Best fiction
5 stories
War Prisoner / Persian Translation por ChineseBL
ChineseBL
  • WpView
    LECTURAS 111,908
  • WpVote
    Votos 19,705
  • WpPart
    Partes 75
✾ 𝐍𝐚𝐦𝐞 𝐍𝐨𝐯𝐞𝐥 : ↬War Prisoner ⚔🩸 ✾ 𝐀𝐮𝐭𝐡𝐨𝐫 (𝐒) : ↬ Li Hua Yan Yu🎋 ✾ 𝐄𝐧𝐠𝐥𝐢𝐬𝐡 𝐓𝐫𝐚𝐧𝐬𝐥𝐚𝐭𝐨𝐫 : ↬Mnemeaa ↬Panisal ━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━ ✾ خلاصه : سو یی، ژنرال بزرگ کشور چی، به دست ارتش کشور دشمن اسیر می‌شه. این مرد قراره در مواجهه با سقوط کشورش و علاقه شاه کشور دشمن چه واکنشی نشون بده؟ ━━━━━━━━━━━━━━━━━━━━
▪ You Are My Slave ▪ por Exo_Fic_Ever
Exo_Fic_Ever
  • WpView
    LECTURAS 247,401
  • WpVote
    Votos 12,756
  • WpPart
    Partes 24
برده ای که هیچی از قوانین بی دی اس ام نمیدونه‼ اربابی که برده های تربیت شده داشته و در برابر قانون شکنی صبر نداره...💦 چی میشه وقتی برده ی ساده عاشق ارباب بی رحمش شه...🚫 〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰 💮فصل اول : U R My Slave / تو برده ی منی 💮کاپل ها: چانبک /هونهان/ کریسهان 💮ژانر : BDSM🔞؟ارباب برده ای ، خشن ، انگست 💮نویسنده : SahRa
It's not easy being a master(استاد بودن راحت نیست) por daliangdynasty
daliangdynasty
  • WpView
    LECTURAS 11,478
  • WpVote
    Votos 2,562
  • WpPart
    Partes 25
نویسنده : Jin Xi Gu Nian مترجم انگلیسی : xixi from novel updates مترجم فارسی: دیوونه کوچولو ویراستار:sam
Accidentally Mated (L.S)  por fatestylinson
fatestylinson
  • WpView
    LECTURAS 44,844
  • WpVote
    Votos 7,065
  • WpPart
    Partes 29
لویی تازه به سن 24 سالگی رسیده و خیلی یهویی به امگا تبدیل شده. ظاهرش کاملا تغییر کرده، حتی اخلاقش هم کمی تفاوت پیدا کرده. هری یه آلفاعه و دیدن لویی به عنوان یه امگا از همون اول گیجش میکنه. اون بوی فوق‌العاده‌ای میده، خیلی خوشگله، اما هری استریته. همچنین لویی هم استریته، خب... حداقل این چیزیه که اون فکر میکنه. اوضاع خیلی عجیب و غریب میشه وقتی که هری بطور ناگهانی لویی رو میت میکنه و همه چی عوض میشه. اوضاع بهتر میشه، یا بدتر؟ *تمامی چپتر ها از دید هری هستن Persian Translation The original story belongs to @pretzelsncake *-*
The Faults in Byun Baekhyun (Persian Ver.) por thefaultsinbbh
thefaultsinbbh
  • WpView
    LECTURAS 49,732
  • WpVote
    Votos 5,616
  • WpPart
    Partes 17
چانيول و بكهيون تا سر حد مرگ از هم متنفرن. شروعِ سال تحصيلى جديد توى كالجه و چانيول خدا خدا ميكنه امسال رو به خير بگذرونه، و يجورايى هم تهِ دلش اميدواره بتونه به يه پسر خاص كه مدتِ زيادى روش كراش داشته، نزديك بشه. چيزى كه چانيول بيشتر از هرچيزى تو دنيا اميدواره اتفاق نيوفته اينه كه با بيون بكهيون لعنتى هم اتاقى بشه! هرچند، سناريو ها فريبنده از آب درميان و همه چيز اونطورى كه برنامه ريزى شده پيش نميره. چه اتفاقی میفته وقتی چانیول پشت در اتاقش، بیون بکهیون رو مست و تلوتلو خوران در حالیکه بوی عرق و سکس میده، پیدا میکنه؟