بیاین سلسله مراتب تبدیل به فرشته پاک رو به شیطانی درنده با یک زندگی مرور کنیم
°°°°°°°°°°•°°°°°°•°°°°°°°°•°°°•°°•°•
ژانر : پلیسی ، اکشن ، اسمات😁
کاپل اصلی: یونمین
کاپل های فرعی : کوکمین ،ویمین، نامجین،ویکوک
🔞استاد ما🔞
🔞فکر میکنید که چی میشه اگه تهیونگ استاد دانشگاهی که جونگ کوک و جیمین داخلش درس میخونن توی تاریکی جاده ای که فقط صدای زوزهی گرگ میومد جیمین و جونگ کوک رو در حالی که انگار از دست کسی فرار میکنن ببینه و نجاتشون بده و......🔞
کاپل های اصلی:تهمینکوک🔞تهیونگ_جیمین_جونگ کوک
...
این فیک یه فیک طولانیه💫😊
و لازمه بگم تو اولای فیک بیشتر رو ویمین زومم و بعد ویکوک و بعد ویمینکوک.(گفتم بیشتر چون کل این ویمینکوکه)
...
و امیدوارم خوشتون بیاد😂
جیمین فکر میکنه یه پسر معمولیه! یه پسر معمولی مثل بقیه اما کمی حساستر!
اما انگار سرنوشت فکر دیگه ای برای اون داره
جونگکوکی که از ناکجا آباد سر میرسه و جیمینی که توی مسیری پر از خطر قرار میگیره
ژانر: فانتزی! عاشقانه!
کوکمین❣️
Jimin an innocent fluffy ball on stage.
A god, a hot merciless mafia boss in the dark.
Taehyung is (maybe) the innocent son of police chief.
And Jungkook is Jimin's... well... it's complicated.
♡Not a cliche mafia love story♡
warning:
- Violence
- manipulation
- Abuse
- Rape
- kidnapping
#Jikook #Vmin
Based on the song *Red Right hand*
*هیونگ دارم بهت میگم به منم خوش گذشت.
یونگی زانوهاش رو بغل کرد. نمیتونست حالت چهره جیمین رو تو تاریکی تشخیص بده.
-هیونگ من خوشم اومد. وقتی چشمام رو گرفتی خوشم اومد.
-جیمینا... *
کاپل:یونمین
پسر نسبت به بقیه پوست تیره ای داشت اما قدبلند و
خوش چهره بود مثل جیمین زیبا بود ولی تفاوتشون این بود که برعکس آرامش جیمین این پسر نگاه سرکشی داشت با صدای بم و جذابش داد زد:
مبارزه تموم شد دوستان ...
و رو به روی پسر ایستاد: امیدوارم دَرست رو یاد گرفته باشی اینجا بی قانون نیست اینجا یک شاهزاده داره
سمت جیمین رفت و دستش رو روی شونش گذاشت :
و منم شوالیه ی سیاهشم .....
______________________
فانتزی _سلطنتی_اسمات
کاپلی boy x boy
جیمین یه دانش آموز معمولی و پاکه: بی گناه، جوری درس میخونه انگار به زندگیش وابستس، زندگی اجتماعی نداره،خانواده متعصب و بسیار مذهبی داره. اون به فرد فراموش شده توی جهانه.
جونگکوک پسر مشهور مورد علاقه شماعه: خودبین،مشهور،جذاب و اون هرکار شهوت انگیزی که شما تصور کنید رو توی زندگیش انجام داده.
هردو پسر توی دنیای خودشون گیر کردن، هردوی اون ها وابسته به کشتن خودشونن چون فکر میکنن که این همه سال وقتشون هدر رفته.
اما تا جایی که یک شب جونگکوک جیمین رو وقتی پیدا میکنه که قصد انداختن خودش به پایین پل رو داشته.
توجه!
•خودکشی و افکار افسرده
•اسمات
•خودزنی
•خشونت
•رابطه خانوادگی نه چندان خوب