کتابی برای شناخت گروه بی نظیر کره ای-چینی اکسو
لطفا تعصبات و نژاد پرستی ها رو کنار بذاریم و بیاییم این گروه با استعداد رو بشناسیم... نه اینکه قضاوتشون کنیم.
با تشکر از کسانی که حس میکنن اکسو رو خیلی بهتر از من میشناسن، لطفا بجای گرفتن ایراد، راهنمایی کنید تو پیام های شخصی و یا کتاب خودتون رو در این زمینه بذارید
•¬کاپل: چانبک | چانلو
•¬ژانر: رومانتیک | انگست | هپی اند
•¬مقدمه :
همه چیز از روزی شروع شد که بکهیون حوصله اش سر رفت صفحه چت روم رو باز کرد و برای اولین بار برای تنها کسی که اون ساعت بیدار بود پیام فرستاد: سلام.
این آغاز دوستی عجیبی بین چان و بک شد. دو پسری که از هم چیزی نمی دونستند جز یه اسم. اونها باهم حرف می زدند ولی حتی صدای هم رو نمی شنیدند. چیزهایی رو میگفتند که نمی تونستند رو در رو برای کسی بگن. بهم عادت کردند
و بعد اشتراک بزرگی بینشون پیدا شد و برای اولین بار قرار گذاشتند.
هم رو دیدند دوست شدند. هم کلاسی شدند و بعد عاشق شدند.
با یه حلقه از طرف چانیول مثل یه زوج تازه ازدواج کرده هم خونه شدند و عشقشون رو زیر یک سقف بردن. خونه عشق. اما چه اتفاقی می افته وقتی تنوع کابوس بیداری یکیشون میشه؟ وقتی یکی خیانت کنه سرنوشت عشق به کجا می رسه؟
═ ∘♡༉∘ ═
#Nemo
فصل دوم سایه ی تو [ your shadow]
🍂بعد از برملا شدن راز بکهیون ، چانیول اون از قلعه بیرونش کرد
🍁حالا دو سال از این قضیه میگذره و بکهیون تبدیل به شخص دیگری شده
🍃فردی که تمام احساسات خودش رو درون قلب شکستش دفن کرده و چه اتفاقی میافته اگه جنگ قدرت رخ بده بین کسایی که هیچ کس حتی فکرشم نمیکرد ؟!....
چانیول پسری که بعد از پدرش باید رهبر امپراطوری خون اشام ها بشه ولی به دلایلی دست از سمتش کشیده و در یک دانشکده خودش و مخفی کرده و درس میخونه
متوجه میشه که باید سراغ خونواده اش بره چون ممکنه بخاطر اتفاقاتی که افتاده جنگی جهانی رخ بده
کاپل اصلی = چانبک
لینک فصل دوم
https://my.w.tt/EFkMUlJjW0
✾FEINT ✾
▪️بکهیون پسری که با برادرش سهون به مشکل برخورده چون دست به کار های خطرناک میزنه
▪️چانیول مردی که زنش و بخاطر بیماری از دست داده و یه پسر پنج ساله به اسم جوسون داره
▪️چی میشه اگه پارک چانیول دکتر ،عاشق برادر دوست صمیمیش بشه ، در حالیکه هیچ کس از این اتفاق راضی نیس !!
◾️چی میشه اگه حقیقت ها بعضا بیشتر از دروغ ها و تظاهر ها به انسان آسیب بزنن!!
و چرا اکثر اوقات انسان ها دروغ هارو به واقعیت ها ترجیح میدن
🔘کاپل : چانبک
🥀 رمنس ، مرموز ، جنایی 🍭
🍁نویسنده : hazal
بکهیون شیطونی که برای رفتن به سفر تابستونی مدرسه اجازه برادرشو نیاز داره!!
پس مجبوره کمکش کنه و به عنوان یه دختر، تور لیدر گروه کی پاپ اکسو بشه اما خب زیادی منحرفه...
🍌💦
لوهان:"شاید گرسنهست!"
سهون بشکنی زد:"شایدم ریده..."
سوهو:"امیدوارم اولی باشه!!"
کریس:"امیدوار نباش...چون این فقط شیر ننشو میخوره!"
سوهو:"ما کامیلا رو داریم!"
بکهیون مثل برق گرفته ها جا خورد.
چانیول:"اخه مگه کامیلا شیر داره؟"
سوهو:"نداره...ولی میشه ازش به عنوان استعاره استفاده کرد.
اون چیزی رو داره که ما نداریم...🍒"
⊹⊱ғɪᴄ⊰⊹
👙𝖢𝖺𝗆𝗂𝗅𝖺 𝖨𝗌 𝖠 𝖡𝗈𝗒 1 •𝖬𝗒 𝖥𝖺𝗇👙
⊹⊱ᴄᴏᴜᴘʟᴇ⊰⊹
👙𝖢𝗁𝖺𝗇𝖡𝖺𝖾𝗄👙
⊹⊱ɢᴇɴʀᴇ⊰⊹
👙𝖥𝗅𝗎𝖿𝖿•𝖥𝗎𝗅𝗅 𝖢𝗈𝗆𝖾𝖽𝗒👙
⊹⊱sᴛᴀʀᴛᴇᴅ⊰⊹
👙2020-4-2👙
⊹⊱ғɪɴɪsʜᴇᴅ⊰⊹
👙2020-4-14👙
-دوسش داری مگه نه..؟من میدونم که تو از این خوشت میاد، اعتراف کن. بهم اعتراف کن واین، میدونم.. تو از گرمیه نفس من روی تنت خوشت میاد...
+تو... تو میدونی.. ک دوسش دارم..
'گرمیه نفسای اون مرد.. هربار درست زیر گوش من.. چشمای گرسنه و سردش.. من.. من چطور میتونم نخوامش..؟'
روزهای اولی که دیده بودمش مطمعن بودم
از کاری که دارم انجام میدم
از راهی که میرم
قبل از شناختنش همه چیز واضح و برنامه ریزی شده و درست به نظر میرسید
درست مثل چیزی که دوست داشتم باشه...
اما دنیای من بعد از اون... طوری تغییر کرد که دیگه حتی نمیدونم شخصیتی که این همه تلاش کردم تا طوری که میخوام بسازمش رو... هنوز هم دوست دارم..... یا ازش متنفرم
داستان زندگی بکهیون که در دفاع از خودش مرتکب قتل شده و چانیول کسی که چیزی برای از دست دادن نداره .
°•°•°•°•°•°•°•°•°•°
چاقو از دستهای لرزانش به زمین افتاد . نمیتونست نگاهش رو از چشمهای بازِ کسی که تا چند دقیقه ی قبل زنده بود، بگیره . کار تموم شده بود . تلاش کرده بود زخم رو با دستش مسدود کنه و جلوی خونریزی رو بگیره اما انگار چاقوی کوچیکش به یکی از رگهای اصلی برخورد کرده بود .
°•°•°•°•°•°•°•°•°•°