new
95 stories
UNDER HIS SHADOW  by SNON1380
SNON1380
  • WpView
    Reads 1,743
  • WpVote
    Votes 270
  • WpPart
    Parts 28
بکهیون، امگایی که همیشه تو دنیای آروم خودش غرق بود، یه روز با چالشی بزرگ روبرو میشه . برادر دوقلوی اون ، هیون، که یک امگای قدرتمند تو دنیای مافیا بود، به خاطر مشکلی مجبور شد ناپدید بشه . هیون از بکهیون خواست تا جای اون رو بگیره و وانمود کنه که خودشه تا کسی متوجه غیبتش نشه تا گنگش و تشکیلاتش از هم نپاشه . این درخواست، بکهیون رو از دنیای امن و ساکت خودش به دل دنیای خطرناک و پر از دروغ مافیا پرتاب کرد. اون که تا به حال تنها با کتاب‌ها سر و کار داشت، حالا باید نقش یک امگای خشن رو بازی می‌کرد و در میون افراد خطرناک، هویت برادرش رو پنهون نگه می‌داشت . Fiction:🃏under his shadow🃏 Genres: •Dark Mafia Romance •Crime Fiction •omegavers•SMUT Couples : •CHANBEAK •hyunris writer : SHADOW
Perfume by NeomaStory
NeomaStory
  • WpView
    Reads 6,493
  • WpVote
    Votes 1,416
  • WpPart
    Parts 16
× 𝙋𝙚𝙧𝙛𝙪𝙢𝙚: 𝐓𝐡𝐞 𝐬𝐭𝐨𝐫𝐲 𝐨𝐟 𝐬𝐭𝐞𝐚𝐥𝐢𝐧𝐠 𝐚 𝐟𝐨𝐫𝐦𝐮𝐥𝐚 × ژانـــر: هیجانی، ازدواج اجباری، اسمات🔞 × کاپــل: چانبــک، سوپرایزی × نویسنـــده: 𝙉𝙚𝙤𝙢𝙖 × چنـــل: NeomaStory@ ~🌲 این فقط یه سرقت رِسِپی عطر ساده نبود!! این اشتباه‌ترین تصمیمی بود که گرفت. رایحه‌ی خاصی که توی بینی بیون بکهیون، رئیس شرکت عطرسازی بیولین پیچید و جرقه‌ای که توی چشم‌های فریبنده‌اش افتاد. از جنس ریسک، حرص، طمع یا بلندپروازی.. هرچیزی که بود، این بازی خطرناک‌تر از چیزی بود که فکرشو می‌کرد!! چون ایندفعه رقیبش هرکسی نبود. اون پارک چانیول بود، ملقب به فِرال. و بهم اعتماد کن!! نمی‌خوای معنیش رو بدونی.. #Perfume
Solmere by TalesByElsa
TalesByElsa
  • WpView
    Reads 15,091
  • WpVote
    Votes 3,425
  • WpPart
    Parts 25
«فکر می‌کردم حتی اگه دوستم نداشته باشی، حداقل مال من می‌مونی...» تا حالا شده در عشقی قدیمی گیر کنی و دیگه هرگز نتونی به کسی جز اون حتی فکر کنی؟! چانیول بعد رفتن بکهیون شکست و تکه هاش رو باد برد اما بکهیون... اون زیبای لعنتی حالا ازدواج کرده بود و زیادی خوشبخت به نظر می‌رسید. کاپل: چانبـک ژانر: عاشقانه، امگاورس، درام محدودیت سنی🔞 نویسنده: السا
☾✰ The Night We Met  ☾✰ by I_am_youko
I_am_youko
  • WpView
    Reads 25,612
  • WpVote
    Votes 5,571
  • WpPart
    Parts 24
✭ Couple: Chanbaek ✭ Side Couple: Woosan ✭ Genres: Romance, Slice of life, Omegaverse, Thriller 🔞 شبی که با دیدنت، همه‌چیز تغییر کرد. قلبم محکم‌تر کوبید و مخملی از گرما، روحم رو در آغوش گرفت. چه چیزی توی اون نگاه وجود داشت که ادامه دادن رو بدون چشم‌هات برام سخت کرد؟
𝒍𝒆𝒈𝒆𝒏𝒅 𝒐𝒇 𝒕𝒉𝒆_𝐃𝐄𝐌𝐎𝐍_ by golabaton
golabaton
  • WpView
    Reads 48,166
  • WpVote
    Votes 8,663
  • WpPart
    Parts 43
🔻کاپل‌ها: چانبک، هونهان ♦️ژانر: تریلر، دارک رمنس، انگست، اسمات 🔺نویسنده: golabaton آپ: دوشنبه‌ها برشی از داستان: _بازم جهنمم میشی؟ تا جایی که مثل قبل حتی برام آدمم بکشی؟ پسری که انگشتاش رو با کنجکاوی و لذت توی لاشه‌ی سگی حرکت میداد و جز به جز اعضای حیوان مرده رو چک میکرد در جواب سوال بی احساسش لبخند بامزهای تحویلش داد. جوری که انگار ازش یه شیشه نوتلا خواسته بود دستش رو از جسد حیوان بخت‌ برگشته بیرون کشید و خیره به صورت جدیش خیلی غلیظ و پشت سرهم گفت. _البته...با کمال میل...با لذت... پسر ایستاده بعد تایید سه بخشیش لحظه ای سکوت کرد و شیطنت وار یکی از انگشتای کثیف و خونیش رو به دهن گذاشت و مکید. وقتی خوب تمیزش کرد با چشمهای درخشان و ترسناکش جلو اومد و زیر نگاه سردش سرخوش پلکی بهم کوبید. _مثلا میتونم چشمای ریز و درشت هر کسی رو که بخوای برات در بیارم و به عنوان مزه توی گیلاست بندازم... روانی مو مشکی با زدن لبخند دندون نمایی بقیه‌ی انگشتای خونی و کثیفش رو روی قلب کوبنده اش گذاشت و چنگی به سینه‌ی فشرده‌اش انداخت. _به شرطی که آخرش به عنوان هدیه این قلب کوچولو و نازت رو از سینه ات بیرون بکشم و به یه عروسک بی جون و بغلی تبدیلت کنم...قبوله؟...
Lie by byunmihee
byunmihee
  • WpView
    Reads 19,653
  • WpVote
    Votes 3,716
  • WpPart
    Parts 31
همیشه فکر می‌کردم من مثل یه جزیره‌م که با آب احاطه شده‌، با این تفاوت که دریای اطراف من، آدم‌هایی بودن که دروغ می‌گفتن. مدتی که گذشت فهمیدم در واقع این جزیره است که به خودش دروغ می‌گه، از عمق آب در‌اومده؛ ولی خودش رو خشکی می‌دونه. فقط کافیه تا سطح آب یه مقدار بالا بیاد تا جزیره کاملا غرق شه. چه اشتباهی بدتر از دروغ گفتن به خودت؟ [ChanBaek]
𝕊𝕦𝕟𝕤𝕙𝕚𝕟𝕖 by Thechippedcup
Thechippedcup
  • WpView
    Reads 4,506
  • WpVote
    Votes 923
  • WpPart
    Parts 21
همه از زیبایی ماه میگن، دوربین هاشون رو در میارن و با عکس گرفتن ازش می‌پرستنش.ولی کسی حواسش به خورشید هست؟ اونی که بی صدا می‌سوزه ، می‌جوشه و در نهایت می‌میره؛ فقط برای زنده موندن آدم هایی که حتی طاقت لحظه ای نگاه کردن بهش رو هم ندارن. شاید زیبا ترین چهره ها..دیده نشده ترین باشن. بکهیون هیچوقت فکر نمی‌کرد که ممکنه تمام مسیر زندگیش به خاطر نشستن توی یه کافه‌ی عادی و گره خوردن نگاهش به صندوقدار کافه، عوض شه. تقدیر نقاش پارک و نویسنده بیون، فرای هر تصویر و نوشته، به هم گره خورده بود.
🧚‍♂️ Sleeping Beauty 🧚‍♂️ Completed by crazy_doctor94
crazy_doctor94
  • WpView
    Reads 144,058
  • WpVote
    Votes 39,063
  • WpPart
    Parts 102
📘 عنوان: #زیبای_خفته 🧚🏻‍♂ 👨‍❤️‍👨️ کاپل ها: کایهون/چانبک 🔍 ژانر: ر‌‌ُمنس، فانتزی، فلاف، خوناشامی، اسمات ✍🏼 خلاصه: کایهون ⬇️ همه با شنیدن اولین جیغ ها و تقلاهای یک نوزاد لبخند خوشحالی به لب هاشون میارن و با شوق بهش خیره میشن اما اوضاع برای اون نوزاد بیچاره! پسر پادشاهی که ملکش از قبل با مردی دیگه توی رابطه بود، اینطور نبود! هیچکس به نوزاد نیازمند توجهی نکرد و هیچکس تولدش رو تبریک نگفت.. اون نحس بود و این نحسی قرار بود برای تولدش، جادوگری رو بهش هدیه بده که اون رو از مادرش دزدیده بود...! چانبک ⬇️ نفرین شده ها اغلب چه شکلی بودند؟ در قدم اول هیچکس فکر نمی‌کرد که نفرین یک جادوگر بزرگ بتونه یک جادوگر دیگه رو به پست ترین موجود هستی، یعنی خوناشام ها، تبدیل کنه! بکهیون با چشمهای خودش نابود شدن زمین رو دیده بود.. و زمین جهنم شدش میخواست با وارد کردن انسانی به نام چانیول به زندگیش، خودش رو نشون بده و بهش لبخنده بزنه!