میتونم براشون بمیرمㅠ_ㅠ
9 historias
Error - Brotherhood por Destinsisues
Destinsisues
  • WpView
    LECTURAS 23,537
  • WpVote
    Votos 3,818
  • WpPart
    Partes 48
هفت پسر ولگرد در شهر لس انجلس یک تیم تشکیل میدن تا به دنبال رویاهاشون برن . اما پا به دنیای خطرناکی میذارن که بهش تعلق ندارن.
Error - Equality por Destinsisues
Destinsisues
  • WpView
    LECTURAS 5,992
  • WpVote
    Votos 1,022
  • WpPart
    Partes 26
فصل دو ارور - پسر ها بعد تجربه برادری به برابری کشیده میشن و این احساس جاه طلبی باعث خرابی هایی میشه که...
Error - Final Vow  por Destinsisues
Destinsisues
  • WpView
    LECTURAS 7,378
  • WpVote
    Votos 1,187
  • WpPart
    Partes 26
فصل سوم هفت پسر که مدت هاست به دنبال خوشبختی میگردن با دست های خود سرنوشتی میسازن که هرگز انتظارش رو نداشتن.
Atonement / تاوان por Avid_Ensan
Avid_Ensan
  • WpView
    LECTURAS 18,225
  • WpVote
    Votos 2,127
  • WpPart
    Partes 40
_ میگن عشق اول مهمه، ولی بیشتر که آدم فکر میکنه می‌بینه از اون مهم‌تر عشق دومه... عشق دوم وقتی میاد که برای اولین بار قلب آدم شکسته، نفس آدم گرفته شده، امید آدم از بین رفته و آدم فهمیده همه‌ی عشق‌ها تا ابد نمیمونن... حالا فاصله کمی بیشتر نگه داشته میشه... همیشه آدم کمی مواظب‌تره... حالا باورها کمی بیشتر زمان میبرن... کم‌کم آدم تشخیص میده واقعی رو از الکی... سطحی رو از جدی... و گذرا رو از ماندگار... بنظرم باید به عشق دوم خیلی تبریک گفت... باید دستش رو گرفت و فشرد چون زمانی توی دل آدم جا گرفته که آدم فکر میکرد... مطمئن بود... و شک نداشت که دیگه هرگز عاشق نمیشه... کاپل ها : تهکوک / سُپ
BARCODE [VKOOK/YOONMIN] por kimsevil
kimsevil
  • WpView
    LECTURAS 240,547
  • WpVote
    Votos 33,415
  • WpPart
    Partes 53
‌๛ ғᴀɴ ғɪᴄ 「 Bᴀʀᴄᴏᴅᴇ 」 • بارکد ~ Complete • کاپلی° ویکوک - یونمین • ژانر : عاشقانه | روزمره | نقد اجتماعی | انگست ❥•↿#Sevil 💜 #بارکد -•ᴛᴇᴀѕᴇʀ~ یک نفر پشت میله های زندان/ پدری که مرده بود. یک نفر زیر دود و سیگار / خواهری که رفته بود. مرگ هم به سراغشان نمی آمد~ راهش را کج می کرد... پشت چشمی می آمد و می رفت. بارکد تیره ... پشت گردنشان~ سرنوشت نحسشان را رقم می زد، پر رنگ تر از دیروز. ایدی تلگرام: @kimsevil
NOIR [BARCODE 2] por kimsevil
kimsevil
  • WpView
    LECTURAS 78,312
  • WpVote
    Votos 11,370
  • WpPart
    Partes 30
نُوا یعنی چی؟... زندگی اون چند نفر وسط شهر تاریک و بد بو میشه نوا! وقتی که مجبوری عشقت رو با لبای خونیش ببوسی و مزه اشکش رو از روی پوستش بچشی. وقتی که تک تک لحظات تفنگ رو با ترس لمس میکنی و نا امنی تموم بدنت رو به لرز انداخته. نُوا لمس دستای یخ زده همونیه که وسط این جهنم میتونه بهشت رو برات به ارمغان بیاره... . . سیاه...صفت زندگی سه نفره. سه نفری که از وسط خاکستر خونه سوختشون ، بلند شدن. سه نفری که هر ثانیه از حال رو با یادآوری گذشته تلخ زندگی میکنن و از فکر کردن به آینده واهمه دارن. سه نفری که در اوج تنهایی مجبورن ادامه بدن. مجبورن تموم زورشونو بزنن تا به بقیه ثابت کنن هنوز میتونن حرکت کنن. هنوز میتونن حرف بزنن ثابت کنن که هنوز زندن! این داستان در ادامه ی BARCODE نوشته خواهد شد... ژانر: نقد اجتماعی - روانشناسی کاپل: VKOOK / SECRET +دختر پسری
Star Renaissance || VKook ~ Completed por millennium_story
millennium_story
  • WpView
    LECTURAS 212,021
  • WpVote
    Votos 36,204
  • WpPart
    Partes 40
Star Renaissance _ زود باش کتابا رو رد کن بیاد حرفاش باعث شد ابرو های جونگ کوک بیشتر بالا برن _ کدوم کتابا ؟؟ پسر بی توجه به تعجب اون از توی جیبش مقداری پول در آورد دست جونگ کوک رو گرفت گذاشت کف دستش _ زود باش پسر من وقت ندارم جونگ کوک اخماشو تو هم کشید و دست پسره رو پس زد _ هی من نمیدونم راجع به چی حرف میزنی پسره که انگار عصبانی شده بود جلو اومد . صورتش به اندازه ی یه برگه کاغذ با جونگ کوک فاصله داشت با حرص از لای دندوناش غرید _ من وی هستم همون که قرار کتابا رو ازت تحویل بگیره . پولت رو هم که دادم به اون سایون احمق بگو دفعه ی دیگه یکی رو بفرسته که اینطوری مثل تو دو ساعت نخواد سوال پیچم کنه بچه جون حالا هم زود باش من تمام شب رو وقت ندارم جونگ کوک همچنان متعجب به چشمای عصبانی شخصی که خودشو وی معرفی کرده بود خیره شد . هیچ ایده ای نداشت که اون آدم اصلا داره راجع به چی حرف میزنه ولی اینو خوب میدونست که رعیت ها توی سرزمین اسکورو حق خوندن و نوشتن ندارن و حمل کتاب نوعی جرم محسوب میشه . شاید باید یکم بدجنس میبود. ♦♦★♦♦ کاپل: ویکوک - نامجین - یونمین ژانر: فانتزی - رمنس نویسنده: Scarlett & Nafas *میتونید پیدیاف این فیک رو توی چنلمون پیدا کنید* 1 in #بیتیاس 1 in #Seokjin 1 in #Jimin
My you  por Vkookchild9597
Vkookchild9597
  • WpView
    LECTURAS 488,687
  • WpVote
    Votos 62,617
  • WpPart
    Partes 60
_شانس آوردی آلفا، امگای قوی داری؛ با وجود شدت بالای ضربه، اما آسیب شدیدی بهش وارد نشده و مهم‌تر از همه اگه در حالت انسانی چنین آسیبی می‌دید درجا بچه‌اش رو از دست می داد؛ اما چون در حالت گرگینه... تهیونگ که تا اون لحظه با دقت به حرف‌های ساحره گوش می‌داد با شنیدن قسمت دوم جمله، ابروهاش جمع شد و حرف‌های ساحره رو قطع کرد. _یه لحظه یه لحظه، الان چی گفتی؟ _گفتم امگای قوی داری... _نه نه بعدش، قسمت دوم جمله‌ات... تـ... تو گفتی چی؟ بچه؟! ساحره ابرویی بالا انداخت و پلک زد. _نمی‌دونستی؟ امگات بارداره... Writer: Ashil Couple: Vkook, Hopmin, Taehi Genre: omegaverse, action, fantasy, romance, mpreg, smut
𝑬𝒏𝒅𝒍𝒆𝒔𝒔 por VK-Cheri
VK-Cheri
  • WpView
    LECTURAS 10,731
  • WpVote
    Votos 2,056
  • WpPart
    Partes 47
[ᴄᴏᴍᴘʟᴇᴛᴇᴅ] گاهی فرار از تاریکی ، تاریکی عمیق تری به دنبال داره. نخ سرنوشت بی اجازه اونها در هم تنیده شده بود تا زندگی رو رغم بزنه که با بوی غم و سیاهی خون خو گرفته. پسر بیست ساله ای که در تقلای زنده موندن با افرادی اشنا میشه که ادعای عجیبی راجبش دارن و گرفتن دستهایی که به سمت اون دراز شدن اون رو با گذشته راز آلودش رو به رو میکنه. شاید از ابتدا گذشته همان آینده بود و آینده گذشته ای که ازش فرار میکرد.. و هیچ کس نمیدونست پایان این گرداب بی پایانِ زمان چه بهایی برای شکوفه عشقش خواهد داشت ! ------ پسر دستش رو روی سینه مرد مقابلش گذاشت و لب زد : وقتی بچه بودم ارزوی پرواز داشتم ! حس آزادی و سرخوشی وقتی که بین هوا معلقی .. بدون اینکه هیچ فکر و سنگینی احساس کنی " قطره اشکی به ارومی از گوشه چشمش چکید و مردمک های لرزونش روی صورت اروم مرد نشست : میای باهم پرواز کنیم ؟" 𝒄𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: 𝑽𝒌𝒐𝒐𝒌 , 𝒚𝒐𝒐𝒏𝒎𝒊𝒏 , 𝒏𝒂𝒎𝒋𝒊𝒏 , 𝒉𝒐𝒔𝒆𝒐𝒌 & 𝒈𝒊𝒓𝒍 𝒈𝒆𝒏𝒓𝒆 : 𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝒄𝒆. 𝑺𝒎𝒖𝒕. 𝑺𝒖𝒑𝒆𝒓𝒏𝒂𝒕𝒖𝒓𝒂𝒍. 𝑴𝒚𝒔𝒕𝒆𝒓𝒊𝒐𝒖𝒔. 𝑻𝒉𝒓𝒊𝒍𝒍𝒆𝒓 𝒘𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓 : 𝑽𝑲-𝑪𝒉𝒆𝒓𝒊