Modau
82 histoires
catboy for sale par parnian_tkp
parnian_tkp
  • WpView
    LECTURES 24,968
  • WpVote
    Votes 5,014
  • WpPart
    Chapitres 45
مهم نبود کی از خونه بیاد بیرون یا کی اونا رو با هم ببینه...چون همه پشت سرش حرف میزدند...اون دیگه چجور ادم منحرفی بود که دوتا کت بوی داشت؟!
+15 autres
new life par parnian_tkp
parnian_tkp
  • WpView
    LECTURES 45,521
  • WpVote
    Votes 8,882
  • WpPart
    Chapitres 39
-من مقصرم وی ینگ... همه ی اینا تقصیر منه‌.. -لان ژان... -عمو حق داره منو مقصر بدونه... نفس عمیقی کشید -ای کاش.. میشد همه چیزو... از اول شروع کرد!
+10 autres
spy par parnian_tkp
parnian_tkp
  • WpView
    LECTURES 367
  • WpVote
    Votes 44
  • WpPart
    Chapitres 1
امروز من... به مالکیت دشمنم درمیام... **** وانشات عید ۱۴۰۰
wolf par parnian_tkp
parnian_tkp
  • WpView
    LECTURES 919
  • WpVote
    Votes 173
  • WpPart
    Chapitres 10
در ادامه ام وی درامای ولف اکسو
switch life par parnian_tkp
parnian_tkp
  • WpView
    LECTURES 31,474
  • WpVote
    Votes 6,999
  • WpPart
    Chapitres 50
بعد از اینکه وانگجی برادرش رو که سالها بود ندیده بود رو پیدا کرد تصمیم گرفتند که برای مدتی جاهاشون رو با هم عوض کنن... شاید اینطوری بتونن از پس مشکلاتشون بر بیان... اما ایا موفق میشن؟
Interference Of Worlds par parnian_tkp
parnian_tkp
  • WpView
    LECTURES 519
  • WpVote
    Votes 98
  • WpPart
    Chapitres 1
بعد از اینکه قوم ون خیلی ناگهانی دوباره برگشت و همه رو جمع کرد و به قوم های برتر حمله کرد‌‌.. باز هم نتونستم کاری کنم جز اینکه ببینم عزیزانم جلوی چشمم کشته میشن... توی اون جنگ سخت... خیلی ها کشته شدند... من ... باز هم زنده موندم... زنده موندم تا درد بکشم...
+14 autres
I love you madam  par atochi_atobe
atochi_atobe
  • WpView
    LECTURES 3,463
  • WpVote
    Votes 688
  • WpPart
    Chapitres 11
Name: I love You Madam Genre: history/Romance Couple: WangXian ♤♡◇♧☆¤ وی ووشیان با لبخند جذابی، به سمت او رفت. دستش را گرفته و بوسه ای کوتاه روی آن نشاند که نگاه پرحسادت بسیاری از بانوان اطرافشان را به همراه داشت. _ به قدری زیبا و دلفریب شدین که تمام توجه ها رو به خودتون جلب می کنین، بانوی من. بانوی جوان لبخندی از روی جخالت برلب هایش دوخت و رنگ رسخ برگونه هایش پاشید: _آ شیان، هنوز هم زبون چرب و نرمت رو داری.
Sea's whisper [L.S | Z.M] par Namelessaa
Namelessaa
  • WpView
    LECTURES 196,711
  • WpVote
    Votes 44,534
  • WpPart
    Chapitres 60
«بهش میگن زمزمه ی دریا و اون بزرگ ترین رازی که دریا توی خودش قایم کرده.»
همه چی قاطی شد (فصل دوم)  par atochi_atobe
atochi_atobe
  • WpView
    LECTURES 74,285
  • WpVote
    Votes 12,172
  • WpPart
    Chapitres 93
همه چی تو مسیر خودش بود که یکی رفت و این مسیر بهم ریخت دلیل کارش مهم نبود، مهم این بود که همه چی رو و کل مسیر زندگی همه رو بهم ریخت...
control par magnusnakah
magnusnakah
  • WpView
    LECTURES 1,733
  • WpVote
    Votes 272
  • WpPart
    Chapitres 5
زندگی شبیه بازی "شطرنجه" اگه بلد نباشی همه میخوان یادت بدن وقتی هم که یاد گرفتی همه میخوان شکستت بدن... این رو جیانگ چنگی که کل خانوادش رو از دست داده بود خیلی خوب متوجه میشد الان فقط خودش مونده بود و پسر بچه 16 ساله تخس که یادگار خواهرش بود... با اینحال...فکر نمیکنم خیلی هم تنها بوده باشه:)