Favorite list
19 stories
honey pie | Taekook  by meli19952000
meli19952000
  • WpView
    Reads 333,849
  • WpVote
    Votes 49,211
  • WpPart
    Parts 31
《completed》 چت های عجیب بین جونگ کوک ۱۸ ساله و معلم خصوصی نقاشیِ ۲۲ سالش تهیونگ Taekook , texting Original story by : @nathyoung Translating by : @meli19952000
The Book Of You & I by taenes_
taenes_
  • WpView
    Reads 20,179
  • WpVote
    Votes 1,307
  • WpPart
    Parts 8
"کتاب من و تو" مجموعه ای از وانشات و داستان های کوتاه از آیدل های محبوب شماست که می تونید با اضافه کردنش به کتابخانه شخصیتون، شاهد اضافه شدن داستان هایی جدید با ژانر و شخصیت های مختلف باشید و از خوندنشون لذت ببرید.📔
YOUR TOUCH[TAEKOOK] by Tamiehur
Tamiehur
  • WpView
    Reads 7,824
  • WpVote
    Votes 507
  • WpPart
    Parts 5
[لمس تو] داستان درباره پسری ۱۷ ساله به اسم جانگکوک هست که سعی داره قبل از شروع سال جدید بکارتشو از بین ببره {متوقف شده} کاپل اصلی:ویکوک،کوکوی کاپل فرعی:سوپرایز ;) ژانر:مدرسه ای،اسمات،مدرن،رمنس,اسلایس آو لایف
~hard stan~(persian translation)▪(taekook) by sainayaoistuff
sainayaoistuff
  • WpView
    Reads 581,673
  • WpVote
    Votes 72,531
  • WpPart
    Parts 107
جونگ کوک یه اکانت اینستا برای خواننده مورد علاقش داره.... نکته اینجاس که اون یه هارد استنه و فقط چیزایی پست میکنه راجب اینکه تهیونگ چه ددی کاملیه.... چه اتفاقی میوفته وقتی تهیونگ از اکانت اون با خبر میشه....؟ 🔞اسمات....🔞 written by @arayofsunshine99
Along the Seine River | Vkook | Completed  by Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    Reads 398,966
  • WpVote
    Votes 54,404
  • WpPart
    Parts 45
┊Summary: توی این بوک داستان عاشقانه یه زوج فرانسوی از دل پاریس رو میخونیم. تهیونگ و جونگکوکی که هفت ساله ازدواج کردن و دوتا دختر دوقلو دارن، اما بعد از هفت سال اختلاف ها و مشکلاتی بینشون شکل گرفته که باعث شده جونگکوک تصمیم به جدایی از همسرش بگیره...اما چه آینده ای انتظار این زوج رو میکشه؟ ┊Teaser: _ یقه‌ت زیادی بازه! _چی! زبانش را در لپش چرخاند و نگاهش را از پاها تا چشمانم بالا کشید: _ یقه‌ت عزیزم...زیادی بازه! _ جدا تهیونگ؟ حالا که میبینی دیگه عصبی نیستم شروع میکنی به گیر دادن؟ او نیز اخمی کرد و با بردن دستهایش به جیب شلوار سفید رنگش، با لحنی جدی تر گفت: _ میدونی که دوست ندارم توی یه فضای خیلی عمومی و شلوغ مردم نگات کنن. متعجب خندیدم و سرم را به تاسف تکان دادم، لبم را به دندان گرفتم و در حالی که دکمه‌های پیراهنم را میبستم پاسخ دادم: _ تلافیشو سرت در میارم آقای کیم. _ تلاشتو میکنی آقای کیم. پیج نویسنده: @sylvie_fic Couple: Vkook Sub Couple: Seongsang (Ateez), Hopemin Genre: dram, Romance, Smut, angst Writer: Sylvie Telegram: @Papacita_01
MY ONESHOTS by Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    Reads 22,780
  • WpVote
    Votes 1,817
  • WpPart
    Parts 6
این بوک برای وانشات هایی هست که تا الان نوشتم و در آینده خواهم نوشت... پیج نویسنده: @sylvie_fic _سیلوی_
،،Darken/Ziam,, by oned_fanfic
oned_fanfic
  • WpView
    Reads 77,003
  • WpVote
    Votes 12,726
  • WpPart
    Parts 40
اگر قرار به نماندن است؛ بی خداحافظی برو! بگذار انتظار، همان تکه نخی باشد که بعد از تو مرا وصل می‌کند به زندگی ...
it hurt [Z.L]_Completed by zaddyilia
zaddyilia
  • WpView
    Reads 688
  • WpVote
    Votes 142
  • WpPart
    Parts 6
فریادی میزنم از جنس سکوت میشنوی ای دورترین نزدیک من؟
-𝗢𝗻𝗲𝘀𝗵𝗼𝘁 𝗕𝗼𝗼𝗸- by callmewhitie
callmewhitie
  • WpView
    Reads 15,255
  • WpVote
    Votes 757
  • WpPart
    Parts 28
″من اینقدر دوست دارم که اگه بغض کنی اولین قطره‌یِ اشک از چشمای من میریزه.دوست دارم؛ مثل آهنگی که هردومون حفظیم، مثل هوای ابری و بارونی، مثل قدم زدن روی برف، مثل حموم قبل از خواب، سیگار بعد از چای، اولین آغوش، اولین بوسه، اولین رابطه، مثل گریه از شادی، عطر گلخونه ها، بوی کلبه جنگلی، مثل دستپخت مامان بزرگ، مثل بوی کتاب، مثل پیتزا، لازانیا، پاستا، مثل فصل بهار، مثل دیوونه ها. مم و تو که دیوونه همیم! و اینو بدون کیم تهیونگ از این لحظه به بعد من محکومم به تو و تو؟ شیرین ترین گناه منی که قرار نیست از زیر قصاصش در برم!"
Dark sky/Vkook by sad-moon102938
sad-moon102938
  • WpView
    Reads 709,131
  • WpVote
    Votes 69,730
  • WpPart
    Parts 54
⛓برده تهیونگ بودن گردن کج میخواد و زبون کوتاه! ⛓چیزی که جونگکوک نداره... ---------------------------- - پس شاه دزد تویی! به کاهدون زدی... من هیچی ندارم! + تمام چیزی که میخوام رو به رومه... شاه دزد؟ گوشای من فقط باید کلمه ددی رو از زبون تند و تیزت بشنوه جونگکوک... --------------------------- + وقتی میخوای به یکی بگی خیلی درگیرشی چی میگی؟ جونگکوک نگاهشو از لب های تهیونگ گرفت و با صدای خماری لب زد - میگم نَسَخِتم... ژانر : جنایی / مافیایی / اسمات / رومنس / ددی کینک / درام کاپل : ویکوک / نامجین / یونمین