سپاس فروان از نویسنده‌هاشون بابت خلق چنین اثرهایی
8 story
همایون بودن  بقلم Victorxvic
Victorxvic
  • WpView
    مقروء 1,189
  • WpVote
    صوت 194
  • WpPart
    أجزاء 1
داستان کوتاه .
HERMAN | هِــرمـان بقلم BlueGreenChild
BlueGreenChild
  • WpView
    مقروء 39,112
  • WpVote
    صوت 8,929
  • WpPart
    أجزاء 19
[کامل شده] [لری] اگر اونی که گم شده تو باشی، من برمی‌گردم و پیدات می‌کنم. اما اگر اونی که گم شده من باشم، به خاطرِ من پشتِ سرت رو نگاه می‌کنی؟
Sneakers [H.S] بقلم ninagim
ninagim
  • WpView
    مقروء 20,763
  • WpVote
    صوت 2,390
  • WpPart
    أجزاء 59
به دنیا خوش اومدی ، رویا پردازی رو متوقف کن ، قصه ی تو از همین الان شروع میشه ، مراقب باش کتونی هات گلی نشن. [this story contains mature content , read it on your own risk] ...................................................................................... سیلویا بخاطر تجربه های خانوادگی وابستگی رو دلیل تمام مشکلاتش میدونست و هری هیچ وقت فکر نمیکرد تا این حد به سیلویا وابسته شه و این یک مشکل بود. اما مشکل اصلی از جایی شروع شد که این احساس تازه بوجود اومده در مقابل هجوم اتفاقات اطرافشون قرار گرفت . میتونست خلاف چیزی که فکر میکردن براشون پیش بیاد یا ریشه این درخت به اندازه ی کافی قوی نبود ؟
Trial of darkness (H.S) بقلم little_big_me
little_big_me
  • WpView
    مقروء 1,963
  • WpVote
    صوت 320
  • WpPart
    أجزاء 13
وی زمزمه مرگ را می شنید که مغز متلاشی اش را از هم می پاشید. می شنید چگونه مرگ اورا به دیدارش دعوت می کند. پاهایش شل می شوند و زمان از یادش می رود. مرگ برای فراخان اشباح را فرستاده بود تا اورا به سختی تسخیر کنند. جوشش عطر منزجر کننده خون اورا سرمست کرده بود ، جرعه دیگری از رعب و وحشت نوشید تا کاملا خمار شود و در نهایت، باده مرگ به اتمام رسید و آن بدن نعشه مثل جنازه روی زمین سرد به استراحت پرداخت
تو هستی حتماً...! بقلم siinoooohee
siinoooohee
  • WpView
    مقروء 701
  • WpVote
    صوت 107
  • WpPart
    أجزاء 7
من دیوونه نیستم ،دیوونه شدم! شايدم نشدم ولی سر از جایی در آوردم که فکر میکردم جای من نیست آره !دیوونه نشدم فقط باور یه چیزایی سخته ! ننه ام تا تقي به توقي ميخورد گریه می‌کرد و آقاجون ناله! لابد اونام براشون سخت بوده که باور کنن دارن درد می کشن منم برام سخته که باور کنم دیگه نمی تونم چیزهایی را داشته باشم که ديگه نیستن
A highway to never [Z.S] بقلم shaulana
shaulana
  • WpView
    مقروء 28,192
  • WpVote
    صوت 3,633
  • WpPart
    أجزاء 32
دنیا رو سه چیز کنترل میکنه:سکس،اسلحه و مواد مخدر
شهر ماه بقلم xsainaa
xsainaa
  • WpView
    مقروء 4,759
  • WpVote
    صوت 702
  • WpPart
    أجزاء 20
نوشته هايى از من ، براى آسمان...
+7 أكثر
Mirror Way بقلم parmiswttpd
parmiswttpd
  • WpView
    مقروء 12,337
  • WpVote
    صوت 1,751
  • WpPart
    أجزاء 62
"موندم دوست داشته شدن توسط تو چه حسی داره؟" Written by parmis.
+7 أكثر