We've updated our Content Guidelines.
Review the latest guidelines to keep sharing stories safely.
743K00K
13 stories
BIG BAD WOLF! by AtlasIsSoooDone
AtlasIsSoooDone
  • WpView
    Reads 3,796
  • WpVote
    Votes 498
  • WpPart
    Parts 4
جونگکوک یه مرد فوق‌العاده‌ جذاب بود. یه پدر خوب. یه آلفای قوی. یه رییس سخت‌گیر و... یه گرگ آشغال. تهیونگ هیچ احساسی بهش نداشت! مطمئن بود خیلی سال پیش دلش براش نلرزیده و هنوزم هر وقت مست می‌کنه کله‌شو رو بدن این و اون توهم نمی‌زنه!  #Minific #KookV #Omegaverse #Werewolf #Fluff #Mafia این فیک برای چالش چنل شینا نوشته شد و من خیلی دوسش دارم :)
The Real Me [kookv]  by Simieminiemoonie
Simieminiemoonie
  • WpView
    Reads 1,133,715
  • WpVote
    Votes 153,414
  • WpPart
    Parts 85
- نمی‌تونم مثل قبل بغلت کنم. - نبایدم بتونی. من ماسکم رو جلوت زمین انداختم. ~~~ - بودنت اعتیادیه که دلم نمی‌خواد هیچ‌وقت ترکش کنم؛ مثل اعتیاد تو به لیمو. ~~~ ژانر: رمنس، درام، اسمات، روزمره - این فیکشن فقط اینجا و توی همین اکانت واتپد آپ شده و هیچ فایلی نداره. اگر جایی فایلی دیدید، سریعا ریپورت کنید چون بدون اجازه‌ی من فایل شده.
ᥣᥱ𝗍𝗍ᥙᥴᥱ𓆏ᵛᵏᵒᵒᵏ by AfraBehfar
AfraBehfar
  • WpView
    Reads 137,526
  • WpVote
    Votes 26,472
  • WpPart
    Parts 26
کیم تهیونگ دیگه اون بچه دماغوی قدیم نیست ولی متاسفانه جئون جونگکوک هنوز هم فکر میکرد میتونه اون موجود نی‌نی و کیوت رو توی وجود تهیونگ پیدا کنه🍀 ژانر: طنز🥬عاشقانه✨️خونوادگی🧃روزمره🥢پایان خوش🍌 کاپل: ویکوک 开始:1403/11/07 结束:1405/04/29
°!Alpha Jeon!°||°KOOKV° by S_TAEHKOOK
S_TAEHKOOK
  • WpView
    Reads 1,167,046
  • WpVote
    Votes 116,757
  • WpPart
    Parts 40
امگایی مطیع که مجبور میشه به اجبار خانواده اش و راحتی زندگیشون با الفا خون خالص و مغروری جفت بشه.‌‌.. *** Couple:Kookv Side couple:Namjin-Yonmin Genre:Omegavers-Romance-Smut-Mpreg Status:Completed By:S_TAEHKOOK
The Change ( Completed ) by setared
setared
  • WpView
    Reads 375,568
  • WpVote
    Votes 57,763
  • WpPart
    Parts 43
وضعیت: تکمیل شده کاپل اصلی: ویکوک/ کوکوی ژانر: درام، رومنس، روانشناسی میدونی قبل از اینکه یه اتفاق خیلی بزرگ توو زندگیت بیفته، درست قبلش، چی میشه؟! هیچی! دقیقا هیچی. و این اتفاقیه که برای کیم تهیونگ هم رخ میده. درست وقتی اونقد درگیر روزمرگی هاشه که فکر میکنه هیچی نمیتونه زندگیش‌ رو از این یکنواختی نجات بده، یه پسر لال همه چیز رو تغییر میده. روتین زندگیش رو، تعریفش رو از زندگی، از دوستی، از عشق، و از هدف. #1 in روانشناسی #1 in عاشقانه #1 in psychology #1 in sliceoflife #1 in farsi #1 in تهکوک
+22 more
𝘍𝘳𝘪𝘦𝘯𝘥𝘴 /𝘛𝘢𝘦𝘬𝘰𝘰𝘬 ( 𝘊𝘰𝘮𝘱𝘭𝘦𝘵𝘦𝘥 ) by hailxie
hailxie
  • WpView
    Reads 718,451
  • WpVote
    Votes 100,188
  • WpPart
    Parts 56
یه آپارتمان داغون، دو تا پسر • Written by @keeruushii '
Life inside the Hourglass | Completed by callmeParvaz
callmeParvaz
  • WpView
    Reads 134,534
  • WpVote
    Votes 22,995
  • WpPart
    Parts 26
[زندگی توی ساعت‌شنی] "اون گرگ سیاه کیه؟" "جفتِ جیمین." "جفت جیمین؟ و تواینجا ایستادی و هیچ کاری نمیکنی؟" یونگی با عصبانیت جواب داد:"چیکار میتونم بکنم وقتی کشش گرگش به سمت جفتشه؟ فکر کردی برام آسونه که جیمین با چشمهای ملتمس بهم نگاه میکنه اما نمیتونه جلوی قدم هاش که به سمت اون میرن رو بگیره؟ آره ما عاشق همیم ولی عشق کافی نیست... هیچوقت نبوده." " اشتباه میکنی، عشق کافیه... اون تنها روزنه‌ی امید برای ادامه دادنه. فقط به کیم نگاه کن! بعد از 100 سال انتظار، حالا داره با یه لبخند روی لبهاش و دستی روی قلبش میمیره و هیچ اعتراضی نداره." --------------------------------- کاپل: ویکوک، یونمین، نامجین ژانر:سوپرنچرال (خونآشام، امگاورس، جادوگر)، رمنس، انگست
  𝐃é𝐣à 𝐯𝐮  | 𝐊𝐎𝐎𝐊𝐕 by this_is_D
this_is_D
  • WpView
    Reads 403,824
  • WpVote
    Votes 60,739
  • WpPart
    Parts 35
[در حال آپ] دژاوو حالتی از ذهن است که در آن فرد پس از دیدن صحنه‌ای احساس می‌کند آن صحنه را قبلاً دیده‌است و در گذشته با آن مواجه شده‌ است. و این همون جریان زندگی بود! آدم درست رو در زمان درست جلوی روت قرار می‌داد!... و لحظه آخری که تهیونگ داشت از کافه خارج میشد در حالی که میل وافری برای از خوشحالی فریاد زدن داشت و گونه‌هاش به رنگ شکوفه های صورتی گیلاس در اومده بودند با کسی چشم تو چشم شد. چشم های هر دو نفر روی هم قفل شده بود. و هردو همزمان چیزی زمزمه کردند اما هیچکدوم صدای دیگری رو نشنید... + پسر توی نقاشی؟ _ پسر توی رویا؟ [ فصل دوم بوک CURSED] کاپل اصلی : کوکوی کاپل های فرعی : فیکو بخون و ببین
𝐒𝐮𝐩𝐩𝐨𝐫𝐭 by kookie_vkok4ever
kookie_vkok4ever
  • WpView
    Reads 8,132
  • WpVote
    Votes 1,520
  • WpPart
    Parts 23
«بهم بگو ببینم... تو تا حالا کسی رو کشتی؟» «نه.» «تا حالا دیدی که کسی تو میدون جنگ بمیره؟» «نه.» «من کشتم، من شنیدم که دارن می‏میرن و مرگشون رو هم دیدم. هیچ افتخاری هم نداره و اصلاً هم شاعرانه نیست. تو میگی حاضری برای عشق بمیری، امّا تو نه چیزی راجع به مردن می‏دونی نه چیزی راجع به عشق.» ☘︎نام: تکیه‌گاه ☘︎ژانر: درام، انگست، رومنس ☘︎کاپل: ویکوک
+21 more
𝐂𝐮𝐫𝐬𝐞𝐝 | 𝐊𝐎𝐎𝐊𝐕 by this_is_D
this_is_D
  • WpView
    Reads 796,868
  • WpVote
    Votes 100,302
  • WpPart
    Parts 26
[ کامل شده] + اسمت چیه؟ _ لوسیفر + مثل شیطان؟ پسر کوچولو در حالی که با چشم های گرد براقش به مرد خیره بود زمزمه کرد... _ دقیقا مرد نیشخندی زد و مثل پسر کوچولو آروم زمزمه کرد... + اسم من جونگ کوکه ولی من کوکی رو ترجیح میدم _ چه مخفف احمقانه ای! + احمقانه یعنی چی؟ پسر کوچولو با چشم هایی که کنجکاوی رو منعکس میکردند پرسید _ از مامانت بپرس مرد بی حوصله گفت و از کنار پسر بچه رد شد + ولی من خانواده ای ندارم پسر کوچولو با صدایی لرزون گفت! ژانر : فانتزی، سوپرنچرال، رومنس، اسمات، انگست کاپل اصلی : کوکوی کاپل های فرعی : یونمین / نامجین حتی اگه کوکوی دوست نداری بدون قراره از این خوشت بیاد :) (دیالوگ چپتر اول از سریال لوسیفر الهام گرفته شده و باقی فیک هیچ ربطی به اون سریال نداره پس کتاب رو از روی جلدش قضاوت نکنید)