Polar bear favorite🐻💚🌈
14 stories
STRAWBERRIES & CIGARETTES | BANG CHAN by judiishere
judiishere
  • WpView
    Reads 19,489
  • WpVote
    Votes 2,907
  • WpPart
    Parts 36
"هی! می‌دونستی یه نظریه میگه که ما قبل از اینکه بوجود بیایم ذره هستیم؟ " گوله های برف روی صورتم میریختن اما من حسشون نمی‌کردم چون داشتم از درون میسوختم "یعنی چی؟" کریس غلتید و بدنشو به بدنم نزدیک تر کرد "فکرشو بکن.من و تو،همه ی آدم های این سیاره،هممون ذره بودیم.حتی کوچیکتر از الکترون ها.حتی کوچکتر از این کریستال های شیش ضلعیِ برف که روی گونه هامون میریزن." "تو واقعا بهش باور داری،کریستوفر؟" "نمی‌دونم هانا.اما چیزی که ازش مطمئنم اینه که توی این لحظه،من،تو،هردومون ممکنه در مقایسه با این کهکشانی که توش هستیم از ذره هم کوچیکتر باشیم اما وقتی به هم نگاه میکنیم،کهکشانمون رو توی چشمای همدیگه می‌بینیم.کهکشانی که فقط ما دوتا ازش خبر داریم. "
Collision XY by ParniaKim
ParniaKim
  • WpView
    Reads 27,878
  • WpVote
    Votes 2,695
  • WpPart
    Parts 46
بچه ی من یه کلونه. کلون پارک چانیول... من میتونستم یه دختر ساده باشم اما نیستم. من خودم زندگی سخت رو انتخاب کردم و حالا باید تاوانش رو پس بدم... Warning : R rated episodes : 4th Y 5th Y 8th Y Highest 🏅 #1 on Chanyeol
The Melody of My Heart by ParniaKim
ParniaKim
  • WpView
    Reads 11,567
  • WpVote
    Votes 1,178
  • WpPart
    Parts 41
پدر من کیم سوهوئه، رئیس یه سری شرکت بزرگ و مامانم پزشکه. من یه خانواده ی خوب دارم و یه داداش دوست داشتنی و درس خون و دوست های خوب. کسی مثه من باید یه "لیدی" باشه مگه نه؟ اما من یه دختر معمولی نیستم خب... چطوری بگم؟ شیطون تر از بقیه م؟
७𝐋𝐚𝐬𝐭 𝐟𝐚𝐧𝐭𝐚𝐬𝐲 by Sakuraa_chan
Sakuraa_chan
  • WpView
    Reads 5,669
  • WpVote
    Votes 1,073
  • WpPart
    Parts 31
• قصه ی دختری که با شخصیت ساخته ی خودش، یعنی اوه سهون روبرو میشه! شاید سهون از اولش تنها کرکتر اصلی داستانش بوده اما،طوری جلوش ظاهر میشه که انگار هیچوقت شخصیت یک وبتون نبوده! •اسم فیکشن: آخرین فانتزی / Last Fantasy •ژانر: رمنس، فانتزی، تخیلی، درام، مدرسه ای، فلاف •شخصیت ها: سهون،نامی،سوهو •نویسنده: ساکورا / Sakura •روزهای آپ در واتپد: دوشنبه‌ها •این فیک بصورت فول پارت در چنل تلگرام قرار گرفته! آیدی چنل تلگرام نویسنده: @bdmmdr_sa
Dating For the Lost peace  by Panila24
Panila24
  • WpView
    Reads 70
  • WpVote
    Votes 8
  • WpPart
    Parts 1
جنو پسری مهربون و فداکاره که از کمک به هیچ کس دریغ نمی کنه. اما یک روز که حس تنهایی قلقکش می ده وارد ماجرایی می شه که به معنای عشق دست پیدا میکنه و... پایان یافته
Umbrella☂️  by Melody7979
Melody7979
  • WpView
    Reads 407
  • WpVote
    Votes 66
  • WpPart
    Parts 1
Couple:Felix & YOU -ما کاملا نقطه مقابل هم هستیم،چطور میخوای با من باشی؟ +آدما اگه متفاوت نباشن،هم رو کامل نمیکنن. ژانر:وانشات،عاشقانه،دخترپسری ۱۳۹۹/۶/۱۵
POLAROID  by Melody7979
Melody7979
  • WpView
    Reads 130
  • WpVote
    Votes 17
  • WpPart
    Parts 1
Couple:MARK & YOU عکس ها فقط جزئی از زندگی ما هستند. روی عکسا دست کشید،هر کدوم از اون عکسا،خاطره محوی رو توی ذهنش ایجاد میکرد. ژانر:وانشات،عاشقانه،درام،دخترپسری ۱۳۹۹/۱۱/۲۱
My mad man  by minyoongii1993
minyoongii1993
  • WpView
    Reads 3,468
  • WpVote
    Votes 178
  • WpPart
    Parts 3
Мч маd маи 🤬 <مرد عصباني من > ▪ Romance , Comedy , Happy end 🛡 #Boy_Girl 🔻 يونگي پسري بيست و هشت سالس كه بعد از مرگ مادرش و شكست هاي متعددش از زندگي نااميد شده و به فكر خودكشيه. يك روز دختري به نام ميا وارد زندگيش ميشه كه نه تنها راه زندگيشو عوض ميكنه بلكه....
Pay attention to me by Melody7979
Melody7979
  • WpView
    Reads 144
  • WpVote
    Votes 30
  • WpPart
    Parts 1
Couple:SUBIN & YOU پسرای مزاحم که زخمی شده بودن،دوستشون رو برداشتن و درحالی که میرفتن،گفتن:قضیه به همینجا ختم نمیشه،یه جا گیرتون بیاریم،کتکتون میزنیم. بعد از گفتن این حرف تو کوچه تاریک ناپدید نشدن. ژانر:وانشات،عاشقانه،فان،اکشن،دخترپسری ۱۳۹۹/۱۲/۱۱
➷𝐓𝐡𝐞𝐁𝐨𝐲𝐍𝐮𝐦𝐛𝐞𝐫𝟓𝟎𝟔➹  by Kimtellin
Kimtellin
  • WpView
    Reads 40,931
  • WpVote
    Votes 6,600
  • WpPart
    Parts 40
بیون بکهیون عاشقِ عدد ۵۰۶ بود، اولین دلیلش این بود که تو شِش مِی به دنیا اومده بود و دومین دلیلش هم‌ این بود که یه جایی، احتمالا تو یکی از سایت‌های مزخرف پیشگویی، خونده بود ۵۰۶ بهترین عدد شانس دنیاست؛ کسی که شماره اش ۵۰۶ ـه خودمونیه، صمیمیه، صبور نیست ولی کنجکاو و باهوشه. بکهیون فکر میکرد خیلی خودجوش و بانمکه و میتونه راحت مردم رو بخندونه. فکر میکرد معاشرتیه و کارش تو جذب کردن دخترا به خودش عالیه. ولی اون فقط 'فکر' میکرد. اون احمق چیزی نبود جز عنق‌‌ترین، عوضی ترین، لوس‌ترین، حسود‌ترین و رو اعصاب ترین پسرِ مو فرفری‌ای که تو کلِ عمرت دیده بودی و متاسفانه این پسر شماره ۵۰۶ شده بود همسایه ای که درست تو واحد شماره ۵۰۶ روبروییت زندگی میکرد و قرار بود هر صبح و هر شب نگاهت به ریخت عنش بیوفته، عذابت بده و روح و روانت رو به بازی بگیره!