دارم میخونم :}
11 stories
Metanoia | Kookmin + Sope by Asprishd
Asprishd
  • WpView
    Reads 85,579
  • WpVote
    Votes 16,301
  • WpPart
    Parts 36
جونگکوک به سمت مسیری که حدس میزد راه خونه باشه قدم برمیداشت، ولی هرچی جلوتر میرفت بیشتر گیج میشد. کم کم داشت می ترسید، احساس خطر میکرد. آسمون همون آسمون بود، زمین همون زمین... ولی زمان چی؟ Highest ranking #1 in humor Highest ranking #3 in کوکمین Highest ranking #3 in سپ
Make It Right ⱽᵐᶦⁿ by reva_ros
reva_ros
  • WpView
    Reads 1,390
  • WpVote
    Votes 357
  • WpPart
    Parts 9
تهیونگی که دانشگاه رو به خاطر خاطرات نه چندان جالب نصفه ول کرده، هیچ امیدی نداره بتونه روانپزشکی رو ادامه بده؛ تنهایی زندگی میکنه و به غیر از هیونگاش هیچکس و نداره حالا پدرش ازش میخواد از پسر عموی ناتنیش مراقبت کنه. جیمینی که به خاطر پول زیاد پدرش و نامادری جاه طلبش به یتیم خونه ای غیر قانونی فرستاده شده بود و حالا بعد از یه سال تحت مراقبت بودن، نیاز به کسی داره که بهش چیزایی که نداشته رو برگردونه. اما اون شخص تهیونگ نیست، ته کسیه که خودش هم به کمک نیاز داره... By #reva Vmin(minv) Genre: Drama Fluff Romance Slice of life A little angst Happy end
Make it Right ᴷᵒᵒᵏᵐᶦⁿ by reva_ros
reva_ros
  • WpView
    Reads 2,736
  • WpVote
    Votes 592
  • WpPart
    Parts 9
جونگکوکی که دانشگاه رو به خاطر خاطرات نه چندان جالب نصفه ول کرده، هیچ امیدی نداره بتونه روانپزشکی رو ادامه بده؛ تنهایی زندگی میکنه و به غیر از هیونگاش هیچکس و نداره حالا پدرش ازش میخواد از پسر عموی ناتنیش مراقبت کنه. جیمینی که به خاطر پول زیاد پدرش و نامادری جاه طلبش به یتیم خونه ای غیر قانونی فرستاده شده بود و حالا بعد از یه سال تحت مراقبت بودن، نیاز به کسی داره که بهش چیزایی که نداشته رو برگردونه. اما اون شخص جونگکوک نیست، کوک کسیه که خودش هم به کمک نیاز داره... Kookmin (jikook) Genre: Drama Fluff Romance Slice of life A little angst Happy ending
Bloom into you by bluemindnotes
bluemindnotes
  • WpView
    Reads 14,351
  • WpVote
    Votes 2,268
  • WpPart
    Parts 20
دستشو روی قلبش فشار داد و صورتشو جمع کرد -آخ قلبم... +چیشدی...درد میکنه؟ همونطور که با نگرانی سعی میکرد چکش کنه گفت... -نه...شکست... چند ثانیه بهش خیره شد و بعد زد زیر خنده... +دیوونه...ترسیدم... لبخند غمگینی زد و به رو به روش خیره شد... __________ -میدونی کی فهمیدم راه رو اشتباه اومدم؟ سوالی نگاهش کرد و اون ادامه داد... -همون وقتی که گفتم قلبم درد میکنه و نگران شدی ولی وقتی گفتم شکست، خندیدی... ~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~ نام : Bloom into you کاپل: تهجین ژانر : رومنس ،درام، انگست نویسنده : Mind writer اپ: نامعلوم Number 1 in #taejin
Aside | Namjin, Vkook ᶜᵒᵐᵖˡᵉᵗᵉᵈ by IELAORIGINAL
IELAORIGINAL
  • WpView
    Reads 12,659
  • WpVote
    Votes 2,161
  • WpPart
    Parts 10
■ کاپل اصلی: NamJin ■ کاپل فرعی: VKook ■ ژانر: اجتماعی، انگست، رمنس، جنایی ■ نویسنده: ELA ■ خلاصه: زمانی که یک قدم تا سقوط فاصله داری,برای کمک فریاد میزنی,یا سقوط رو میپذیری و به مرگ لبخند میزنی؟ 🏆Best Rank : #1 in #Namjin #1 in #Sad #3 in #Thriller
L♡VE RACE by Lucymay94
Lucymay94
  • WpView
    Reads 67,651
  • WpVote
    Votes 10,292
  • WpPart
    Parts 27
-میشنوم -همه چی با یه مسابقه شروع شد و -و - ومن عاشقت شدم کاپل:سپ((یونگی باتم))/نامجین ژانر:کمدی -اسمات-تقریبا ورزشی وضعیت: کامل شده
I Killed Him | SOPE by itsnasyi
itsnasyi
  • WpView
    Reads 26,720
  • WpVote
    Votes 4,704
  • WpPart
    Parts 24
چطور میتونم به عقب برگردم؟ چطور میتونم همه چیز رو از اول بسازم؟ "گذر از محدوده قدرت" چیزیه که زیاد بهش فکر میکنم. شاید بتونم زمان بیشتری از همیشه به گذشته برگردم. شاید بتونم تغییرش بدم. شاید بتونم از کشته شدن اون کسی که عاملش بودم جلوگیری کنم. Started: 2020, 19 Jan. Finished: 2020, 30 Jun.
Human (sope-yoonseok) by Purplesora
Purplesora
  • WpView
    Reads 35,854
  • WpVote
    Votes 6,241
  • WpPart
    Parts 39
فیک ترجمه شده. در طول روز، یونگی به عنوان پزشک قانونی واسه پلیس کار میکنه. ولی وقتی شب میاد، اون تبدیل به یه کابوس میشه. یه قاتل زنجیره‌ای. کاپل اصلی: سپ کاپل فرعی: نامجین - ویمینکوک تعداد قسمت: ۴۵
~|Great secret ♡ Sope by park_insook
park_insook
  • WpView
    Reads 36,351
  • WpVote
    Votes 4,240
  • WpPart
    Parts 34
~| Name :: great secret ~| Genre :: angst , drama , vampire ~| couple :: sope . . . « اون مقصر نبود... تقصیر اون نبود که خون‌آشام شده؛ اون مسئول احساساتش نبود؛ حالا که قلبش هوسوکو میخواست، همه چی رو سرش آوار میشد. آخه چرا؟ گناهش چی بود؟ این که میخواست معمولی باشه؟ تنها چیزی که میخواست این بود که فقط یه شب بدون اینکه اشکاش چشمای بنفش رنگشو خیس کنن بخوابه؛ با عشقش؛ اما..هوسوک هیچ وقت مال اون نمیشد... 'هیچ وقت'... » . . . Happy end :) . . . اولین کارمه لطفا حمایت کنید :))
Agust D 1 by Purplesora
Purplesora
  • WpView
    Reads 100,304
  • WpVote
    Votes 17,157
  • WpPart
    Parts 45
فیک ترجمه شده.کامل شده. روز شوگا به اندازه کافی بد هست. دیگه لازم نیست دزدیده بشه و برگردونه بشه به همون کاری که خیلی سخت تلاش کرده ازش فرار کنه. مخصوصا وقتی با یه موقرمز پرحرف روبرو میشه که به نظر اصلا از یونگی نمیترسه،یه دکتر خوش قیافه که قبلا میشناخته،یه موچی کوچولوی اغواکننده که واسه این دنیا زیادی عزیز و خطرناکه،یه بچه ی اعصاب خورد کن با دستای ماهر،یه هکر ساکت که قبلا باهاش کار میکرده، و پسر دشمن قدیمیش. خیلی زود یونگی خودشو تو موقعیتی پیدا میکنه که یه گروه آدمو که نمیخواد هدایت کنه، هدایت می کنه،مستقیم میره لندن که چیزایی رو بدزده که نمیخواد بدزده و امیدواره مجبور نشه کاریو بکنه که به خاطرش معروفه. امیدواره مجبور نشه یه بار دیگه آگوست دی بشه. یونگی!مافیا سابق هوسوک!رقاص Written by: hopefullylost سوپ: سوییچ کوکوی: کوکی تاپ نامجین: جین تاپ جیمین و ریچارد: جیمین باتم