🌸نام : In My Closet
🌸ژانر : عاشقانه - کمدی - یائویی - دراما - +18
🌸مترجم : ایــــزا
🌸زمان اپ: دوشنبه ها
🌸توضیحات :
سوآ(Sua) وقتی میفهمه از پسرا خوشش میاد که جانگ رو میبینه.
جانگ برای اون مثل یه آیدل بود پس سعی کرد تو عرصه کاری اون پا بزاره و هم مسیر اون بشه.
همه چی وقتی تغییر میکن ه که جانگ مدیر برنامهی سوآ میشه.
سوآ برای اینکه احساساتشو بروز نده، تو لاک افسردگی میره اما جانگ میگه اگه کارشو خوب انجام بده
بهش جایزه میده...💦💦🔞
🔹نام: دستورعملهای رابطه
🔹ژانر: مدرسهای - جی ال - یوری - عاشقانه - کمدی
🔹مترجم: ایــــزا
🔹زمان اپ: شنبه ها
🔹توضیحات:
همش تقصیر اونه...!
ما همو بوسیدیم و حالا اون بهم بی توجهی میکنه.
آخه کدوم خری اینو با بهترین دوستش انجام میده؟
🔷این مانهوا در آیدی کانال تلگرام نیز موجود می باشد!🔷
🔶 آیدی کانال: Eiza_translate🔶
👰نام : عروسِ او شدن
👰ژانر : عاشقانه - یوری(جی ال) - دراما - +17
👰مترجم: ایـــزا
👰زمان اپ: پنجشنبه ها
👰توضیحات : سیـبوم دختری که بخاطر بدهکاری پدرش باید عروس یه زن کندذهن بشه...
ولی اون واقعا کم داره یا بخاطر نامادریش اینطور رفتار میکنه؟
دست سرنوشت ماجراهای متفاوتی برای این دو دختر رقم میزنه.
مترجم: ایــــزا
➼Channel : @Eiza_Translate
فیکشن: بازی جنون
کاپل: ایونهه 🔥و....
ژانر: رومنس ، اسمات ، روانشناختی
☢در حال آپ (پنج شنبه ها و دوشنبه ها)
نویسنده اصلی:amy western
Editor: shimmer
خلاصه فیک:
خلاصـه:
عاشقی را بلد نبودند. شاید هم میدانستند اما فقط این سبک آنها بود! لی اونهیوک بازیگر 26 ساله گستاخ و خودخواه که با روز و شب هم لجبازی میکرد، از عاشقی کردن فقط دیوانه بودن را میدانست. و لی دونگهه بازیگر همسن او که کودکی اش در دستان برادر متجاوزش هدر رفته، تظاهر به غرور و استقلال میکرد.
هیوک هرگز مرزی برای دیوانگی هایش نداشت و دونگهه حتی حدس هم نمیزد ممکن است تا این حد از جنو ن او لذت ببرد و خودش هم مجنونانه وارد این بازی جنون شود...
موضوع داستان:دختریی که سر به هوا بود و به حرف کسی گوش نمیداد اما روزی همه چی تغییر میکنه زمانی که برای باشگاه بدمینتون ثبت نام میکنه و ناخواسته وارد یه بازی جدیدی میشه که خودش خبر نداشت
وضعیت:در حال نوشتن
تازه امروز شروع کردم بهم عشق بدید تا تمومش کنم و یه داستان جدید با علایق شما بنويسم
وت اپ کنین اگه دوس داشتید
ژانر:تاحدی درام،عاشقانه،بی دی اسم ،ددی ببی گرل
تیکه ای از داستان:
+به نفعته ساکت شی و انجامش بدی چون اگه نخوای باید از خونه بری نه تنها خونه بلکه شرکت و به بابات میگم خودت اومدی و سعی کردی چیکار کنی من علاقه زیادی دارم به تربیت کردن و اینجا میفهمی معدب باشی
-من خیلی ترسیده بودم و نمیخواستم کسی بدونه چیزیو که انجام ندادم
ملانی از پدرش خبری نداره تا این که پدرش به خاطر این که ملانی رو به کاپوی فرناندو ایتالیا بده به ایران میاد و اینجاست که ملانی با راز مخوف پدرش که سالها ازش بی خبر بوده رو به رو میشه ....
صحنه دار_مافیایی🔞