hastisamiei1384's Reading List
120 stories
مجموعه گودال سیاه por Robi963
Robi963
  • WpView
    LECTURAS 292,840
  • WpVote
    Votos 9,335
  • WpPart
    Partes 76
تنها با یک نگاه در چشمانش سرنوشتم تغیر کرد
Little .....  rita por roman_sahel
roman_sahel
  • WpView
    LECTURAS 19,147
  • WpVote
    Votos 716
  • WpPart
    Partes 25
ددی لیتل کشف میکنم تورااا میجویممم توراااا میگردم به دنبال حقیقت میجنگم برایت تا آرام بگیرم در اعماق وجودت بدون سخنی دردت را حس میکنم بدون حرفی نگاهت میکنم میبینمت و برای حال دلت میجنگم با زمین و دنیا ...........
{| My Master's Touch |}  por _Rasta
_Rasta
  • WpView
    LECTURAS 20,456
  • WpVote
    Votos 650
  • WpPart
    Partes 9
با یک حرکت سریع وارد من شد و من به گریه افتادم. خواستم تا آروم تر پیش بره اما گوش نداد. دردناک بود مثل جهنم ، اما بعد از اینکه یکم بیشتر حرکت کرد بهش عادت کردم، گریه های از روی دردم به یک دفعه تبدیل به گریه هایی از روی لذت شدند. .... شانتی متولد شد تا ازدواج کند ، یا بهتر بگویم به فروش برسد. به بالاترین پیشنهاد دهنده، تمام زندگی اش را باید با بدنش به همسرش خدمت میکرد. و اندرو او را در اولین حراج خریداری کرد. اما شانتی قرار نیست به اندرو با دید همسر نگاه کند، بلکه باید به عنوان "مستر" با او برخورد کند. با افزایش مدت زمان بودن آن دو با هم ، شانتی شروع به احساس چیزی می کند که تا حالا همچین چیزی را احساس نکرده "عشق". ... این بوک ترجمه ی داستانی انگلیسی به همین اسم هست... امیدوارم ازش لذت ببرید.
ملکه تاریکی por Robi963
Robi963
  • WpView
    LECTURAS 8,752
  • WpVote
    Votos 626
  • WpPart
    Partes 16
𝖌𝖗𝖊𝖘𝖊𝖆𝖑𝖆 por FK_Spoiler
FK_Spoiler
  • WpView
    LECTURAS 55,357
  • WpVote
    Votos 7,244
  • WpPart
    Partes 40
و آخرین صدایی که به گوش رسید متعلق به پیرزنی بود که گفت: سرنوشت همیشه کار خودش رو می‌کنه و شما دوتا وقتی کنار هم قرار بگیرید مرگ خیلی ها رو رقم می‌زنید پس هرگز حتی یک قدم هم به سمت این مرد بر ندار... ↝ʙᴏʏ×ɢɪʀʟ ↝ɢᴇɴʀᴇ: ᴅʀᴀᴍᴀ, ᴍʏꜱᴛᴇʀʏ, ꜱᴍᴜᴛ, ᴏᴍᴇɢᴀᴠᴇʀꜱᴇ #full ↜وضعیت: پایان یافته ⭒2021/06/05 ⟬ #ᴋ ⟭
Silence por Silver4064
Silver4064
  • WpView
    LECTURAS 32,725
  • WpVote
    Votos 1,738
  • WpPart
    Partes 35
•Gener: Fantasy,Romance,BDSM🔞 •Writer: Silver4064 ~Summary: خون آشامی که مقدر شده است در راستای تعهدات هم نوعان و هم کنیه های خویش رفتار کند برعکس همسانان خود نه خون انسان می‌خورد و نه علاقه ای بر تسلط پیدا کردن بر روی انسان ها دارد. در این بین معجزه زندگی او پیدایش می‌شود و او را از حال و هوای تاریک باید ها و نباید های زندگی اش بیرون می‌کشد. این داستانی است از رشد و کشف احساسات ناشناخته‌ بنیامین اصلانی برای تبدیل شدن به فردی که تصمیم می‌گیرد عاشق و دلباخته آدمیزادی شود که او را درهم می‌شکند! 🔞توجه داشته باشید که این یک کتاب در چارچوب روابط BDSM است و ممکن است باب میل هرکسی نباشد پس لطفاً با انتخاب خود کتاب دنبال کنید🔞 تکه ای از کتاب: پسر به او نگاه کرد ولی وقتی که صورت او را خیلی نزدیک دید صورتش برگرداند. «مگه تو نگفتی یکی برات مهمه...؟» در کنار گوش اش زمزمه او را شنید. «مگه این، اینکه تو برده منی انکار می‌کنه؟» او روی پسر بیشتر خم شد و با چسباندن تنش به پسر مجبورش کرد تا کاملا دراز بکشد. بدنش مماس با او بود. پسر بهش خیره شد و نمی‌دانست باید از اینکه ارباب‌ اش او را می‌خواهد خوشحال باشد یا از اینکه این همه تضاد وجود دارد غصه بخورد. پسر فقط... «نه ارباب!» او لبخندی زد و روی لبان پسر را آرام بوسید.
Dᴏᴄᴛᴏʀs Oғ Gᴏɴɢɪʟ | MYG |  [Completed] por sam_hanoul
sam_hanoul
  • WpView
    LECTURAS 17,627
  • WpVote
    Votos 2,864
  • WpPart
    Partes 23
[ROMANCE] [MEDICAL] [REAL] [TRAGEDY] + تو هدیه ی منی جی هیون. کسی که منو از عالم سیاهی و درد بیرون کشید. کسی که با چشماش، چشمای سردمو گرم کرد. کسی که روی گونه هام دست کشید، تا رد اشک هامو پاک کنه. برعکس بقیه که روش سیلی میزدن.... ----------✫✪✫------------ خبره ترین جراح سئول، در مقابل یک رزیدنت معمولی. تمام شده ✓
Demon por zarzartala
zarzartala
  • WpView
    LECTURAS 10,828
  • WpVote
    Votos 1,725
  • WpPart
    Partes 35
[کامل شده] - با یه خدای بد چطوری؟ ژانر؛ اسمات/ استریت/ سوپرنچرال خلاصه؛ ‌‌‌‌وقتی مرز دنیای جن‌ها و انسان‌ها با یه عشق ممنوعه شکسته می‌شه؛ مردم جمع می‌شن تا برای جلوگیری از کشتار وحشیانه خودشون دختراشونو به جن‌ها پیشکش کنن؛ آیو نامزد دوست داشتنی تمین هم از این قاعده مستثنی نیست با این تفاوت که خودش تصمیم به این فداکاری می‌گیره؛ آیو اسیر اجنه می‌شه و پیشکش می‌شه به شاهزاده‌شون کیم تهیونگ، برای جلوگیری از کشتار وحشیانه مردم به تمین خیانت می‌کنه و عشق آتشین تهیونگو می‌پذیره. تمین تنها بازمانده‌ی خونواده‌شونه که حالا دیگه همه چیزشو از دست داده اما یه تصمیم بزرگ می‌گیره اینکه با تبدیل شدن به دمون، موجودی که نیمی از وجودش جنه، نیم دیگه‌ش شیطان جاودانه بشه تا توی زندگی بعدی آیو انتقامشو بگیره. حالا آیو دوباره به دنیا اومده، یه پرستار ساده‌ست و روحشم از انتقام بدی که تمین می‌خواد ازش بگیره خبر نداره؛ راستی چی میشه اگه تهیونگم جاودانه شده باشه برای اینکه بتونه یه بار دیگه این دخترو مال خودش بکنه؟ #iu #taemin #taehyung #kai #kooki
Enough blood por zahraghafarzadeh
zahraghafarzadeh
  • WpView
    LECTURAS 29,454
  • WpVote
    Votos 2,828
  • WpPart
    Partes 28
داستان درباره دختری به نام جنی که به خاطر اینکه پدرشون از دست نده خون بس آدم خشن و مغروری میشه.......... ژانر: عاشقانه ، اسمات
💞 حسی به نام عشق 💞 por _EELLIISSEE
_EELLIISSEE
  • WpView
    LECTURAS 29,851
  • WpVote
    Votos 2,379
  • WpPart
    Partes 105
خلاصه ی داستان: داستان درباره ی دختری به اسم لیداست که پدر و مادر خودش و دوست صمیمیش ، نگار رو تو ۱۵ سالگی از دست میده و با پدر بزرگ و مادر بزرگش زندگی میکنه. بعد از فوت پدر بزرگ و مادر بزرگاشون مشغول کار تو یه آموزشگاه زبان میشن که با ورود کارمندای جدید به آموزشگاه مسیر زندگیشون عوض میشه. وضعیت: تمام شده 💫