We've updated our Content Guidelines.
Review the latest guidelines to keep sharing stories safely.
Green heart's favorite
11 stories
Fly Like a Cannonball [KookV] by Jasminjhs
Jasminjhs
  • WpView
    Reads 962
  • WpVote
    Votes 218
  • WpPart
    Parts 7
تهیونگ یک کارآگاهه که روی پرونده‌های بزرگ و خطرناک کار می‌کنه. مدتیه که درگیر پرونده‌ی آدم‌ربایی‌هایی شده که قربانی‌هاش بتاهایی هستن که ژن نادر ایکس رو دارن. این ژن خیلی کمیابه و به بتاهایی که اون رو دارن این توانایی رو می‌ده که حین رابطه‌ با پارتنرشون، به رده‌ی مخالفش تبدیل بشن؛ یعنی اگر پارتنرشون آلفا باشه، بدنشون به امگا تبدیل می‌شه و اگر پارتنرشون امگا باشه، بدنشون به آلفا تغییر می‌کنه. خود تهیونگ هم بتاییه که این ژن رو داره، ولی برای حفظ امنیتش این رو از بقیه پنهان می‌کنه. اوضاع زمانی پیچیده‌تر می‌شه که همکار جدیدی به اسم جونگ‌کوک که یک آلفاست، بهش ملحق می‌شه و تهیونگ خیلی زود متوجه می‌شه که بدنش واکنش خیلی شدیدی به همکار جدیدش نشون می‌ده. به مرور زمان، تهیونگ کم‌کم می‌فهمه که هیچ‌چیز اون‌طوری که به نظر می‌رسه، نیست. - - Name: Fly Like a Cannonball Couple: KookV Genre: Omegaverse, Mysterious, Mpreg, Romance, Smut
Fall Sleep [KookV] by Jasminjhs
Jasminjhs
  • WpView
    Reads 141,860
  • WpVote
    Votes 16,953
  • WpPart
    Parts 23
"میگن وقتی که عاشق میشی دیگه نمی‌تونی بخوابی، ولی حالا که دیدمت احساس می‌کنم که بالاخره می‌تونم بخوابم." - - جونگکوک و تهیونگ با هم هم‌اتاقی شدن. ولی جونگکوک دچار اختلال اینسامنیاست و نمی‌تونه کنار بقیه بخوابه در حالی که تهیونگ تنهایی خوابش نمی‌بره! · · ─────── ·𖥸· ─────── · · Name: Fall Asleep Couple: KookV Genre: Angst, Romance, Slice Of Life, Smut, Comedy Writer: drannie Translator: Yasi CREDIT to the rightful owner. This story is not mine. I'm just a translator.
NEMESIS | VKOOK  by V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    Reads 278,222
  • WpVote
    Votes 30,588
  • WpPart
    Parts 39
NEMESIS - الهه ی انتقام سروان کیم، کارآگاه بخش جرایم خشن، کسی که سال‌ها دنبال یک قاتل سریالی می‌گشت، اما هرروز ازش دورتر می‌شد و توی پیدا کردنش شکست می‌خورد... درحالی‌که تنها چیزی که توش شکست خورده بود حرفه‌ی کاریش نبود... زندگیِ تاریک و سرد تهیونگ کیم و جونگکوک کیم؛ کسایی که یک روز عاشقانه زندگی مشترکشون رو شروع کردند، اما الان بعد از ده سال، تنها حضور هم رو توی خونه تحمل می‌کنند... چه چیزی باعث شد که زندگیشون نابود بشه؟ °•°•°•°• "کسی جز من... نباید دیوونه ات کنه... دیگه نمی‌خوام دست اون عوضی بهت بخوره... می‌خوام همش پاک شه... می‌خوام فقط لب های من روی بدنت کشیده بشه و فقط تو باشی که بوسه هات روی تنم می‌شینه..." ژانر: جنایی، اسمات، رازآلود نویسنده: samar & moonlike & razi کاپل: ویکوک زمان آپ: تمام شده-
NIAZ. by blueloubear
blueloubear
  • WpView
    Reads 10,620
  • WpVote
    Votes 2,606
  • WpPart
    Parts 16
من آدم نگاه کردنم؛ آدم‌ داشتن نبودم هیچوقت.
COLORS | VKOOK-HOPEMIN by V_kookiFic
V_kookiFic
  • WpView
    Reads 536,934
  • WpVote
    Votes 58,219
  • WpPart
    Parts 61
رنگ ها🎨 دل بستن به کسی که تمام شهر دلداده‌ی اون بودند آسون نبود... پسری که با موهای بلند پرکلاغیش یک شبه از میون رویاهاش سر در آورده و حالا تمام هستی رو ازش گرفته بود! دل به کسی بسته بود که میون رنگ ها غلت می‌خورد، رد بدن برهنه‌اش رو روی بوم‌های سفید به جا می‌گذاشت و حالا اون رو به همخوابی روی بوم با بدن‌های برهنه و رنگی دعوت می‌کرد. " امشب این‌طوری با من می‌رقصی... با پاهای رنگی روی بوم" 🌈✨ writer: @Moonlike_Rmy couple: Vkook - Hopemin Genre: Secret
Along the Seine River | Vkook | Completed  by Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    Reads 419,706
  • WpVote
    Votes 56,138
  • WpPart
    Parts 45
┊Summary: توی این بوک داستان عاشقانه یه زوج فرانسوی از دل پاریس رو میخونیم. تهیونگ و جونگکوکی که هفت ساله ازدواج کردن و دوتا دختر دوقلو دارن، اما بعد از هفت سال اختلاف ها و مشکلاتی بینشون شکل گرفته که باعث شده جونگکوک تصمیم به جدایی از همسرش بگیره...اما چه آینده ای انتظار این زوج رو میکشه؟ ┊Teaser: _ یقه‌ت زیادی بازه! _چی! زبانش را در لپش چرخاند و نگاهش را از پاها تا چشمانم بالا کشید: _ یقه‌ت عزیزم...زیادی بازه! _ جدا تهیونگ؟ حالا که میبینی دیگه عصبی نیستم شروع میکنی به گیر دادن؟ او نیز اخمی کرد و با بردن دستهایش به جیب شلوار سفید رنگش، با لحنی جدی تر گفت: _ میدونی که دوست ندارم توی یه فضای خیلی عمومی و شلوغ مردم نگات کنن. متعجب خندیدم و سرم را به تاسف تکان دادم، لبم را به دندان گرفتم و در حالی که دکمه‌های پیراهنم را میبستم پاسخ دادم: _ تلافیشو سرت در میارم آقای کیم. _ تلاشتو میکنی آقای کیم. پیج نویسنده: @sylvie_fic Couple: Vkook Sub Couple: Seongsang (Ateez), Hopemin Genre: dram, Romance, Smut, angst Writer: Sylvie Telegram: @Papacita_01
𖧷COLOR - MONTH𖧷 by purplimmo
purplimmo
  • WpView
    Reads 2,923
  • WpVote
    Votes 290
  • WpPart
    Parts 3
مجموعه داستان های کوتاه ماهرنگ✨ مناسبت های ماهانه رو با رنگ ها پشت سر میذاریم!🌿 𖧷 NAME : COLOR MONTH 𖧷 WRITER : IMMO 𖧷 1. BLUE APRIL : ROMANCE, PHYSIOLOGY 𖧷 2. RED JULY : ROMANCE, MEDICAL, ANGST 𖧷 3. BLACK JANUARY : ROMANCE, HISTORICAL, MEMOIR
𖧷13 SECONDS A DAY𖧷 by purplimmo
purplimmo
  • WpView
    Reads 1,764
  • WpVote
    Votes 305
  • WpPart
    Parts 4
«سیزده ثانیه در روز» دستم را توی دستِ در هوا مانده‌اش گذاشتم و من تازه فهمیدم وقتی که هیچ خاک و خونی بین دست‌های‌مان نیست، گرفتن آن‌ها را برای مدت طولانی‌تری می‌خواهم، برای تا غروب، تا یکشنبه، تا ماه می. برای تا هر غروبِ هر روزِ یکشنبه‌یِ هر ماه می و کاش هر روز، به همین روال بود. 𖧷 NAME : 13 SECONDS A DAY 𖧷 WRITER : IMMO 𖧷 COUPLE : TAEKOOK 𖧷 GENRE : HANAHAKI, ROMANCE, SLICE OF LIFE 𖧷 UP : MONDAYS.
The Beast. [vkook/kookv] by blueloubear
blueloubear
  • WpView
    Reads 15,590
  • WpVote
    Votes 2,324
  • WpPart
    Parts 22
«عروسک من، آغاز و پایان من، غم ناتمام من.. من باز هم به دنیا میام و باز هم عاشقت میشم. من این بار خوب خواهم بود؛ و جایی پیدات میکنم که عشق من برای هردوی ما کافی باشه. تو یه دنیای دیگه.» این داستان شامل خشونت، آدم‌خواری یا کانیبالیسم (Cannibalism) هست. اگر روحیه‌ی حساسی دارید از خوندن خودداری کنید. کاپل: تهکوک،کوکوی ژانر: درام، تریلر، رومنس، بخشی از زندگی، اسمات
pan rabbit [Completed] by eireneble
eireneble
  • WpView
    Reads 24,065
  • WpVote
    Votes 4,918
  • WpPart
    Parts 13
✤pan rabbit 🍪 Genre: Romance, Comedy, Fluff, Smut Couple: vkook, kookv Sub couple: sope Writer: Eirene Channel : @papacita01 خلاصه: جئون ِ کله آلبالویی، که تکرار ِ غریبانه روز هاش، به عادی ترین شکل ممکن میگذشت. یک روز که از جلوی در کتابخونه محلی رد میشه، محو تماشای ِ هیکل صاحب ِ کتابخونه میشه! و یه علامت سوال بزرگ توی سرش شکل میگیره. چرا الان که سینگله به اون غریبه ی جذاب در خواست نده تا پان رابیت، غذای مورد علاقه اش رو واسش بخره و به یه قرار دعوتش کنه؟! [پایان یافته]