کاپل=ویمین
مردای وحشی با بازو های گنده و هیکل قول اسا پسر کوچولو و ظریف رو محاصره کرده بودن.. دست از ازار دادن اون فرشته کوچولو برنمیداشتن
اونایی ک دنبال میکنیین 😚بوس رو چشاتون
امیدوارم دوسش داشته باشید...
یک نویسنده 🤷🏻♀️😂💜
"جئون جانگکوک رقصنده اختصاصی بار رو دید و محو زیبایی اون شد ..."
"چی میشد اگ این رابطه سه نفره میشد..."
"چی میشد اگ همزمان دو نفر عاشق یک نفر میشدند..."
᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥
آهستگی سمت مبل حرکت کرد و شروع کرد به حرف زدن
+چطوره اون ناله ها و رقصهایی که معشوقت روت انجام داده روی من تمرین کنی چطوره؟
چشمای کوکی گرد شد و نفساش به شمارش افتاد اون ازش چی میخواست ن نکنه ک...
᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥
"من بدنتو اونقدر غرق عشق میکنم تا کاملا مست بشی"
+با شنیدن این جمله تمام بدنش لرزش خفیفی گرفت
_برو به جهنم لعنتی من به معشوقم خیانت نمیکنممم
+به نفعته زیرم باشی جئون وگرنه معشوقت زنده نمیمونه
᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥᪥
•نام⸙ ͎.: #ThreeStrangers
•ژانر⸙ ͎.: ددی کینک/تریسام/اسمات/جنایی
•کاپل⸙ ͎.: ویکوکمین
•نویسنده⸙ ͎.: #سحر
•رده سنی⸙ ͎.: +۲۱
#کامل
سه گانه ی my fucking life :
فصل اول : my little big brothers
فصل دو : the change up
فصل سه : tears
خلاصه فصل اول :
جونگکوک راز بزرگی داره که از هیونگ هاش پنهانش میکنه ... ولی اتفاق جادویی که شب تولدش رخ میده درها رو به روی گذشته اش باز میکنه و همه چیز رو تغییر میده ...
وقتایی که ازم میپرسن " بد ترین روز زندگیت رو تعریف کن " چیزی ندارم که بگم . .
.
.
البته نه اینکه روز بدی نداشته باشما ،
فقط نمیدونم کدوم روز رو باید تعریف کنم . .
کاپل : Kookmin , Taegi
ژانر : انگست ، رمنس ، مدرسه ای ، درام
برگشت و با دیدن آدمی که تو تاریکی بهش زل زده بود داد آرومی زد :وای هوپی تویی ؟دیوونه ترسیدم ...
چشماش رو بست و نفس عمیق کشید که با
شنیدن صدای خنده ناآشنایی شوکه چشماش رو باز کرد سریع برق رو روشن کرد تا چهرش رو ببینه که به جای جیهوپ با کوکی مواجه شد به میز آشپزخونه تکیه داده بود پیرهن مردونه ی گشادی تنش بود که چندتا دگمش رو بیشتر نبسته بود با تمسخر بهش خیره شده بود و می خندید
دلش ریخت اونجا بودنش این وقت شب ترسناک بود آب دهنش رو قورت داد تو این پنج سال تو خواب کم رویای بودن با جونگ کوک رو ندیده بود ولی حالا تو واقعیت براش داشت مثل یک کابوس اتفاق می افتاد...
👈فن فیک کوتاه کامل شده
👈کاپلی
👈جیکوک