▪︎دفترچه عشق جلد دوم▪︎
داستان از همینجا شروع میشه
دنبال جلد اول نگرد
"عشق واقعی از همینجا شروع شد"
ژانر : عاشقانه،اجتماعی
کاپل : استریت ( دختر× پسری)
وضعیت آپ: تمام شده
شخصیت ها: بکهیون ، جونگده، سهون، کیونگسو، شیومین ، بورا، میهی و....
پ.ن: دوستان این فیک طولانی نیست و سعی کردیم فیک اولمون رو کشش ندیم و طولانی نباشه
نویسنده: MiSa (maryam,saba)
💢 ما حدود یک سال پیش این فیک رو نوشتیم و آپ کردیم
و به تازگی فهمیدیم که اسم همسر جونگده عزیزمون هم میهی هستش
و این تشابه اسمی با فیک ما کاملا تصادفی بوده و بعدش سریع دست به کار شدیم و ادیت کردیم
(البته شایدم ما روحمون به کائنات وصله کسی چه میدونه 😅)
امیدوارم برای کسی سوتفاهم پیش نیاد💢
داستانی عاشقانه و تاریخی با کلی حس و حال خوب💙💫
"اعتراف می کنم به گناهانی که زبانم از گفتن شان قاصر است و ذهنم از نگفتن شان بیزار
اولین گناه با حضور در آسمان بی کرانش شروع شد ، من تاریکی ام را با او شریک شدم و او روشنم ساخت طوری که چشم گشودم و فهمیدم ماهِ آسمان گشته ام
دومی زمانی شکل گرفت که قدم از جاده ی دلش برداشتم و از نگاهش خودم را راندم
و سومین گناه....
نه....من گناهکار تنها یک اشتباهم
گناهم این است "تسلیم شدن"
گناه من تکرار تسلیم شدن است ؛ تسلیم او و سرنوشتی که او را از من دریغ کرده"
• آدم اگه دو بار عاشق بشه دو بار اشتباه می کنه
حالا اگه عاشق یه آدم تکراری بشه
گناهش دو برابر هم میشه...
ژانر : تاریخی ، درام ، عاشقانه
کاپل اصلی : جی اون(آیو) ، کیونگسو (دی او)
زمان آپ : نامشخص
این اولین تجربه منه
لطفا حمایتم کنید🥰
داستان رو بخونید و لذت ببرید و یک نکته پارت ها کوتاه هستند پس برای رسیدن به اتفاقات اصلی کمی صبور باشید😉
اگه خوشتون اومد ووت و کامنت فراموش نشه ♥️
سلام اگر به فیلم مرلین علاقه داری حتما این داستانو بخون !
خلاصه ی زندگی مرلین :
قرن ها پیش در قلعه ای جادوگری جوان به نام مرلین به پادشاه آرتور خدمت میکرد
در آن زمان خواهر شاه یعنی مرگانا قصد جان شاه را کرده بود و بدین واسطه جنگی را بپاه میکند میان خود و برادرش در این جنگ متأسفانه شاه کشته میشود و از آنجا که ...
بقیه در مقدمه
"Fanfiction"
دوسال بعد از جنگ، شکست دارک لرد بر هری پاتر موجب تغییر توی روند زندگیِ خیلی ها میشه. اما شادیِ پس از جنگ موندگار نیست.
دارک لرد برمیگرده.
و اینبار قدرتمندتر از قبل، کارت های رو نشده ی زیادی برای بازی توی دست داره.
در این بین که همه مجبورن دوباره به پسر برگزیده و دوستانش تکیه کنن، دریکو مالفوی، پسری که حق انتخاب نداشت، شاهزاده ی پلاتینیِ اسلیترینی که درست وسط این دریای سیاه و نحس دست و پا میزنه، از خودش میپرسه "آیا پسر برگزیده میتونه به کمک اونها بیاد؟"
دریکو منتظر نجات پیدا کردن نیست. اون دنبال یک قهرمان نیست. اما آیا اون به اندازه ی پسری که زنده موند قدرتشو داره؟ آیا این پسر هم میتونه زندگی و یک بار دیگه به دنیا برگردونه؟پسری که حق انتخاب نداشت حالا میتونه از خودش و جون عزیزاش محافظت کنه؟
_ تو منو یاد خودم میندازی.
_ من هیچوقت ندیدم که تو تنها به نظر بیای.
_ چون تو از تنهایی میترسی و من ازش لذت میبرم.
در این بین دریکو مالفوی و هرماینی گرنجر طی یک اتفاق مجبور به زندگی باهم دیگه میشن. و این یک شروع برای ادامه ی چیزی ست، که سال ها پیش به وجود اومده.
"میخوام اینو بدونی که هیچ هیولایی یه گوشه واینمیسته تا دست بقیه به پرنسسی که باید ازش مراقبت کنه، بخوره."
"ᗪᖇᗩᗰIOᑎᗴ"
خلاصه : دختر عموی جئون جانگ کوک ، جئون رومی توی بورسیه دانشگاه استنفورد قبول میشه و برای تحصیل میخواد به کالیفرنیا بره اما به شرطی که پیش پسر عموش جئون جانگ کوک زندگی کنه اما این مشکل بزرگیه چون رومی و جانگ کوک با هم دشمن خونی هستن .
چی میشه اگه رومی کیم تهیونگ ، دوست جانگ کوکو ببینه و عاشقش بشه و برای اعتراف کردن بهش با دشمنش متحد بشه ؟
آیا رومی میتونه اعتراف کنه یا نه ؟
آیا تهیونگ رومی رو قبول میکنه یا نه ؟
شخصیت ها : جئون جانگ کوک ، جئون رومی ، کیم تهیونگ
←فیکشن: دِیزی 🌼
←کرکترها: کیونگسو. تو
←محدودیت سنی: +18
‡خلاصه‡
صاحب کلاب بیلیارد "black 8" و بیلیارد باز معروف شیکاگو که حتی بهترین بیلیارد بازهای شهر هم تحسینش میکردن، کسی نبود جز دو کیونگسو و هر کسی فقط چند دقیقه دور و برش میپلکید میتونست بفهمه با چه پلی بوی عوضی و مادرفاکری طرفه. اما با وجود همه ی اینها، تو که ادعات میشد ملکه ی بیلیاردی، تا حالا اسمش رو توی خوابت هم نشنیده بودی و قرار بود با پا گذاشتن به کلابش خودتو توی یه دردسر بزرگ بندازی. یه دردسر واقعی!