ziam
14 stories
Half Of Me [Z.M/L.S]  by Leternitte
Leternitte
  • WpView
    Reads 17,740
  • WpVote
    Votes 2,041
  • WpPart
    Parts 29
[ خونی در رگ هایم، گرمایی در دستانم؛ شکوفه ای در مردابِ قلبم، نفسی برای تنِ بی نفس ام؛ میروی و، کمی دلتنگ من باش...] _______________________________ معجزه بهاى سنگينى ندارد! كه به نرخ عجيب ترين آنها، باور باالترى را ارائه دهى؛ معجزه عصايى نميخواهد كه بر دل رودى فرو رود، تا تو در شكافتگى آن شيار عريض، خداى را ببينى و باور كنى! شق القمر نميخواهد، تا در شگفتى كائنات، خداى را بهتر باور كنى؛ حتى در زنده كردن مردگان يا در گلستانى ز جنس آتش نشستن نيز وجود خداى را، براى اثبات آنچه كه حق اوست برترى ندارد بر معجزه اى كه در همين نزديكيست. معجزه در خود توست و در شگفتى هاى وجود تو بدون هيچ دخل و خرجى! تو بزرگترين معجزه اين روزهاى اين عالمی. برای من، معجزه خودِ تویی زینی من، من خدای خود رو در درخششِ خورشیدِ چشمانت دیدم...
our heart beat's by hfjjgkhpaniz
hfjjgkhpaniz
  • WpView
    Reads 2,111
  • WpVote
    Votes 232
  • WpPart
    Parts 8
من صداشو میشنیدم هرشبی ک تو اتاقش اواز میخوند تپشو قلبشو حس میکردم وقتی دروغ میگفت برق چشماشو میدیدم وقتی ذوق میکرد اما اون الان دیگه یه پین نیست
Please Don't Do That by Ziam12346
Ziam12346
  • WpView
    Reads 9,412
  • WpVote
    Votes 922
  • WpPart
    Parts 17
داستان یک ومپایر عاشق
She's Not Me [Z.M | Persian Translation] by qzl_lp
qzl_lp
  • WpView
    Reads 3,356
  • WpVote
    Votes 533
  • WpPart
    Parts 7
[Completed] Based off the song "She's Not Me, pt. 1 & 2" by Zara Larsson
°Little Problem° [Z.M] _ By Sara (Completed) by notevensara_
notevensara_
  • WpView
    Reads 327,811
  • WpVote
    Votes 55,714
  • WpPart
    Parts 62
+آقای پین، یا بچه‌ی بوگندوتو از جلوی در خونه‌ی من دور میکنی یا زنگ میزنم پلیس!! Highest ranks: #1 in fanfiction and #1 in onedirection 💛❤ با احترام به لیام پین و تمام خاطرات قشنگی که بهمون هدیه داد.
Gamble {Z.M}.{L.S} by Pardisw_1D
Pardisw_1D
  • WpView
    Reads 18,296
  • WpVote
    Votes 2,450
  • WpPart
    Parts 18
زین کُلت مشکی رنگ رو روی شقیقه ی لیام گذاشت.بغض و گریه امونش رو بریده بود. لیام هم متقابلاً با دستای لرزون سر کلت رو روی قلب زین نگه داشت و با چشای اشکی گفت لیام_بیبی من نمیتونم اینکارو بکنم...چطور میتونم...نفسم رو...بکشم آخر جملشو نالید اما زین لبخند مهربونی بهش زد و گفت زین_تو باید اینکارو بکنی...من میخوام...حتی تا جهنم هم با تو باشم لیام خودشو جلو کشید و لب های نمکی زین که به خاطر اشک هاش طعم شوری گرفته بود،رو بین لب های خشک خودش اسیر کرد.بوسه ی نرمشون،کم کم خشن و پر از حس نیاز شد،حس دلتنگی تو وجود جفتشون موج می زد. زین آروم از لیام جدا شد و چشمای تب دار و خمارش رو به آرومی باز کرد،لیام کمی جلو خم شد و صورت خیس زین رو غرق بوسه کرد زین_یک... لیام_بیا بیخیال شیم عشق زین_دو... لیام_من نمیتونم زین زین_خداحافظ عشق من...مرد دست نیافتنی من...ماشه رو با شماره سه فشار بده زین با چشمای بسته سه رو گفت و ماشه رو کشید...اما لیام دقیقه آخر کُلت و به یه سمت دیگه پرتاب کرد گفته بود توانشو نداره،اما زین گوش نمیکرد زین_نــــــــــــــــــــــــــه
made up//ziam by nadi_80
nadi_80
  • WpView
    Reads 12,226
  • WpVote
    Votes 1,303
  • WpPart
    Parts 14
_تو یه عوضی هستی لیام پین..تو شب هارو با اون دختر سر میکنی در حالی که میگی عاشقه منی. +هی هی آروم باش زین..⁦عشقی که من به تو دارم هیچ وقت قرار نیست تغییر کنه...حتی به خاطره شغلی که من و مجبور به رابطه با اون دخترا میکنه.
Me,You,Him! (Ziam) by p_k_z_m38
p_k_z_m38
  • WpView
    Reads 335,907
  • WpVote
    Votes 42,028
  • WpPart
    Parts 41
[COMPLETED] *لیام من میترسم... تو عاشق کدومشونی؟ اون پسر پانک عوضی ای که روزا زندگیتو جهنم میکنه؟ یا... اون پسر بچه افسرده ای که شبا به بغلت پناه میاره؟ +اگه بگم جفتشون,فکر میکنی دیوونم...نه؟
save me (ziam) (Completed) by dayana12456
dayana12456
  • WpView
    Reads 172,237
  • WpVote
    Votes 19,123
  • WpPart
    Parts 65
ز, ليام من ميترسم اونا مي خوان منو اعدا.... ل, هييشش هيچکس تا وقتي من اينجام جرعت نميکنه نزديکت شه تخس کوچولوم .کافيه دستشون بهت بخوره تا کاري کنم از ب دنيا اومدنشون پشيمون بشن
Trouble mark •|L.S•|•Z.M|• COMPLETED by mayda_fanfic
mayda_fanfic
  • WpView
    Reads 359,626
  • WpVote
    Votes 59,369
  • WpPart
    Parts 79
Highest ranking : #1 in fanfiction -خدای من... تو بلدی خفه شی? -باور کن نه!