We've updated our Content Guidelines.
Review the latest guidelines to keep sharing stories safely.
Setareh8599's Reading List
97 stories
Memories of Alhambra | Hopemin, vkook by Mamacita_01
Mamacita_01
  • WpView
    Reads 3,849
  • WpVote
    Votes 626
  • WpPart
    Parts 8
┊Summary: این فیکشن ساید استوری یا اسپین آف فیکشن در امتداد رود سن هستش بچه ها. فلش فوروارد داره به آینده و زندگی خانواده کیم و دو تا دختر نوجوونشون، این‌بار در کنار زوج کلمنتاین و کورالین نشونمون میده. هر دو کاپل به یه اندازه‌ن اما چون قراره با گذشته هوپمین بیشتر آشنا شیم هوپمین کاپل اوله :) خیلی دوستش دارم و امیدوارم دوستش داشته باشین💫 ┊Teaser: Along the seine river after story _ خوابت نبره ها، شب کار داریم. _ دیوونه ای؟ پیر شدم ولی کم کار نه! جونگکوک باز هم خندید و این‌بار بوسه ای به سرش زد. مرد چشمهاش رو بست و با لبخندی زمزمه کرد: _ مرد میانسالتو دوست داری؟ _ خیلی زیاد! _ مرد میانسالت هم دوستت داره! پیج نویسنده: @sylvie_fic ┊Genres: Romance, Drama, Young adult, smut ┊Couple: Hopemin, vkook ┊Writer: Sylvie☀️ ┊Up: Tuesday
Runaway bat ᴷᵒᵒᵏᵛ by isthatyou
isthatyou
  • WpView
    Reads 63,754
  • WpVote
    Votes 8,574
  • WpPart
    Parts 32
-از جئون ها دور بمون و از جئون جونگکوک فرار کن- وقتی تهیونگ به دنیا اومد، پدرش این جمله رو مثل آیه توی گوشش زمزمه کرد. اولین کلمه ی تهیونگ، فحشی به جئون ها بود. قانون طبیعت، قانون کیم‌ها، ملزم می‌کرد که این دو خانواده برای همیشه باهم دشمن باشند. تهیونگ اینو می‌دونست، اما جونگکوک همیشه اجازه میداد شات خون اضافه‌اش رو بخوره. همه ی قوانین لایق پیروی هستن؟ name: Runaway bat Genre: Hybrid,Romance,Action,Angst،fluff couple:kookv ⚠️ warning: family problems,age gap
﴾Maple﴿افرا﴾VKOOK﴿ by KimAnna2169
KimAnna2169
  • WpView
    Reads 2,917
  • WpVote
    Votes 439
  • WpPart
    Parts 9
افرا﴿درخت ژاپنی عاشق﴾{ در حال آپ} داستان" من در گیر یک گناه شدم. گناهی که از سن دوازده سالگیم گردنم را گرفت. شب ها با بی تابی می گذشت و روز با گریه. انگار خدا گردنم را می فشرد و می گفت من این عشق را به تو دادم، تو چرا قبولش کردی؟ گناه ترین فرد زندگیم شد معجره قلبم. من عاشق عموی خونی خودم شدم...." کاپل:VKOOK ژانر: رومنس،درام،ملودرام،اسمات،مافیایی،انگست،ددی کینگ محارم، هپیه هپی توجه❌ این بوک دارای اختلاف سنی زیاد ، رابطه محارم خونی، جنایی، می باشد. لطفا اگر با این ها مشکل دارید اصلا باز نکنید بوک رو
_ʙʀᴀɪɴ ᴅᴇᴀᴛʜ_ by broccoli_ll
broccoli_ll
  • WpView
    Reads 4,530
  • WpVote
    Votes 495
  • WpPart
    Parts 18
سالها از پیوند عمیق بینشون میگذشت و ثمره‌های عشقشون دیگه کوچولو نبودن ، آرامش چه زود از بینشون پر کشیده بود ، هیچ چیز اونطور که در ذهنشون به رویا کشیده بودند پیش نرفته بود و نشیب بر فراز زندگیشون حکمرانی میکرد. بخشی از داستان: امگا آروم در اتاق رو باز کرد که با حجم عظیمی از رایحه سنگین آلفاش مواجه شد کمی نزدیک تر رفت و با دیدن بدن خونی آلفا با چشمانی لرزان بهش خیره شد قدمی رو به جلو گذاشت و روبه روی مرد روی زمین زانو زد دست به سمت یقه پیراهن مرد برد تا نگاهی به اون زخم عمیق بندازه که به سرعت مچ دستش توسط مرد گرفته شد . با رایحه ای سنگین شده و چشمانی خونین بهش خیره شد اخمی از سر تعجب روی چهره امگا نشست _کوک..چیکار می‌کنی بزار زخمتو... _برو بیرون _کوک! _برو بیرون...حالم داره از رایحت بهم میخوره امگا با حالتی مبهم همچنان به آلفاش خیره بود که با حرف بعدی آلفا انگار دنیا روی سرش آوار شد _بوی اون آلفای عوضی رو میدی امگا Write: broccoli Name: #BrainDeath Couple: KOOKV Genre: omegavers
𝙍𝙖𝙣𝙜𝙚𝙧┃𝙑𝙆 by lvkljk
lvkljk
  • WpView
    Reads 3,127
  • WpVote
    Votes 449
  • WpPart
    Parts 13
بعضی آدم‌ها عاشق می‌شوند. بعضی‌ها مجبور می‌شوند ازدواج کنند. و بعضی‌ها مثل ویتو، یک روز از خواب بیدار می‌شوند و می‌فهمند از قبل به خطرناک‌ترین مرد شهر تعلق داشته‌اند. ازدواج با کیم رنجر قرار نبود آغاز یک عاشقانه باشد؛ قرار بود آغاز یک جنگ باشد! 𝐂𝐮𝐩𝐞𝐥:𝐕𝐤𝐨𝐨𝐤 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐌𝐚𝐟𝐢𝐚,𝐅𝐨𝐫𝐜𝐞𝐝 𝐦𝐚𝐫𝐫𝐢𝐚𝐠𝐞,𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞,𝐒𝐦𝐮𝐭 𝐈𝐆 & 𝐓𝐋 : 𝐋𝐕𝐊𝐋𝐉𝐊
شریک خون| BloodBound by Emmary_kim22
Emmary_kim22
  • WpView
    Reads 685
  • WpVote
    Votes 91
  • WpPart
    Parts 6
_این بیرون چیکار می‌کنی، لونا؟ تهیونگ سرش رو بالا گرفت. و همون لحظه قلبش فرو ریخت. اون لعنتی... از کی با اون موتور مشکیِ لعنتیش درست روبه‌روش ایستاده بود؟ _ت-تو اینجا...؟ جونگ‌کوک کلاه کاسکتشو برداشت و نگاه سردش رو مستقیم توی چشم‌های تهیونگ دوخت. _اول تو جواب منو بده. این بیرون، با این حال... چیکار می‌کنی؟ تهیونگ نگاهشو دزدید و از کنارش رد شد. از این بدتر مگه می‌شد؟ دشمنش، درست توی بدترین لحظه‌ی زندگیش، شاهد این وضعِ به‌هم‌ریخته باشه. _کی این بلا رو سرت آورده؟ صداش آروم بود، اما توش خشمی خوابیده بود. جونگ‌کوک از موتور پایین اومد و قبل از اینکه تهیونگ فرصت واکنش داشته باشه، نزدیک شد. شستش خیلی آهسته، تقریباً نوازش‌وار، روی زخم گوشه‌ی لب تهیونگ نشست. _به تو ربطی نداره. _ربط داره، لونا. جونگ‌کوک صدای حرف زدنش رو پایین آورد. _خیلی هم ربط داره. کی جرئت کرده جز من بهت دست بزنه؟ تهیونگ دوباره ازش فاصله گرفت. این‌بار نه برای فرار از جواب... برای پنهان کردن حلقه‌ی اشکی که بی‌اجازه داشت توی چشم‌هاش جمع می‌شد. خواست بره. اما دستش محکم کشیده شد عقب و دوباره به همون نقطه برگشت. جونگ‌کوک با صدایی که بین دستور و خواهش گیر کرده بود گفت: _لازم نیست چیزی بگی. منم دیگه سؤال نمی‌پرسم. مکث کوتاهی کرد. _فقط... با من
Inure by CravinMont
CravinMont
  • WpView
    Reads 2,452
  • WpVote
    Votes 303
  • WpPart
    Parts 35
«دستش را دراز کرد، انگار می‌توانست با لمس، کسی را از تاریکی بیرون بکشد. اما تنها چیزی که گرفت، خلأیی بود که بیشتر او را پایین کشید.» "-دکتر...؟ گرگ مرد غرش اروم و تو گلویی کرد بدون تغییر دادن پوزیشنش. +اینطور صدام نکن...." "درون افکارش جنگ بود، جنگ بین کسی که میخواست باور کنه چیز هایی که دوستش داشت و مطابق میلش بود واقعیه و کسی که میخواست واقعیت هارو ببینه هر چند تلخ باشند. با صدا شدنش توسط لیا از افکارش بیرون اومد. +مشتری اومده تهیونگ ، برو سفارششو بگیر. " inure(ɪˈnjʊə,ɪˈnjɔ) : accustom (someone) to something, especially something unpleasant. «عادت دادنِ (کسی) به چیزی، مخصوصاً چیزی ناخوشایند.» -دو فصلی- Genre: Psychological / Mystery / Crime / DarkRomance / Drama / Tragedy / Omegaverse / Smut / mpreg Toxic-relationships Couples: KOOKV / MINV writer: Cravin Mont PDF(Full part) : telegram channel (bio)
𝐖𝐢𝐧𝐭𝐞𝐫 | ᴋᴏᴏᴋᴠ by ituhide
ituhide
  • WpView
    Reads 71,133
  • WpVote
    Votes 11,068
  • WpPart
    Parts 17
- نمی تونی بری. این پایان بحثه. تهیونگ حس عجیبی داشت، انگشتاش مور مور می شدند و شکمش یه حالی بود. ولی خودشو جمع کرد و خیره به اون چشم ها با لحن محکمی گفت: - این کارو نکن. نمی دونی چقدر می تونم دیوونه باشم. زندگیتو جهنم می کنم. جونگ کوک لبخندی زد، ولی فاقد شوخ طبعی بود. - اگر تو دیوونه ای، من از تو دیوونه ترم. صداش تیز و چالش برانگیز بود. تهیونگ مطمئن نبود این جونگ کوکه داره باهاش حرف می زنه یا گرگی که درونش زندگی می کرد. تهیونگ جراتشو جمع کرد و پوزخندی زد: - تا استخوان هام لرزید واقعا. برام مهم نیست اگه دیوونه ای جئون جونگ کوک، توی خوابت ببینی منو حبس کنی. جونگ کوک لبخند کوچیکی زد. چشم هاش برای لحظه ای به رنگ عادی خودشون برگشته بودند و درحالی که لب هاش گوش تهیونگ رو لمس می کردند زمزمه کرد: - من نمی خوام حبست کنم. وقتی عقب کشید، چشم هاش طلایی بودند. با صدایی که بم تر از همیشه بود فقط یه جمله گفت. - جفت من. مال من. باید ازش مراقبت کنم. 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐊𝐎𝐎𝐊𝐕 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞, 𝐀𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧, 𝐎𝐦𝐞𝐠𝐚𝐯𝐞, 𝐒𝐦𝐮𝐭,𝐒𝐮𝐩𝐞𝐫𝐧𝐚𝐭𝐮𝐫𝐚𝐥 𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓: 𝑰𝒕𝒖 𝑯𝒊𝒅𝒆 🚫[DO NOT COPY THIS WORK]🚫
Forbidden Love | عشق ممنوعه  by kaihan_33
kaihan_33
  • WpView
    Reads 190,219
  • WpVote
    Votes 21,714
  • WpPart
    Parts 61
A stroy of a little and his caregiver _ توی این مدت که من نیستم پیش یکی از دوستام میمونی عزیزم ... - ولی بابا من که بچه نیستم ...
Alpha hunter| شکارچی آلفا by liafanfic
liafanfic
  • WpView
    Reads 2,583
  • WpVote
    Votes 286
  • WpPart
    Parts 6
جئون جونگ کوک، آلفایی که بعد از هفت سال امگای فراری‌اش رو پیدا میکنه. -مشتاق دیدار، امگای فراریِ من. -جونگ‌ کوک. -بهت حق حرف زدن ندادم امگا. ..... ژانر: امگاورس، اکشن کاپل: کوکوی نویسنده: لیا