داستان درباره ی دنیاییه ک توش هایبرید ها(دو رگه ی حیوان و انسان) توش ب عنوان ی نژاد دسته پایین زندگی میکنن که ادم ها ازشون معمولا به عنوان خدمتکار و یه موجود بی ارزش استفاده میکنن
حالا چی میشه که تهیونگ داستان ما یه بانی کیوت پیدا کنه که قلب و احساساتشو کم کم زیر و رو کنه؟
ژانر:رومنس ؛زندگی روزانه؛اسمات؛گاهی کمدی؛تخیلی(بخاطر وجود هایبرید)
میدونم ک توضیح دادنم اصلا خوب نیس T-T
امیدوارم خوشتون بیاد💙💙💙
〽️نام فیک : my mom's boyfriend
〽️ ژانر : تینیج _اسمات _رومنس_ انگست
〽️روز های آپ : جمعه
〽️کاپل : کوکمین
〽️وضعیت فیک : پایان یافته
〽️نویسنده :jikookies 97
〽️مترجم : jisa
〽️ خلاصه فیک : وقتی جیمین از مدرسه خسته کنندش به خونه برگشت انتظار چیز های زیادی رو داشت...
انتظار داشت مادرش رو خوشحال از برگشتنش ببینه...
یا اینکه اتاقش رو توی همون حالتی ببینه که قبلا ول کرده بود...
ولی انتظار نداشت که ملاقاتی با دوست پسر جدید مادرش جئون جانگ کوک داشته باشه...
جئون جانگ کوک کسی که 9 سال از مادرش جوون تر بود و جذاب تر از اونی بود که میشد با کلمات توصیف کرد.
جیمین اول میخواست که از شیطانی که در غالب جانگ کوک خونش رو تصاحب کرده بود ، متنفر بشه...
حداقل چیزی بود که تلاش میکرد...
ولی جانگ کوک اینکار رو برای جیمین آسون نمیکرد و بالاخره تبدیل به تنها چیزی شد که جیمین میتونست بهش فکر کنه...
اشتباهی که انجام شد، اشتباهات زیادی رو دنبال خودش آورد...
تنها مانعی که سر راه بود، مادر جیمین بود و شاید اینکه جانگ کوک 23 سال داشت و جیمین 16 سال...
نام داستان :عشق ممنوعه💜
ژانر:drama/romantic/angest
کاپل:minv
نویسنده:لیلا🔮
جیمین با شنیدن دوباره اسم ته اشکاش سرازیر شد و روی زانوهاش نشست.
"میگه تهیونگ رفته،
اون گفت ولی من میدونم دروغ گفته
اون جایی نمیره،
ما به هم قول دادیم."
✳️نام فیک : Acting
✳️ژانر : ازدواج اجباری _ انگست_ رومنس _امپرگ
✳️روز های آپ : دوشنبه _پنجشنبه
✳️کاپل ها : کوکمین _ کوکوی
✳️وضعیت فیک : پایان یافته
✳️نویسنده : jikukaGCbook
✳️مترجم : jisa
✳️پارک جیمین پسری بود که مجبور شد برای خوشحالی پدر و مادرش و به دست آوردن مقام و پول با جئون جانگ کوکی ازدواج کنه که کس دیگه ای رو دوست داشت...
جانگ کوکی که سرد و مغرور بود و اهمیتی به وجود جیمین نمیداد...
جیمین فکر میکرد میتونه با جانگ کوک کنار بیاد ولی یه اتفاق باعث شد که همه چیز بین اون دوتا عوض بشه...
❌این فیک با اجازه نویسنده اصلی به فارسی بازگردانی شده... 🎭
اقتباس های کاپلی بنگتن از انیمه هایی که دوست دارم. لطفا درخواست انیمه ی بخصوصی رو نکنید چون لیست خودم به حد کافی پره! ولی اگر لیستم خالی شد حتما می پرسم
آیدی تلگرامم
@ StoryTeller_mia
جين ناليد:" كيم فاكينگ نامجون! چطور تونستي خودتو از من محروم كني؟ چطور تونستي منو از خودت محروم كني ؟ من كه هزاربار بهت گفته بودم معتادت شدم. بهت كه گفته بودم لمس دستات و سر خوردنشون رو پوست تنم بهتر از هر مسكن ديگه اي دردامو تسكين ميده.
بهت كه گفته بودم لبات و حركتشون رو لبام مثل قرص خواب، خوابم ميكنه.
حالا من چطوري اين همه روز رو بدون تو سر كنم؟
بدون حس لمس دستات رو تنم...
بدون چشيدن طعم لبات بعد از هربار سيگار كشيدن، بعد از هربار قهوه خوردن....
هااااان؟"
وقتي كه جيمين ميفهمه ميتونه روح هر موجوديو ببينه
وقتي توي خونه ي جديدشون شوهر خواهرش توسط يك روح كشته ميشه
و جيمين تنها كسيه كه اخطارهاي روح توي خونرو ميفهمه
و مهم تر اينكه اون روح نسبت نزديكي باهاش داره و بايد مشكلش رو حل كنه تا بتونه به زندگيه بعديش بره
و خب حل كردن مشكل شايد با كمك دوستش يونگي راحت بنظر بياد ولي نه تا وقتي كه جيمين براي روح مرده ها مثل يه نور اميد باشه
كاپل:يونمين(اصلي)_ويكوك_چانبك
ژانر:ترسناك_عاشقانه_ماجراجويي_مرموز_كمي طنز
نویسنده:ماری
کاپل ها:یونمین،ویکوک،نامجین
ژانر:فانتزی،کیوت،اسمات
خلاصه:
کی میدونست که مفقود شدن پارک جی مین و پیدا شدن یه سبد توت فرنگی زندگی ۷ تا پسرو تغییر میده؟!