Chanbaek
69 stories
REVENANT by ArgentPark
ArgentPark
  • WpView
    Reads 2,555
  • WpVote
    Votes 422
  • WpPart
    Parts 14
خلاصه: زندگیم پر شده بود از درد و تحقیر. آزادی دیگه برام معنایی نداشت. من توسط یه عوضی همراه رویاهام توی قفس افتاده بودم و ناامیدانه توی جهنمی که برام ساخته بود، دست و پا میزدم. احساس میکردم مردم... تا اینکه بالاخره یه‌شب یکی از قفل‌ها رو شکستم. اون شب تونستم کسی که 6ماه یواشکی تحسینش میکردم و ازش خوشم میومد رو از نزدیک ببینم. گارنر؛ مردی خودساخته و آزاد که روزها یه مکانیک محبوب و کاربلد بود، شب‌ها یه ریسر خیابونی که با ماشینش چشم بسته خیابون‌های لس آنجلس رو قورت میداد. و من بیون بکهیون، مدل محبوب هالیوود، اعتراف میکنم که از اون شب همه چیز عوض شد. انگار از گور بلند شدم و دوباره متولد شدم. شاید این شروع یه جنگ بزرگ باشه... شاید هم شروع یه زندگی جدید؟ - من هیچوقت آزاد نبودم چان... اون منو محدود میکنه و نمیذاره نفس بکشم. - منم هیچوقت قاتل نبودم بکهیون. ولی میتونم نفسشو برات قطع کنم تا تو بتونی راحت‌تر نفس بکشی. ⚜⚜⚜⚜⚜ ⚙️Couple; ChanBaek 📷Genre; Action, Romance, Drama, +18, Daddy Kink ⚙️Writer; Loey Park 📷Up Channel; @VersionsOfCB
THE NIGHT SHIFT by TalesByElsa
TalesByElsa
  • WpView
    Reads 2,030
  • WpVote
    Votes 560
  • WpPart
    Parts 7
پارک چانیول، رزیدنت ارشد زنان‌وزایمان، پزشکی که همه اون رو می‌شناسند؛ آرام، دقیق و غیرقابل نفوذ. مردی که سال‌ها یاد گرفته احساساتش رو پشت یک چهره سرد پنهان کنه و فقط روی نجات بیماران تمرکز داشته باشه. با ورود بکهیون، رزیدنت جوان و پرانرژی بخش، نظم زندگی چانیول شروع به تغییر می‌کنه. بکهیون تنها کسی‌ـه که از دیوارهای اطراف چانیول عبور می‌کنه؛ کسی که می‌بینه پشت اون نگاه سرد، مردی خسته و تنها پنهان شده. اما در بیمارستانی که یک اشتباه می‌تونه همه چیز رو تغییر بده، رابطه بین یک رزیدنت و مافوقش چیزی نیست که به راحتی پذیرفته بشه. 🩺Couple: Chanbaek - HunHan 🩺Genres: Dram, Medical Romance, Smut 🩺By Elsa
♤ Desdemona ♤ by Viaiba
Viaiba
  • WpView
    Reads 43,005
  • WpVote
    Votes 7,061
  • WpPart
    Parts 27
دو خانواده مافیایی که به خون هم تشنه ان و برای کشتن همدیگه لحظه شماری میکنن .. چانیول آلفای خانواده نیکولایچ ، از یه پدر صربستانی و مادر کره ای و بکهیون امگای خانواده بیون ... این دو نفر هیچوقت فکرنمیکردن وسط دشمنی که خانواده هاشون باهم دارن ؛ عاشق همدیگه بشن . قرار های یواشکی همراه با ترس و لرز ؛ بوسه و لمس های سریع وسط مهمونی های بزرگ و دور از چشم بقیه ، کادوهایی که از سر ترس قایم میشدن ، تعصبی که روی همدیگه داشتن ، سرانجام همه اینا به یه ازدواج پنهانی منجر شد ‌. ولی هیچکدوم نمیدونستن که عشق و ازدواجشون قراره یه جنگ بزرگ بین دو خانواده رو شروع کنه . ᴄᴏᴜᴘʟᴇ : ᴄʜᴀɴʙᴀᴇᴋ ♤ ʜᴜɴʜᴀɴ ♧ ᴋʀɪꜱʜᴏ♡ ɢᴇɴʀᴇ : ᴏᴍᴇɢᴀᴠᴇʀꜱᴇ , ᴍᴀꜰɪᴀ , ᴍᴘᴇʀɢ , ᴅᴀʀᴋ ʀᴏᴍᴀɴᴄᴇ , ꜱᴍᴜᴛ ♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡
Solmere by TalesByElsa
TalesByElsa
  • WpView
    Reads 16,689
  • WpVote
    Votes 3,844
  • WpPart
    Parts 28
«فکر می‌کردم حتی اگه دوستم نداشته باشی، حداقل مال من می‌مونی...» تا حالا شده در عشقی قدیمی گیر کنی و دیگه هرگز نتونی به کسی جز اون حتی فکر کنی؟! چانیول بعد رفتن بکهیون شکست و تکه هاش رو باد برد اما بکهیون... اون زیبای لعنتی حالا ازدواج کرده بود و زیادی خوشبخت به نظر می‌رسید. کاپل: چانبـک ژانر: عاشقانه، امگاورس، درام محدودیت سنی🔞 نویسنده: السا
༻𝐄𝐒𝐂𝐀𝐏𝐄༺ by Andras_Town
Andras_Town
  • WpView
    Reads 1,338
  • WpVote
    Votes 285
  • WpPart
    Parts 8
چان یول امپراطور 36ساله هوانگ و کسی که درگذشته قاتل فرمانده بزرگ چوسان پدر بکهیونه درصدد حمله دوباره به چوسان و تصرف خاک این سرزمین هست. برای همین خودش شخصا و به طور ناشناس برای بررسی اوضاع چوسان وارد خاک این سرزمین میشه درحالی که بایه بیماری جدی و خطرناک مادرزادی سروکله میزنه....🏹 بکهیون و برادرش مینسوک تو تمام این سالها برای حفظ زندگی و جونشون مجبورشدن هویت اصلی خودشون رو پنهان کنن و مثل یک زن در جامعه ظاهر بشن🗝 و دوکیونگسو که به اتهام قتل ملکه مادر به همراه دوستانش از قصر فراری میشه...‼️ چه سرنوشتی در انتظار تک تک این شخصیت ها وجود داره آیا بکهیون میتونه قاتل پدرش رو بشناسه ༻𝐄𝐒𝐂𝐀𝐏𝐄༺ ɢᴇɴʀᴇ: ʜɪsᴛᴏʀɪᴄᴀʟ,ᴀᴄᴛɪᴏɴ, ᴀɴɢsᴛ, ʀᴏᴍᴀɴᴄᴇ, sᴍᴜᴛ+18 ᴀᴜᴛʜᴏʀ: ᴍᴀsᴛᴀɴɪ ᴄᴏᴜᴘʟᴇ: ᴄʜᴀɴʙᴀᴇᴋ ᴀɢᴇ ʀᴇsᴛʀɪᴄᴛɪᴏɴ: +18
EGO by CynthiaPaul2002
CynthiaPaul2002
  • WpView
    Reads 93,910
  • WpVote
    Votes 21,895
  • WpPart
    Parts 47
ایگو به معنی «خود» 𖤐⃟🕸️Fɪc: EGO 𖤐⃟🕸️Gᴇɴʀᴇ: Cʀɪᴍɪɴᴀʟ, Rᴏᴍᴀɴᴄᴇ, Aɴɢsᴛ, Smut, 𖤐⃟🕸️Cᴏᴜᴘʟᴇ: CʜᴀɴBᴀᴇᴋ
Trace by Tinkerbelleri
Tinkerbelleri
  • WpView
    Reads 4,266
  • WpVote
    Votes 1,067
  • WpPart
    Parts 15
داستان از جایی شروع میشه که بکهیون و چانیول بعد از سالها رابطه ی عاشقانه تصمیم میگیرن ازدواج کنن. ‌اونها برای خرید خونه ی رویاهاشون به آمریکا میرن و حالا قراره برگردن کره تا مراسم ازدواجشونو با حضور خونواده و دوستاشون بگیرن. همه با خوشحالی تو فرودگاه سئول منتظر برگشت این زوج دوستداشتنی ان اما زمانی که می بینن بکهیون با چهره ای گرفته تنها برگشته شوکه میشن ... فکر می کردن برای خوشبختی فقط کافیه کنار هم بمونن فکر می کردن عشق از پس هر مانعی برمیاد اما بعضی جنگ ها بزرگتر از اونن که عشق براشون کافی باشه..در نهایت همه چیز از بین میره و تنها چیزی که میمونه خاطره هاست و رد محوی از کسی که دوستش داشتی...
MOIRA by ParklLoey
ParklLoey
  • WpView
    Reads 13,407
  • WpVote
    Votes 2,564
  • WpPart
    Parts 24
Title: Moira Genre: Romance | Drama | Angst | Happy End Main Couple: ChanBaek Written by: Silver Loey Update: Every Thursday Status: Ongoing ______________________________ همه‌چیز از یه تصمیم ساده شروع شد. تصمیمی که معمولی به نظر میرسید طوری که کسی فکر نمیکرد بتونه آینده رو جابجا کنه. فاصله‌ی بین درست و غلط همیشه واضح نیست. گاهی فقط یه قدم اشتباه کافیه تا اعتمادها ترک بخورن و رابطه‌ها شکل تازه‌ای پیدا کنن. اینجا هیچ‌چیز سیاه و سفید نیست..خاکستری قطعا تفسیر درست تری برای رابطشونه. دو مرد با گذشته‌ای که رهاشون نمیکنه روبرو میشن و مجبورن بین موندن و رفتن، حقیقت و سکوت، یکی رو انتخاب کنن. هر انتخاب، بهایی داره حتی اگه دیر فهمیده بشه. بعضی راه‌ها فقط یه‌بار اجازه‌ی عبور میدن و وقتی ازشون گذشتی، دیگه هیچ‌چیز شبیه قبل نخواهد بود. بیون بکهیون حاضر بود همه‌چیز رو ببخشه..فقر، سختی، کتک و دعواهای بی‌پایان و حتی شکسته شدن قلبش رو... اما خیانت؟ نه! "- تو یه شب، هم همسرم رو از دست دادم..هم بهترین دوستم." "- و من، هفت ساله دارم تاوان شبی رو میدم که حتی خیانتی اتفاق نیفتاد." ______________________________
MAYAN by fatiiiima_bs
fatiiiima_bs
  • WpView
    Reads 240,181
  • WpVote
    Votes 47,813
  • WpPart
    Parts 77
💎فیکشن: MAYAN 💎کاپل: چانبک ، ویکوک ، یونمین 💎ژانر : رمنس، اکشن، جنایی 💎محدودیت سنی: +۱۸ _ اون شبیه یه شوالیه س...شوالیه ی من _اون لعنتی رو من بهت دادم! تو منو بخاطر شوالیه ای که خودم واست فرستادم پس میزنی؟! _احتمالا اگه بجاش قلبت رو میدادی وضعیتمون بهتر بود...میدونی چیه؟ اون زیاد حرف نمیزنه...مخصوصا وقتی پای احساسات وسط باشه..تمام این مدت عاشقانه ترین حرفی که بهم گفته یه "میخوامت" بوده ولی چه اهمیتی داره واقعا وقتی تک تک حرکاتش داد میزنه چقدر عاشقمه؟ اون بجای تو و تمام آدمای زندگیم فقط با بودنش بهم عشق داده..
Ichou by fatiiiima_bs
fatiiiima_bs
  • WpView
    Reads 10,429
  • WpVote
    Votes 1,554
  • WpPart
    Parts 12
🍂فیکشن : ichou 🍂کاپل: چانبک 🍂ژانر: درام، تاریخی 🍂محدودیت سنی: +18 🍂 وضعیت: تمام شده