سمتم خم شد. سرشو کنار گوشم برد و نفس های داغشو روی گردنم خالی کرد که باعث شد مور مورم بشه. آروم زمزمه کرد.
(...):《حتی اگه یه قرارداد باشه بازم مال منی... بار آخرت باشه بدون اجازه ی من به یه پسر نگاه میکنی، وگرنه...