hastisamiei1384's Reading List
120 histoires
مجموعه گودال سیاه par Robi963
Robi963
  • WpView
    Lectures 324,428
  • WpVote
    Votes 9,693
  • WpPart
    Chapitres 76
تنها با یک نگاه در چشمانش سرنوشتم تغیر کرد
{| My Master's Touch |}  par _Rasta
_Rasta
  • WpView
    Lectures 20,909
  • WpVote
    Votes 660
  • WpPart
    Chapitres 9
با یک حرکت سریع وارد من شد و من به گریه افتادم. خواستم تا آروم تر پیش بره اما گوش نداد. دردناک بود مثل جهنم ، اما بعد از اینکه یکم بیشتر حرکت کرد بهش عادت کردم، گریه های از روی دردم به یک دفعه تبدیل به گریه هایی از روی لذت شدند. .... شانتی متولد شد تا ازدواج کند ، یا بهتر بگویم به فروش برسد. به بالاترین پیشنهاد دهنده، تمام زندگی اش را باید با بدنش به همسرش خدمت میکرد. و اندرو او را در اولین حراج خریداری کرد. اما شانتی قرار نیست به اندرو با دید همسر نگاه کند، بلکه باید به عنوان "مستر" با او برخورد کند. با افزایش مدت زمان بودن آن دو با هم ، شانتی شروع به احساس چیزی می کند که تا حالا همچین چیزی را احساس نکرده "عشق". ... این بوک ترجمه ی داستانی انگلیسی به همین اسم هست... امیدوارم ازش لذت ببرید.
+20 autres
ملکه تاریکی par Robi963
Robi963
  • WpView
    Lectures 9,525
  • WpVote
    Votes 643
  • WpPart
    Chapitres 16
𝖌𝖗𝖊𝖘𝖊𝖆𝖑𝖆 par FK_Spoiler
FK_Spoiler
  • WpView
    Lectures 58,433
  • WpVote
    Votes 7,417
  • WpPart
    Chapitres 40
و آخرین صدایی که به گوش رسید متعلق به پیرزنی بود که گفت: سرنوشت همیشه کار خودش رو می‌کنه و شما دوتا وقتی کنار هم قرار بگیرید مرگ خیلی ها رو رقم می‌زنید پس هرگز حتی یک قدم هم به سمت این مرد بر ندار... ↝ʙᴏʏ×ɢɪʀʟ ↝ɢᴇɴʀᴇ: ᴅʀᴀᴍᴀ, ᴍʏꜱᴛᴇʀʏ, ꜱᴍᴜᴛ, ᴏᴍᴇɢᴀᴠᴇʀꜱᴇ #full ↜وضعیت: پایان یافته ⭒2021/06/05 ⟬ #ᴋ ⟭
Silence par Silver4064
Silver4064
  • WpView
    Lectures 33,383
  • WpVote
    Votes 1,738
  • WpPart
    Chapitres 35
•Gener: Fantasy,Romance,BDSM🔞 •Writer: Silver4064 ~Summary: خون آشامی که مقدر شده است در راستای تعهدات هم نوعان و هم کنیه های خویش رفتار کند برعکس همسانان خود نه خون انسان می‌خورد و نه علاقه ای بر تسلط پیدا کردن بر روی انسان ها دارد. در این بین معجزه زندگی او پیدایش می‌شود و او را از حال و هوای تاریک باید ها و نباید های زندگی اش بیرون می‌کشد. این داستانی است از رشد و کشف احساسات ناشناخته‌ بنیامین اصلانی برای تبدیل شدن به فردی که تصمیم می‌گیرد عاشق و دلباخته آدمیزادی شود که او را درهم می‌شکند! 🔞توجه داشته باشید که این یک کتاب در چارچوب روابط BDSM است و ممکن است باب میل هرکسی نباشد پس لطفاً با انتخاب خود کتاب دنبال کنید🔞 تکه ای از کتاب: پسر به او نگاه کرد ولی وقتی که صورت او را خیلی نزدیک دید صورتش برگرداند. «مگه تو نگفتی یکی برات مهمه...؟» در کنار گوش اش زمزمه او را شنید. «مگه این، اینکه تو برده منی انکار می‌کنه؟» او روی پسر بیشتر خم شد و با چسباندن تنش به پسر مجبورش کرد تا کاملا دراز بکشد. بدنش مماس با او بود. پسر بهش خیره شد و نمی‌دانست باید از اینکه ارباب‌ اش او را می‌خواهد خوشحال باشد یا از اینکه این همه تضاد وجود دارد غصه بخورد. پسر فقط... «نه ارباب!» او لبخندی زد و روی لبان پسر را آرام بوسید.
+14 autres
Dᴏᴄᴛᴏʀs Oғ Gᴏɴɢɪʟ | MYG |  [Completed] par sam_hanoul
sam_hanoul
  • WpView
    Lectures 18,155
  • WpVote
    Votes 2,893
  • WpPart
    Chapitres 23
[ROMANCE] [MEDICAL] [REAL] [TRAGEDY] + تو هدیه ی منی جی هیون. کسی که منو از عالم سیاهی و درد بیرون کشید. کسی که با چشماش، چشمای سردمو گرم کرد. کسی که روی گونه هام دست کشید، تا رد اشک هامو پاک کنه. برعکس بقیه که روش سیلی میزدن.... ----------✫✪✫------------ خبره ترین جراح سئول، در مقابل یک رزیدنت معمولی. تمام شده ✓
Demon par zarzartala
zarzartala
  • WpView
    Lectures 11,196
  • WpVote
    Votes 1,760
  • WpPart
    Chapitres 35
[کامل شده] - با یه خدای بد چطوری؟ ژانر؛ اسمات/ استریت/ سوپرنچرال خلاصه؛ ‌‌‌‌وقتی مرز دنیای جن‌ها و انسان‌ها با یه عشق ممنوعه شکسته می‌شه؛ مردم جمع می‌شن تا برای جلوگیری از کشتار وحشیانه خودشون دختراشونو به جن‌ها پیشکش کنن؛ آیو نامزد دوست داشتنی تمین هم از این قاعده مستثنی نیست با این تفاوت که خودش تصمیم به این فداکاری می‌گیره؛ آیو اسیر اجنه می‌شه و پیشکش می‌شه به شاهزاده‌شون کیم تهیونگ، برای جلوگیری از کشتار وحشیانه مردم به تمین خیانت می‌کنه و عشق آتشین تهیونگو می‌پذیره. تمین تنها بازمانده‌ی خونواده‌شونه که حالا دیگه همه چیزشو از دست داده اما یه تصمیم بزرگ می‌گیره اینکه با تبدیل شدن به دمون، موجودی که نیمی از وجودش جنه، نیم دیگه‌ش شیطان جاودانه بشه تا توی زندگی بعدی آیو انتقامشو بگیره. حالا آیو دوباره به دنیا اومده، یه پرستار ساده‌ست و روحشم از انتقام بدی که تمین می‌خواد ازش بگیره خبر نداره؛ راستی چی میشه اگه تهیونگم جاودانه شده باشه برای اینکه بتونه یه بار دیگه این دخترو مال خودش بکنه؟ #iu #taemin #taehyung #kai #kooki
Enough blood par zahraghafarzadeh
zahraghafarzadeh
  • WpView
    Lectures 30,366
  • WpVote
    Votes 2,830
  • WpPart
    Chapitres 28
داستان درباره دختری به نام جنی که به خاطر اینکه پدرشون از دست نده خون بس آدم خشن و مغروری میشه.......... ژانر: عاشقانه ، اسمات
💞 حسی به نام عشق 💞 par _EELLIISSEE
_EELLIISSEE
  • WpView
    Lectures 32,296
  • WpVote
    Votes 2,381
  • WpPart
    Chapitres 105
خلاصه ی داستان: داستان درباره ی دختری به اسم لیداست که پدر و مادر خودش و دوست صمیمیش ، نگار رو تو ۱۵ سالگی از دست میده و با پدر بزرگ و مادر بزرگش زندگی میکنه. بعد از فوت پدر بزرگ و مادر بزرگاشون مشغول کار تو یه آموزشگاه زبان میشن که با ورود کارمندای جدید به آموزشگاه مسیر زندگیشون عوض میشه. وضعیت: تمام شده 💫