shiva501's Reading List
28 stories
EGO by CynthiaPaul2002
CynthiaPaul2002
  • WpView
    Reads 11,606
  • WpVote
    Votes 2,787
  • WpPart
    Parts 12
ایگو به معنی «خود» گفتی عشق جنگه، پس من چاقو رو تو قلبت فرو کردم تا حسابی خونریزی کنی دلبندم، و با چشمایی که لهجه‌ی بوسه داشتن به تماشای مرگت نشستم. 𖤐⃟🕸️Fɪc: EGO 𖤐⃟🕸️Gᴇɴʀᴇ: Cʀɪᴍɪɴᴀʟ, Rᴏᴍᴀɴᴄᴇ, Aɴɢsᴛ, Smut, 𖤐⃟🕸️Cᴏᴜᴘʟᴇ: CʜᴀɴBᴀᴇᴋ
The Color of bloody lilies  by ImLeon
ImLeon
  • WpView
    Reads 42,588
  • WpVote
    Votes 4,788
  • WpPart
    Parts 17
"یه آرزو کن، لی‌لی من!" "حالم خوب بشه. با همدیگه زیر بارون برقصیم، بچرخیم و به همه‌ی غم‌هامون بخندیم مارشال... حالا تو یه آرزو کن." "آرزو می‌کنم، حالت خوب بشه..." *** "این کارها یعنی چه؟ چرا موهات رو رنگ کردی، جونگکوک؟" "خـ... خواستم یه... یه چیز جـ... جدید رو امتحان کنم." "مگه بهت نگفتم از این کارها خوشم نمیاد؟ نکنه به کارهای زنونه علاقه‌ی زیادی داری؟" "دیگه... هیچی توی قیافه‌ام رو دوست... نداره!" The color of Bloody Lilies ɢᴇɴʀᴇ : Romance , Angst , Criminal , Smut , Political ᴄᴏᴜᴘʟᴇ : Vkook ᴜᴘ ᴛɪᴍᴇ : Tuesday ᴡʀɪᴛᴇʀ : Léon
KAIZEN | VKOOK  by toskafic
toskafic
  • WpView
    Reads 36,354
  • WpVote
    Votes 5,027
  • WpPart
    Parts 30
وضعیت: فصل یک کامل شده✓ ☆'Summary: اکثر داستانها با پدید اومدن عشق، به پایان می‌رسن. پایان بعضی‌ها آرام و راضی‌کننده‌است و در بعضی یک پایان تلخ، می‌تونه تنها نقطه‌ی آخرِ یک سرگذشت باشه! خط اول داستانِ ما از یک پایان نشات گرفت. پایانی که آمیخته به یک زندگی مشترکِ بی‌روح بود و عشق سردرگم تر از همیشه، دنبال راهی برای نجات از چنگالِ مرگ می‌گشت؛ فرمانده جئون و رئیس کیم، دو مامورِ خبره از NIS که ده‌سال از زندگی مشترکشون می‌گذره و اتفاق تلخی باعث شده تا عشقِ بینشون کم‌کم به نفرت و لجبازی رنگ ببازه! «اون دست ها دیگه به من برنگشتن رئیس. تو اون روز باعث مرگ سه نفر شدی، تو! سه تا قلبو کشتی... من، کایزن و خودت که قلبِ من بودی.» 𓂃🥀៹✦ 'Couple: VKook, wlw [Lesbian] 'Genre: Political, Romance, Angst, Action, Smut 'Writer: Dmitri Ranking 1: 🏅Angst 🏅political 🏅Crime
Echo <vkook> by Itvkookfic
Itvkookfic
  • WpView
    Reads 10,384
  • WpVote
    Votes 1,113
  • WpPart
    Parts 24
𝐍𝐚𝐦𝐞: 𝐄𝐜𝐡𝐨 𝐆𝐞𝐧𝐞𝐫: 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞, 𝐀𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧, 𝐒𝐦𝐮𝐭 𝐒𝐮𝐦𝐦𝐫𝐲: "شش سال زندان... شش سال سکوت، بی‌خبری، بی‌نامه، بی‌دیدار. برای کسی که روزی حاضر بود همه‌چیو براش فدا کنه. اما اون تهیونگ سابق دیگه مرده. حالا برگشته... با چهره‌ی یه مافیای بی‌رحم. با یه نقشه‌ی ساده: انتقام. فقط یه مشکل هست... خرگوش سفیدش، جئون جونگ کوک، حالا قراره ازدواج کنه. و درست روز عروسی، صدای «تق‌تق» در شروع یه کابوس میشه... کابوسی به اسم عشق و انتقام." 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: 𝑲𝒉𝒂𝒕𝒆𝒓𝒆𝒉 telegram: @itvkookfic insta: it.vkookfic
Mr. Narrator | Vkook/Kookv by Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    Reads 618
  • WpVote
    Votes 101
  • WpPart
    Parts 13
┊Summary: اشراف‌زاده بودن همیشه شامل یک سری قوانین مشخص می‌شد اما جونگ‌کوک نه مثل بقیه بزرگ شده بود و نه هم ریشه‌ی اونها بود. به خاطر همین هم حاضر شد برای نجات دوستی که هرگز ملاقاتش نکرده بود، پا به کشوری بذاره که به خاکستری بودن شهرت داشت. حالا کی تضمین می‌کرد که تا چه مدت می‌تونه اونجا زنده بمونه؟ ┊Teaser: "- تهیونگ، خوشحالی؟ لرز نامشخصی از سوال پرسیده شده توی تنش نشست. - هستم. تو چی، خوشحالی؟ - هستم. سرش رو پایین انداخت و به دست آزاد جونگ‌کوک که فاصله‌ای با دست خودش نداشت، نگاه کرد. می‌تونست موقع راه رفتن دستش رو بگیره؟ - پس یعنی برمی‌گردی؟ قرار شد وقتی خوشحال کنار هم قدم زدیم برگردی. - بیا یه تعداد مشخصی رو تعیین کنیم. مثلا وقتی ده بار خوشحال کنار هم قدم زدیم من برمی‌گردم. انگشت اشاره‌اش رو به دست جونگ‌کوک زد و به سمتش برگشت. - با این تعدادی که تو گفتی تا ابد باید همین‌جا بمونی! - پس پنج تا؟ - سه تا. - قبوله!" ┊Genres: Romance, angst, smut, Political ┊Couple: Vkook (vers) ┊Writer: osiris ┊Up: saturday
" Okara efu" by mahsan_tk
mahsan_tk
  • WpView
    Reads 18,073
  • WpVote
    Votes 1,586
  • WpPart
    Parts 24
وقتی بعد از پنج سال، جونگ‌کوک دوباره به کره برمی‌گرده، مادر تهیونگ اصرار داره خانواده دور هم جمع بشن. اما برای تهیونگ، روبه‌رو شدن با برادر ناتنی‌ای که ازش متنفره چیزی جز شکنجه نیست. بین کینه‌های قدیمی، رازهای گذشته و شاید عشقی قدیمی، سرنوشت این دو دوباره به هم گره می‌خوره... این فیکشن ورسه..
Memories of Alhambra | Hopemin, vkook by Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    Reads 1,312
  • WpVote
    Votes 241
  • WpPart
    Parts 3
┊Summary: این فیکشن ساید استوری یا اسپین آف فیکشن در امتداد رود سن هستش بچه ها. فلش فوروارد داره به آینده و زندگی خانواده کیم و دو تا دختر نوجوونشون، این‌بار در کنار زوج کلمنتاین و کورالین نشونمون میده. هر دو کاپل به یه اندازه‌ن اما چون قراره با گذشته هوپمین بیشتر آشنا شیم هوپمین کاپل اوله :) خیلی دوستش دارم و امیدوارم دوستش داشته باشین💫 ┊Teaser: Along the seine river after story _ خوابت نبره ها، شب کار داریم. _ دیوونه ای؟ پیر شدم ولی کم کار نه! جونگکوک باز هم خندید و این‌بار بوسه ای به سرش زد. مرد چشمهاش رو بست و با لبخندی زمزمه کرد: _ مرد میانسالتو دوست داری؟ _ خیلی زیاد! _ مرد میانسالت هم دوستت داره! پیج نویسنده: @sylvie_fic ┊Genres: Romance, Drama, Young adult, smut ┊Couple: Hopemin, vkook ┊Writer: Sylvie☀️ ┊Up: Tuesday
WALKING IN THE FOG by mhisaleez
mhisaleez
  • WpView
    Reads 61,409
  • WpVote
    Votes 11,393
  • WpPart
    Parts 47
"Completed" برای بکهیون تنها راه تموم شدن کابوس‌هاش، پیدا کردن برادری بود که مدام توی رویاهاش ازش کمک می‌خواست، اما اون نمی‌دونست که دنبال کردن نخ خواب‌های ترسناکش، باعث میشه با یکی از بدنام‌ترین خلافکارهای کره‌ای ساکن در چین، پارک چانیول رو به رو بشه و مدت زیادی کنار اون بگذرونه. coυple: cнαɴвαeĸ, нυɴнαɴ ɢeɴre: drαмα, ѕмυт, мpreg
TENSION🍷(vkook) by seta8603
seta8603
  • WpView
    Reads 249,166
  • WpVote
    Votes 21,818
  • WpPart
    Parts 42
تَنِش . ( از اسم فیک مشخصه ، کسانی که اعصابشو ندارن نخونن ⭕️) کیم وی،مرد به شدت پرنفوذی که ممکنه هرکاری ازش سر بزنه و همین دلیلی میشه که همسرش جئون جانگکوک ازش طلاق بگیره ، اونم با یه بچه .... چون قبل ازدواج کاملا سنتی و بدون شناختشون هیچ ایده ای راجب اخلاق و شغل همسرش نداشت و بعد ازدواج که متوجه این موضوع میشه نمیتونه کنار بیاد . اما تهیونگ نمیزاره جانگکوک بچشو ببینه مگر اینکه هربار .... ******* "میخوام بیام بچم رو ببینم ، بومیگیرم سیگارتو خاموش کن" دست زیر گلوم گذاشت "تو که قرار نیست دیگه ببینیش ! نگران نباش" مسخ شدم " یعنی چی ؟!" گلومو کمی فشار داد " یعنی دیگه به پامم بیوفتی ؛ نمیزارم دستت به دخترم برسه" خواستم چیزی بگم که ولم کردو پشت چشم های بهت زدم اتاقو ترک کرد . *** روند اپ : نامنظم ⭕️ فیک حول محور سال ۱۹۹۹_۲۰۰۲ میلادی میچرخه. Happy end ❗️ Gener: omegavers ، emotional ،romance ،Angst، drama Couple: vkook ،....... Setayesh* ❗️این اولین تجربه داستان نویسیمه و قطعا مشکلاتی داره‌ ولی ممنون که انتخوابش کردی
𝗦𝗶𝗻 𝗢𝗳 𝗧𝗼𝘂𝗰𝗵 ⑈𝗩𝗞𝗼𝗼𝗸 ⑈ by Lostinjhopesmile
Lostinjhopesmile
  • WpView
    Reads 63,911
  • WpVote
    Votes 7,121
  • WpPart
    Parts 24
𖥔لمسِ گناه𖥔🔞 کیم تهیونگ که پس‌از مرگ دخترش خودش رو از دنیا جدا کرده، مجبور می‌شه به‌مدت شش ماه، بادیگارد و هم‌خونه‌ی جئون جونگ‌کوک، پسری که دوازده سال ازش کوچیک‌تره، بشه. ژیمناستیک‌کاری که معصومیتش رو پشت سرکشی پنهان کرده. تهیونگ برای مبارزه و حفاظت آموزش دیده بود؛ اما نه برای پسری که بودنش، خطی باریک میان وظیفه و وسوسه‌ای بود که باید زیر یک سقف، اون رو تحمل می‌کرد. - من زن و بچه داشتم جونگ‌کوک، هیچ‌وقت از مردها خوشم نمی‌اومده. - برای همین وقتی تمرین می‌کنم خشتکت تنگ می‌شه؟ ⊹ نام⤟لمسِ گناه ⊹ کاپل⤟ویکوک ⊹ ژانر⤟انگست/رومنس/درام/اسمات