MauR__een
- LECTURES 5,769
- Votes 1,390
- Chapitres 4
« اگر یک روز فرصتش رو پیدا کنم، بهت میگم که چقدر دوست داشتنی هستی..
بهت میگم که اهمیتی نداره چقدر تلاش کنی، همیشه یک نفر هست که هیچوقت فراموش ش نمیکنی..
از پرنده ی آبی برات میگم و از رنگین کمان سفیدی که تمام قلبم رو مال خودش کرده...
اما برای فعلا، بیا دستهای همدیگه رو رها کنیم
بیا تا میتونیم، از هم فاصله بگیریم »
Genre: Romance, Slice of life, Angst
پ.ن: سلام :)
از آخرین باری که نوشتم مدت زمان زیادی میگذره، اما بدجوری دلتنگ بودم و بالاخره تصمیم گرفتم برای دل خودم بنویسم^^
این یه چند شاتیِ خودمونیه؛ اما اگر دوستش داشته باشید میتونه ادامه پیدا کنه. به هر حال ممنون که میخونیدش 3>