■ کاپل: نامجین
■ ژانر: سای.فای - سیاسی - رمنس - فول اسمات
■ نویسنده: ELA
□ خلاصه:
کیم سوکجین، مرد خوش چهره ای که هر کسی آرزوی داشتنش برای یک شب رو داره، مطرح ترین استریپر سیاره ی GWL شن اخته میشه.
اون محکومه که تا ابد بدنش رو به دیگران عرضه کنه و حتی به یاد نمیاره که به چه سیاره ای تعلق داشته...
اما یک شب شبیه هزاران شبی که با آدم های رنگارنگ می گذرونه، مردی پیدا می شه که به جای بدنش، دنبال چیز خیلی مهم تریه...
°°اون اینجا بود ، درست کنار من
پوست سفیدش چشمای تیله ایشو درخشان تر از قبل نشون میدادن.
اون کسی بود که داشت عضو جدید خانواده من میشد.
انرژی جدیدی که وارد زندگیم شده بود و منبعش جین بود و من باید ازش محافظت میکردم؛ چون اون
جفت من بود....
⇝ 𝑵𝒂𝒎𝒆 : 𝐎𝐥𝐨𝐧𝐠𝐝𝐨 𝐈𝐬𝐥𝐚𝐧𝐝𖦆
⇝ 𝑴𝒂𝒊𝒏 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆 : NamJin - VKook
⇝ 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆 :Hybrid-Romance-Smut🔞
⇝ 𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓 : as_mg
فنفیکشن "جهان قبل از من و تو "
____________
شاید روزی اسم شیطان ب معنای"خوش قلب ترین موجود جهان" بود...وای بر ما انسان ها، ک چ بر سر قلب پاک شیطان اوردیم ... :)
____________
شیطان موجود خوش قبل و پاک و مهربونی ک بهترین دوست و همدم خدا بود، در کنار خدا توی بهشت ب کار انسان ها و باقیه موجودات نظاره میکرد...قدرتش رو از خدا میگرفت و ب انسان ها خوبی میکرد...
چی میشه اگر شیطان از یکنواخت بودن زندگیش در کنار بهترین دوستش خدا ، خسته بشه و با درخواست کردن به خدا با شکل پسری بنام کیم سوکجین روی زمین ظاهر بشه؟ چی میشه اگر عاشق بشه ؟؟ایا این عشق با تمام سختی هاش تا اخرش باقی خواهد موند؟ :)
_____________
کاپل: NamJin
ژانر: کمی تخیلی، رومنس، کمی poetry ،
BL
« Sad End :) »
نویسنده : ShinyArmyOT7
(فنفیک کامل شده هست ^-^ )
قدمهاشو سریعتر برداشت و با لحن محکمی گفت:"بهت دستور میدم همین الان بایست!"
پسر متوقف شد اما برنگشت، فقط با حرص لبشو گاز گرفت.
"جی... باید باهم حرف بزنیم."
جواب داد:"نمیخوام ببینمت."
"بهم یه فرصت بده."
جونگکوک برگشت تا نفرتشو سرش فریاد بزنه که دستهایی دور بدنش حلقه شد و تو آغوش تهیونگ فرو رفت.
سر خم کرد و پیشونیش رو روی شونه پسر گذاشت:"هرچقدر دوست داری و تا هر وقت که آروم شی میتونی تحقیرم کنی، اما خودتو ازم نگیر؛ جی من..."
با حس سوزش و به دنبالش درد وحشتناک پهلوش ساکت شد که صدای جی رو زیر گوشش شنید:"بهت گفته بودم آخرین اخطارمه؛ این تاوانیِ که باید بپردازی تهیونگ... من، تو و قلبم رو باهم پشت سر میذارم."
• مشخصات فیک •
•ژانر : سوپرنچرال، عاشقانه، انگست، فلاف، اسمات
•کاپل: ویکوک(ورس)، نامجین، یونمین
[Completed]
کیم سوکجین، آیدلی که برای عقب نموندن از رقیبش میخواد پرفروشترین آلبوم سال رو بسازه. برای همین از RM آهنگساز معروفی که همهی آهنگهاش میترکونه کمک میخواد. اما RM آهنگسازی که قیافهاش رو به هیچکس نشون نداده، علاقهای به کار کردن با جین نداره...
معنی Mélomanie : عشقی بیش از حد و عجیب و جذبی عمیق به موزیک و ملودی.
ژانر : رومنس
*اگه دنبال یه عاشقانه ی آروم و کوتاه میگردید، این سه شاتی برای شماست.*
{من اشتباهی عشقتو کشتم}
(تموم شده)
کاپل اصلی: نامجین
کاپل های فرعی: یونمین ، کوکوی
ژانر: اکشن ، درام ، جنایی و مافیا و کمی زندگی
روزمره ، اسمات ، انگست ، هپی اند ♤
♧♧♧♧♧♧
سریع جینو از روی تخت بلند کرد و بدون حرف اضافه ای اونو از اتاق خارج کرد
جین بدون درک اوضاع همونطور همراه نامجون از بار خارج میشد
+وایسا....به من.....محرک جنسی دادن....
جین همونجور که سرش گیج میرفت و تلو تلو می خورد به سختی گفت
نامجون گیج و هنگ سرجاش وایساد و ولی با خیلی زود به خودش اومد و با سرعت جین رو به طرف ماشین فراریش کشوند و بعد از باز کردن در عقب جینو رو صندلی خوابوند و قبل از اینکه از روش بلند بشه صورتش تو دستای جین اسیر شده بود....
♧♧♧♧♧
سرنوشت یا شایدم کارما ، معلوم نیست کار کدومشون بود
ولی بالاخره اون دوتا رو مقابل هم قرار داد!
هیچ کدوم از وجود اونیکی خبر نداشتن ولی حسایی مثل ترس و خشم نسبت بهم داشتن
خشمی که با عشقی کهنه امیخته شده
و ترسی که با دروغ به وجود اومده....!
♧♧♧♧♧
cover by @uglyndepressed-gazelle
...من و نامجون لحظه های خوبی رو با هم گذروندیم. وقتایی که ساعت دو ونیم صبح می رفتم زیر پنجره ی اتاقش و نوربالا میزدم به این امید که بیدار باشه و ببینه خوشحال بودم. وقتایی که تا زمانی که خورشید طلوع کنه خط رودخونه رو میگرفتیم و با سرعت 120 توجاده تو دل تاریکی می روندیم خوشحال بودم.
وقتی تو ایستگاه های پمپ بنزین نگه می داشتیم و میرفتیم سیگار و ویسکی میخریدیم ، می شستیم تو ماشین و صدای موزیکو تا ته زیاد می کردیم ، وقتایی که با هم سر اینکه کدوم بند و گروه بهترن کل کل می کردیم و آخرش کارمون به متل های ارزون قیمت و قدیمی بین راهی ختم میشد و تا خود صبح سکس می کردیم خوشحال ترین ورژن خودم بودم.
ابتدا هیچ بود و هیچ، سپس خاموشی و جاوادن و بعد از آن سرزمین متحد..
اتحادی بر علیه عشق.
نگاهم به آن طرف میدان افتاد، چشمانش مرا طلب میکرد و لبانش نامم را بر لب میآورد.
نگاهم را دزدیدم، به سرزمینم چشم دوختم و بعد از آن به زمین سرد.
دیگر چیزی برای از دست دادن نداشتم، از آسمان خون میبارید و میدان بوی خاک خون خورده میداد. به چشمان اشکین او نگاه کردم و بدون اندکی درنگ فریاد زدم، حمله!
برای اولین بار میترسیدم.
☄عشق شبیه چیه؟☄
✦حتما مقدمه رو بخونید تا خلاصه داستان رو متوجه بشید✦
کاپل:یونمین_ویکوک_نامجین
ژانر:تخیلی(گرگینه-خوناشام)
✷تمام شده✷
ᏯᏂᎯᎿ iᎦ lᏫᏉᏋ liᏦᏋ?
Yoonmin
Vkook
Namjin