[ این داستان ناکامله و اصلا مشخص نیست کی نوشته بشه ]
- تکبر، طمع، شهوت، حسادت، خشم، شکم پرستی، تنبلی.
اینا گناهان کبیرند. و من تمامشو، مثل کلکسیون افتخاراتم جمع کردم -
꧁.............................꧂
اخطار: اسمات
ژانر: اسمات، رئال
«قصه ای روزمره از هفت گناه کبیره»
🍂خلاصه:
فرار کنیم؟ بمیریم؟ سرنوشت شوممونو قبول کنیم؟ چرا؟ کدوم ستاره ای این نگون بختی رو برای تقدیر من نوشته؟ چرا باید زندگیش کنم؟ ولی تو... تو چی هستی؟ شیطان؟ خدا؟ چرا از مرگ نجاتم میدی؟ چرا بنظر میرسه دوستم داری؟ من اسلحم رو به سمت، تو میگیرم! یا به سمت شقیقه خودم...
-تومین
⚠️دارکنس- مافیای تاریک
وضعیت: تمام شده
(چهارمین فنفیکی که نوشتم)
[زهرا]
●○●○●○●○●○●○●○●○●○●
تو شاهزاده بودی و من گدا
تو در آسمان بودی و من در زمین
تو شاه بودی و من درویش
تو همه چیز بودی و من هیچ چیز!
وقتی معلوم شد که مینهو همون ولیعهد گمشده و پادشاه بر حق سرزمین آتشِ اوضاع 4 سرزمین کمی بهم ریخت. خشم خفته ی پادشاه پیشین آتش کانگین که تاج و تخت رو به پسرش جونگین سپرده بود دوباره بیدار شد و اینبار دنبال مقصر این اتفاق میگشت؛ و مقصری به جز پادشاه آب پیدا نکرد.
چرا باید پسرش به مدت 20 سال داخل اون سرزمین مخفی بمونه در حالیکه کانگین 20 سال قبل تمام چهار سرزمین رو مو به مو گشته بود؟!
مینهو بدون خداحافظی با تمین به سرزمین خودش برگشت، به امید اینکه دوباره بتونه ملاقاتش کنه.
دو عاشق باهم زخم خوردند و با همون زخم مجبور شدند که از هم فاصله بگیرند. اون زمان این برای صلاح 2 سرزمین بود و بس.
عنوان؛ پادشاه گمشده (رستاخیز)
ژانر؛ فانتزی، عاشقانه، تاریخی، رازآلود
کاپل؛ تومین
-تانیا🌱
عاشقی مقام و قدرت و مرفح و اصیل بودن سرش نمیشه!
به خودش که اومد دید بدون اون زیبایِ خواستنی با موهای سفید تر از برف و لب های سرخ تر از شکوفه اش نمیتونه زندگی کنه.
هویتش رو مخفی کرد تا بتونه کنار پادشاهش در قصر مخفیانه زندگی کنه چرا که در داخل قصر محافظ پادشاه مانند شکارچی به دنبالش بود تا شکارش کنه و بیرون از قصر پدرش قبرش رو با دست های خودش کنده بود تا مینهو رو درونش خاک کنه!
با اینحال مینهو صورتش رو پوشوند تا پادشاهش متوجه اش نشه چرا که حتی اون زیبایی که دلش رو برده بود هم به دلایلی ازش میترسید.
ژانر: فانتزی؛ عاشقانه، تاریخی، رازآلود
کاپل اصلی؛ تومین
تعداد فصل؛ 3
-تانیا
کاور فیک: @Ronak2min
#The_Lost_King