«امروز از اون دسته روز هاست که خورشید فقط طلوع میکنه تا با تمام وجودش بهت بخنده.»
- Fight Club
ژانر: زندگی روزمره - انگست - دراما - روانشناسی
By: Vida
꒰.• #AU
⏤⏤⏤⏤⏤ ⏤⏤⏤
جونگكوك مكانيك ٢٦ ساله اي كه بايد براي عمل پيوند خواهرش از خلبان كيم تهيونگ كه به تازگي همسرش مرگ مغزي اعلام شده ، رضايت بگيره...
↳Couple: Vkook
↳Gener: Drama / Romance / Smut / Slice of Life
روزهاي اپ : يكشنبه ها ساعت 7 عصر
"مشترک گرامی، شماره شما به علت عدم فعالیت و پرداخت بدهی ها، تا اطلاع ثانوی مسدود میباشد. لطفا پس از دریافت این پیام، جهت جبران بدهی های خود به نزدیک ترین درگاه مخابرات مراجعه کنید."
__________________________
یونگی، بعد از اتمام سربازی به خونه برمی گرده و تلفنی که از خیلی سال پیش کنار گذاشته بود رو پیدا میکنه. در کمال تعجبش اما اپراتور این شماره، خیلی بیشتر از جملات تکراری همیشگی حرف برای گفتن داره...
ژانر: روزمره، رومنس
*چپترهای کوتاه
By: Vida
Best Rankings:
#1 یونمین
#4 جیمین
2# minific
هری پاتر تو همه چیز خوبه.... به جز بوسیدن. وقتی فهمید روی جینی کراش داره،چه کسی بهتر از دراکو مالفوی بود که بهش مهارت بوسیدن رو یاد بده؟
Persian translation-
Written by: Reasonstosmileathome
Drarry fanfiction
پیراشکی | 𝖣𝗎𝗆𝗉𝗅𝗂𝗇𝗀
تهیونگ هیچ وقت متوجهِ عشق و علاقهی عمیقِ پسرِدبیرستانی که همسفرِ هرروز صبحش بود، نشده بود. همیشه مثلِ یک بچهی خوب، صبح ها با اتوبوس به محلِ کارش میرفت و عصرها با اتوبوس همون مسیر برمیگشت.
اما چی میشد اگر اون روزی پیامی ناشناس دریافت میکرد که پیام های عجیب براش میفرستاد و این تبدیل میشد به شروعِ اونها!
ژانر ↶
عاشقانه، فلاف، کمدی، چت استوری، توییتر، اسمات
کاپل ↶
«اصلی - ویکوک» تهیونگ ↑ جونگکوک ↓
«فرعی - هوپمین»
قسمتی از فیک ↶
_الان که تو منو گاز گرفتی گوشت خوار حساب نمیشی، مگه نه؟!
_چرا! مگه تو پیراشکی نبودی؟!
•روز آپ: یک شنبه ها•
یونگی پسریه که بخاطر یه خیانت تبدیل به یه ادم سرد و بی احساس شده و جیمین یه پریه که بخاطر یه اشتباه قدرتاشو از دست داده حالا چی میشه اگه یونگی تنها کسی باشه که میتونه به جیمین کمک کنه قدرتاشو برگردونه!
جیمین:«باهام بخواب!»
یونگی:«چی؟»
جیمین:«بهت گفتم باهام بخواب!لطفا!»
کاپل ها:یونمین، کوکوی، نامجین
یونگی از رابطه های یک شبه خوشش میاد و درکشون میکنه. چیزی که درکش نمیکنه، اینه که چطور یه بچه که احتمالا زیر سن قانونیه، سر از آغوشش در آورده و درمورد شکست عشقیش، حرف میزنه. چون مطمئنه (و اگه به نظرتون داره اشتباه میکنه حتما اصلاحش کنین) که وقتی به بازگشایی کلاب دوست جدیدش رفت، اصلا دنبال بچه ای که ازش پرستاری کنه، نمیگشت.
translated by @xXfakeziamxX
-تو هیچ وقت هوونگم نبودی مین یونگی تو همیشه اونی بودی که من دوست داشتم موقع گریه کردن سرمو بزارم رو شونش موقع خوشحالی بپرم بغلش و لباشو ببوسم تو یه چیز بیشتر از هوونگ بودی
کاپل:یونمین،ویکوک
ژانر:فلاف ،زندگی روزمره
وضعیت: کامل شده