آسمون آبی و شفق سبز رنگش🌚🌠
176 storie
𝑯𝒚𝒎𝒏 𝑾𝒊𝒕𝒉𝒐𝒖𝒕 𝑹𝒉𝒚𝒎𝒆 | سرود بی قافیه di sonyia_directioner
sonyia_directioner
  • WpView
    LETTURE 12,451
  • WpVote
    Voti 1,827
  • WpPart
    Parti 21
[کامل شده ²⁰²³-²⁰²⁵] یک آلفا توی تاریکی رشد کرده؛ یک امگا، نور رو درون خودش پرورش داده! زندگی آلفا به هم ریخته است؛ زندگی امگا زخم های عمیق و ابدی روی تنش جا گذاشته! آلفا همه چیز رو باهم باخت؛ امگا همه چیز رو به جز یکی رها کرد! همون موجودی که در شب بارونی گم شد تا قافیه های پخش و پلا رو بردارد و داستان زندگی آلفا و امگا رو کنارهم بچیند. تا وقتی یکدیگر رو کامل کردند، سرود زندگی هاشون رو یک صدا خواندند، از ریتمی که ساخته اند لذت ببرند. Telegram: hymnwithoutrhyme ᯽ 𝐋𝐨𝐧𝐠 𝐒𝐭𝐨𝐫𝐲 ᯽ 𝐋𝐚𝐫𝐫𝐲 ᯽ 𝐎𝐦𝐞𝐠𝐚𝐯𝐞𝐫𝐬𝐞, 𝐌𝐩𝐫𝐞𝐠, 𝐃𝐫𝐚𝐦𝐚 ᯽ 𝐛𝐲: 𝒮ℴ𝓃𝓎𝒾𝒶 🥇 #harrystyles #Louis
Days of rain and spring [Z.M] [L.S] di m_shabgard5991
m_shabgard5991
  • WpView
    LETTURE 9,037
  • WpVote
    Voti 1,491
  • WpPart
    Parti 40
برگشت پشت سرش رو نگاه کرد اون تابلوی بزرگ از پنجتاییشون که داشت می‌درخشید با اسم [ One Direction ] این آخرش بود... برای یک لحظه تمام خاطرات اون سالها از جلوی چشماش گذشت و نگاه آخرش رو به چشمای یکی از اون پسرا روی تابلو داد؛ خوب میدونست برای همیشه دلش پیشش میمونه... ~•°•°•☆☆☆•°•°•~ ▪️اینجا قراره یه فف عاشقانه و رئال از دوران واندی رو بخونید البته با روایتی متفاوت... ▪️داستان فقط برای دایرکشنرها نیست پس اگه دنبال یه داستان عمیق و خوب هستی بهم فرصت بده تجربش رو بهت بدم. ▪️این داستان نسبتا طولانیه پس لطفا صبور باشید و همراه نویسنده خودتون بمونید.
kiss on the wound..|ziam di Catharine_00
Catharine_00
  • WpView
    LETTURE 277
  • WpVote
    Voti 27
  • WpPart
    Parti 13
-سرنوشت عاشق یه خلافکار و قاتل شدن..! کاش زندگی عین یه نوار کاست بود... گفتم: نوار کاست؟ چطور؟ گفت: چون اگه هر جاشو دوس داشتی میشد با یه خودکار و انگشت برش گردونی عقب.. گفتم: خب آخه مشکل اون‌جاست اگه این کاستو برگردونیش عقب، فقط قسمتای قشنگش نمیاد که... همه چیش برمیگرده عقب دوست ندارم برگردیم عقب بیب.. مثلا دوباره باید بشینی ببینی برای لبخندی که الان میزنی، قبلش چقد گریه کردی و زخم خوردی دلتنگی و درد کشیدی! کاپل:"لری" "زیام" {اسمات جنایی عاشقانه} کامل شده. ٍ
𝖥𝖮𝖱 𝖸𝖮𝖴𝖱 𝖤𝖸𝖤𝖲 𝖮𝖭𝖫𝖸(𝖫.𝖲/Z.M) di atwshkei
atwshkei
  • WpView
    LETTURE 8,069
  • WpVote
    Voti 1,498
  • WpPart
    Parti 30
چندین سال پیش طی یه تصادف لویی بیناییش و همین طور چهارتا خواهرش رو از دست میده و مقصر هری استایلز پسر ۱۷ساله بود که گواهی نامه نداشت و با دوستاش یواشکی ماشین رو برداشته بودن.... هری می‌ره زندان و لویی ۱۰ ساله با این سن کمش دیگه نمیتونه جایی رو ببینه و پول عمل چشماش خیلی زیاد میشه و خانوادش توانایی پرداختش رو ندارن..... بابای هری بعد از دو سه سال هری رو با پول از زندان آزاد می‌کنه ولی هری عذاب وجدان میگیره و اسمش و حتی فامیلش رو تغییر میده و شروع می‌کنه به خوندن درس پزشکی تا اینکه بهترین جراح چشم شد،اون نمیتونه چهارتا بچه ای رو که باعث مرگشون شده رو برگردونه ولی شاید بتونه بینایی لویی رو برگردونه! کاپل ها:لری💙💚زیام❤️💛هری تاپ،لیام تاپ این فف دارای صحنه های ناراحت کننده و🔞می‌باشد "روز های آپ هر چهارشنبه"
Vampire's Kiss [L.S] [Z.M] Completed di Haniye_styles
Haniye_styles
  • WpView
    LETTURE 114,802
  • WpVote
    Voti 21,278
  • WpPart
    Parti 96
تمام شده~ «برای صدها سال فکر میکردم پرقدرت ترین موجود این دنیام... ولی من چیزی بجز یه هیولای نفرین شده نیستم! من مجبورم ازت دور باشم تا بهت آسیب نزنم... من... من مجبورم. مجبورم برم که تو آسیب نبینی مخلوق شیرینم...» . . . . . . . «نرو! اشکالی نداره اگه بهم آسیب بزنی! دردای جسمم خوب میشن ولی اگه نباشی من دردای قلبمو چیکار کنم؟میخوای منو بکشی؟» . . . . . . . پروانه شو لویی من پیله ات میشم ! . . . . . . . هری ادوارد استایلز آخرین خوناشام باقی مونده توی دنیاست اما اون درگیر طلسم نهصد ساله ی خودشه! عشق و دوست داشتن رو فراموش کرده و تمام چیزی که براش باقی مونده عطشش برای خونه...برای مایع سرخرنگ تو قلب های تپنده آدم ها... اما هری هیچوقت به عمیق ترین نقطه های ذهنش هم خطور نمیکرد که قلب تپنده یکی از این آدم ها قلب مرده خودش رو هم به تپش بندازه! و هفت برابر! هر حس یک خوناشام هفت برابر هر آدمیزاد قوی تره . بینایی ، شنوایی ، لامسه ، بویایی ، عشق ، عشق ، عشق ، عشق و عشق! اون هیولا این عشق رو هفت برابر بیشتر حس میکنه... آخرین خوناشام تاریخی که نمیدونه با حس اغراق شده عشق هفت برابریش باید چکار کنه!؟
lifesaver di 1d_lifestyles__
1d_lifestyles__
  • WpView
    LETTURE 2,268
  • WpVote
    Voti 190
  • WpPart
    Parti 8
هری استایلز خواننده ی مطرح و موفقی که مدت هاست به خاطر درگیری با اعتیاد به الکل و مواد فراموش شده و لویی تاملینسون مدل موفقی که دیگه مثل قبل محبوب و مطرح نیست توسط یه کمپانی رو به روی هم قرار میگیرن تا توی یه رابطه ی فیک برن 💚🩵
Spring dreamer. |zarry| di Ya_sa_Mmin
Ya_sa_Mmin
  • WpView
    LETTURE 3,526
  • WpVote
    Voti 881
  • WpPart
    Parti 20
اینا رو برای تو می نویسم. چون این قصه، قصه ی من و توئه... قصه ی رویاهایی که گم شده بودن...
Crush | L.S di by_harry
by_harry
  • WpView
    LETTURE 40,116
  • WpVote
    Voti 9,022
  • WpPart
    Parti 42
[Completed] همه چی از یه کراش ساده شروع شد. جایی که هری پسرخاله‌ی خبیثِ لوییه و می‌خواد بهش کمک کنه تا به کراشش برسه اما چی می‌شه اگه این وسط به جای رسوندنِ اون دو نفر به هم، خودش عاشق بشه؟! عنوان: کراش. وضعیت: اتمام یافته. ژانر : کمدی، دبیرستانی، عاشقانه، فلاف. ]Cover by: mae_galaxy] 1 in larry
Touch | Persian translation | l.s di itsyazdanii
itsyazdanii
  • WpView
    LETTURE 3,649
  • WpVote
    Voti 672
  • WpPart
    Parti 36
" هولي شت هري! من حسش كردم! لمست رو حس كردم! "
Blood dance (L.S) di story_1d_larry
story_1d_larry
  • WpView
    LETTURE 24,770
  • WpVote
    Voti 3,141
  • WpPart
    Parti 18
_ خدای من،تو واقعا میتونی خطرناک باشی. +ممنون. _ برای چی؟ + مردم از شخصیت های خطرناک خوششون میاد. " BLOOD DANCE " "رقصِ خون" .